Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

آب حيات، آب زندگاني يا آب حيوان، نام چشمه‌اي مفروض در ظلمات كه هر كس از آن بنوشد عمر جاودان خواهد يافت. غربيان آن را چشمة جواني[1] مي‌گويند. انديشة آب حيات در سرتاسر ادبيات فارسي و همچنين در بسياري از متون ديني به چشم مي‌خورد. در ميان متون ديني سامي، عهد جديد، به صراحت از آن ياد شده است.1 در داستان‌هاي اسلامي نام سه تن، الياس، خضر و اسكندر ذوالقرنين آمده است كه در پي آب حيات رفته‌اند؛ از ايشان الياس و خضر از اين آب آشاميده و زندگي جاودان يافته‌اند و اسكندر ناكام بازگشته است. در روايات آمده است كه خضر و الياس تا روز قيامت نخواهند مرد، زيرا از آب حيات نوشيده‌اند. خداوند، خضر را در درياها و الياس را در بيابان‌ها گمارده است تا راه را به گم‌گشتگان، بنمايانند2 ولي اسكندر را بخت يار نبود تا از آب حيوان بنوشد. فردوسي كه داستان اسكندر را با داستان خضر مي‌آميزد، مي‌گويد، پس از لشگر راندن اسكندر به مغرب، وي آوازة آب حيوان (= حيات) را شنيد كه در ژرفاي تاريكي‌هاست. بنابراين به همراه خضر راهي آن ديار شد. ولي بر سر دوراهي، خضر را گم كرد. خضر به سوي تاريكي رفت و آب حيات را يافت. ولي اسكندر به روشنايي‌ها رسيد.3

آب حيات، در عرفان، نماد وجود واحد مطلق (= حق)، بقاءالله و معرفت است و ظلمت، نماد كثرت و جهل است.4 سالك راه حقيقت پس از سير و سلوك و در پي شب زنده‌داري‌ها و راز و نيازها، چنان‌كه حافظ گفته است،5 در ظلمت شب بدان دست مي‌يابد:

دوش وقت سحر از غصّه نجاتم دادند                                     وندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند

 

مآخذ:

  1. كتاب مقدس، عهد جديد، مكاشفه يوحنا، 1:22.
  2. نيشابوري، ابراهيم بن منصور. قصص الانبياء. به كوشش حبيب يغمايي، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1340ش، ص338.
  3. فردوسي، شاهنامه، .... .
  4. لاهيجي. شرح گلشن‌راز. تهران: زوار، 1371ش، ص84؛ تهانوي. كشاف اصطلاحات الفنون. مدخل.
  5. حافظ. ديوان. تصحيح محمد قزويني ـ قاسم غني، تهران: زوار، غزل، ص183.

[1]. Fountain of youth

امیرحسین ساکت‌اف