Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

آبادان، شهري در جنوب غربي ايران با "39 '12  ْ48 طول شرقي و "30 '22  ْ30 عرض شمالي و با ارتفاع 3 متر بالاتر از سطح دريا.1

از شهرهاي پر جمعيت استان نفت خيز خوزستان، در گوشة شمال غربي خليج فارس و در ساحل شرقي رود مرزي اروندرود (شط العرب) واقع شده است.

در ضلع شرقي شهر، بهمنشير كه رودي منشعب از كارون به سوي خليج فارس است، جريان دارد.

آبادان مركز شهرستاني است به همين نام و برابر آخرين تغييرات تقسيمات كشوري وزارت كشور (در سال 1383ش) داراي 2 شهر و 2 بخش و 6 دهستان است2 كه از شمال شرقي به شهرستان شادگان و از شمال غربي به شهرستان خرمشهر، از غرب با كشور عراق و از جنوب به خليج فارس محدود شده است. آبادان به لحاظ سوق‌الجيشي (استراتژيك) و نيز تأسيسات عظيم پالايش نفت، داراي شهرت جهاني است.

فاصلة اين شهر از تهران 986 و از مركز استان (اهواز) نزديك به 116 كم،3 است.

اين شهر در ناحيه‌اي هموار و پست كه همان دلتاي اروندرود است، واقع شده و داراي آب و هوايي عموماً گرم و مرطوب و در تابستان بسيار گرم است.4

به هنگام بارندگي شديد، قسمت‌هايي از جنوب شهرستان آبادان به زير آب فرو مي‌رود و به وقت خشكي به صورت جزيره‌اي كه در نقشه‌هاي جغرافيايي «جزيرة آبادان» نام گرفته است، ظاهر مي‌شود. اين جزيره را به دليل وجود مقبرة منسوب به «خضر»، «جزيرة الخضر» نيز مي‌ناميدند.5

محصولات كشاورزي شهرستان، بيشتر حنا و خرماست كه افزون بر مصرف داخلي، صادرات خارجي نيز دارد.

جغرافيدانان و سياحان بسياري از آبادان، آن هنگام كه «عبادان» ناميده مي‌شد و روستايي بيش نبود، ياد كرده‌اند كه استخري، مقدسي، ابن بطوطه، ياقوت حموي، ناصرخسرو و... از آن جمله‌اند.

بنا به نوشتة استخري كه در قرن چهارم هجري مي‌زيسته، آبادان در ساحل دريا (خليج فارس) قرار داشته و در پي گسترش دلتاي اروند رود، از دريا فاصله گرفته است.6

ناصر خسرو هنگام گذر از اين شهر، شرح مفصلي از آن، به ويژه دربارة جزر و مد آب‌هاي ساحلي دريا نگاشته كه فرسنگ‌ها از شهر دور و يا بدان نزديك مي‌شده است.7

ابن بطوطه، جغرافي‌دان در سدة 8 ق كه آبادان را ديده، از آن به عنوان دهي بزرگ در زميني شوره‌زار ياد كرده است.8 و بالاخره حمدالله مستوفي، هم عصر ابن بطوطه، ماليات ديواني آبادان را بالغ بر 441 هزار دينار مي‌داند كه به خزانة بيت‌المال بصره فرستاده مي‌شده است.9

عبادان به موجب پيمان ارزروم 1264ق / 1852م پس از مدت‌ها منازعه بين ايران و عثماني، به مالكيت ايران درآمد. اين شهر تا زمان تأسيس پالايشگاه و توسعة اقتصادي و اجتماعي آن (سال‌هاي 1901ـ1910م)، مكاني كم اهميت و گمنام بود كه جز عده‌اي باديه‌نشين و چند نخلستان و كلبه‌هايي حصيري، اثري از مدنيت در آن مشهود نبود.10

نام «عبادان» كه منسوب به عبّاد ابن الحصين حبطي بود و به روزگار حجاج بن يوسف ثقفي و سلطنت عبدالملك اموي مي‌زيست، در سال 1314ش با پيشنهاد فرهنگستان و تأييد هيأت دولت وقت، به آبادان تغيير يافت.

با توسعة شهر و مهاجرت ساكنان ديگر شهرهاي ايران و نيز اتباع كشورهاي خارجي براي كار و زندگي در آن، جمعيت آبادان به سرعت تا 226083 تن در سرشماري سال 1335ش، فزوني يافت11 و تأسيسات و امكانات زندگي شهري، به ويژه براي ساكنان خارجي آن (عمدتاً انگليسي) در اين شهر برپا شد. در عصر زمامداري دكتر محمد مصدق و در جريان نهضت ملّي شدن صنعت نفت، آبادان كانون توجه جهانيان شد و به رغم تهديد ناوهاي جنگي انگليس، در همين شهر بود كه اقدام تاريخي خلع يد از شركت نفت انگليس كه سال‌ها امتياز استخراج، پالايش و صدور نفت ايران را در دست داشت، انجام گرفت. در جنگ ايران و عراق، (؟) به شدت آسيب ديد و علاوه بر ويراني تأسيسات شهري و انهدام پالايشگاه و مراكز اقتصادي، جمعيت خود را به ناگاه از دست داد، به گونه‌اي كه در سرشماري سال 1365ش خالي از سكنه اعلام شد.12

پس از پايان جنگ، بازسازي و ايجاد زمينه براي بازگشت مهاجران جنگي به زادگاه خود، به عمل آمد و ساكنان آن در سرشماري سال 1375ش به 206073 تن رسيد13 و طبق برآورد انجام گرفته جمعيت شهر در سال 1383ش تعداد 269299 تن بوده است.14

 

مآخذ

  1. جعفري، عباس. گيتاشناسي ايران. دايرة‌المعارف جغرافيايي ايران، ج 3، چ 1، تهران: گيتاشناسي، 1379، ص 1.
  2. دفتر تقسيمات كشوري. نقشه و جدول تقسيمات كشوري. تهران: دفتر تقسيمات كشوري (وزارت كشور)، 1383 (يك برگ).
  3. سازمان حمل و نقل و پايانه‌هاي كشور (وزارت راه و ترابري). اطلس جاده‌هاي ايران (ويرايش دوم). تهران: همشهري، 1380، ص 134.
  4. نجفي‌كاني، علي‌اكبر. مقدمه‌اي بر جغرافياي طبيعي ايران. تهران: سازمان جغرافيايي وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح، 1381، ص 43.
  5. بيات، عزيزالله. كليات جغرافياي طبيعي و تاريخي ايران. چ 1، تهران: اميركبير، 1367، ص 271.
  6. استخري، ابي اسحق ابراهيم بن محمّد. مسالك الممالك. به اهتمام ايرج افشار. تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1346، ص 83.
  7. قبادياني، ناصرخسرو. سفرنامه. به كوشش نادر وزين‌پور، تهران: كتاب‌هاي جيبي، 1350، ص 123 و 124.
  8. ابن بطوطه، ابوعبدالله محمد بن عبدالله. سفرنامه. ترجمة محمّدعلي موحد، ج 1، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1359، ص 199.
  9. مستوفي، حمدالله. نزهت القلوب. به كوشش محمّد دبيرسياقي. تهران: طهوري، 1336، ص 39.
  10. منبع 5. ص 272.
  11. نورالهي، طه. توزيع و طبقه‌بندي جمعيت شهرهاي ايران در سرشماري‌هاي 75-1335. تهران: مركز آمار ايران (سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور)، 1382، ص 105.
  12. همان. ص 136.
  13. همان. ص 174.
  14. مركز آمار ايران. بازسازي و برآورد جمعيت شهرستان‌هاي كشور بر اساس محدودة سال 1380. تهران: مركز آمار ايران (سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور)، 1382، ص 113.
غلامحسین تکمیل‌همایون