Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

آتش‌بازي، به کار بردن آتش و مواد آتشزا براي نمايش انواع نورهاي رنگارنگ و توليد صدا در هوا و فضاي تاريك شب در جشن‌ها و مراسم خاص.

نخستين بار ظاهراً چيني‌ها در سدة 7 يا 9 ميلادي از باروت در ساختن تيرِتَخْش (اسباب آتشزا) براي نمايش آتش در جشن‌ها و آئين‌ها استفاده كردند و از آن‌جا اين رسم به سرزمين‌هاي ديگر جهان راه يافت.1 در ايران از ديرباز در جشن‌هايي مانند سده و نوروز آتش افروزي و آتش‌بازي ساده راه مي‌انداختند. ابن مسكويه به آتش‌افروزي و آتش‌بازي در جشن شب سدة 323ق/ 934م در كنار زاينده رود در اصفهان؛2 نرشخي به مراسم آتش‌بازي در شب سوري، در نيمة سدة 4ق در بخارا،3 و بيروني به آتش زدن گوز (گردو) و بادام و سوزانيدن جانوران در شب  سده،4 و آتش‌افروزي در شهريورگان (روز چهارم شهريورماه) و آذر جشن (روز نهم آذرماه)5 اشاره مي‌كنند.  آتشبازي در دورة صفوي (907- 1148م/ 1502- 1736م) به صورتي تحول يافته و شكوفند در جشن‌ها آشكار مي‌گردد. در رسالة مجموعة الصنايع (تحرير1004ق/ 1595م) از 160 هنر متداول در ايران، از جمله آتش‌بازي و انواع اسباب آتش‌بازي و چگونگي ساخت و مواد آن نام مي‌برد.6

در سال 998ق/ 1589م به مناسبت ورود شاه عباس از فارس به اصفهان، شهر را آذين بستند (! آذین‌بندی) و شب‌ها در ميدان نقش جهان آتش‌بازي راه انداختند و هياكل جانوران را آتش‌زدند و موشك‌هايي با شراره‌هاي رَنگارنگ به هوا پرتاب كردند.7 در 1004ق دارالسلطنة قزوين را آذين بستند و استادان آتشباز و سيمياكاران انواع تيرِتَخْش، مانند موشك، گل‌هاي‌ هوايي و ماهتابي، زرچَك آفتابي، چنار، انار، گل طاووس، گل خرگاهي. نرگسِ جادو و ماهتابي، عَلَمِ زرد، گل سوسن و ارغواني، زرافشان، گل صدبرگ، گل هفت‌رنگ، گل چرخي‌دولابي، هنگامه‌شكن، ناوك‌انداز و مانند آنها را آتش زدند.8

در دورة قاجار (1193- 1344ق- 1779- 1925م)، در همة جشن‌ها و عيدهاي بزرگ ملي و مذهبي و ميهماني‌هاي شاهانه، مراسم آتشبازي در ميدان‌هاي بزرگ شهرها و ميدان ارگ تهران، و غالباً در حضور شاهان و درباريان و رجال مملكت ترتيب مي‌دادند. در اين دوره، بسياري از اسباب آتش‌بازي، به ويژه فشفشه و خمپاره را در قورخانة سلطنتي از روي اسباب آتش‌زاي ژاپني مي‌ساختند.9 رئيس قورخانه زماني يكي از باباشمل‌هاي محلّة سنگلج بود كه در عمليات آتش‌بازي مباشرت مي‌كرد و به «سردار فشفشه» شهرت داشت.10

رايج‌ترين تيرِتَخْش‌ها در مراسم آتش‌بازي دهه‌هاي اخير عبارت بودند از: آتش‌اَفرازه (نوعي تير و فشفشه)، «آفتابْ مَهْتاب» (تيرتخشي كه در سوختن نورهاي رنگارنگ پديد مي‌آورد)، پاچه خيزك (روي زمين مي‌خزيد و بالا و پائين مي‌جهيد و وقتي كه با پاي كسي برمي‌خورد از پاچه مرد يا زير چادر زن بالا مي‌خزيد)، «ترقه»، «چرخ آتشفشان» يا «چرخ‌فلك»، «خمپاره» (گلوله‌اي مقوايي و پارچه‌اي كه در هوا مي‌تركيد و گل‌هاي زرد و سرخ و بنفش پديد مي‌آورد) و ده‌ها تيرتخش‌ ديگر.11


مآخذ:

  1. The New Encyclopedia of Britannica, London, 1978, 4/792; The New Book of Knowledge, Danbury, 1979, 6/156.

    نيز: مصاحب، غلامحسين. دايرةالمعارف فارسي. تهران: اميركبير، 1345، 1/706 (ذيل تيرتخشايي).
  2. ابن‌مسكويه، ابوعلي. تجارب‌الامم. به كوشش ف. آمدروز، قاهره: 1332ق/ 1914م، ص1/310-312.
  3. نرشخي، ابوبكر محمد. تاريخ بخارا. ترجمة ابونصر احمد بن محمد قباوي، تلخيص محمد بن زفر بن عمر، به كوشش مدرس رضوي، تهران: توس، 1363، ص37.
  4. بيروني، ابوريحان. كتاب التفهيم لأوائل صناعة التنجيم. به كوشش جلال همايي، تهران: بي‌نام ناشر، 1319، ص257.
  5. همو، آثار الباقيه. ترجمة اكبر داناسرشت، تهران: اميركبير، 1363، ص337-344.
  6. مجموعةالصنايع. نسخة خطي، ص146- 155.
  7. ‌جنابدي، ميرزا بيك. روضة الصفويه. به كوشش غلامرضا طباطبايي‌مجد، تهران: 1378، ص721.
  8. افوشته‌اي نطنزي، محمود بن هدايت. نقاوةالآثار. به كوشش احسان اشراقي، تهران: 1350، ص573، 578- 579.
  9. عين‌السلطنه. روزنامة خاطرات. به كوشش مسعود سالور، ايرج افشار، تهران: انجمن آثار مفاخر، 1373، 2/1346.
  10. بامداد، مهدي. شرح حال رجال ايران. تهران: 1371، 1/479؛ نيز بهبودي و ديگران، رضا شاه. به كوشش غلامحسين ميرزا صالح، تهران: 1372، ص13.
  11. تفصيل آن را نك: مستوفي، عبدالله. شرح زندگاني من. تهران: زوار، 1341، 1/325؛ شهري، جعفر. طهران قديم. تهران: 1371، 4/82 و حواشي، اطلاع بيشتر از آتش‌بازي را نك: بلوكباشي، علي. «آتش‌بازي». دانشنامة ايران، تهران: دايرة المعارف بزرگ اسلامي، 1385،1/540- 541.

علی بلوکباشی