Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

آخرالزمان (در دين زرتشتي)، مجموعه‌اي از رويدادها كه به پايان جهان مادي و زدودن پليدي‌ها از آن، بازسازي جهان، و سرانجام، آغاز زندگي آرماني منجر مي‌شود.  

در گاثاها (سروده‌هاي پيامبر زرتشت) از سئوشينت‌ها [1]سخن گفته شده و در يك جا (يسنه 3:43) مقصود از سئوشينت احتمالاً منجي آينده است. همچنين در گاثاها واژة فرشوكرتي [2](به معناي "تازه ساختن"، "كامل ساختن") آمده كه مراد از آن تغيير كيفي جهان در پايان و نابودي دروغ است.

بر پاية اعتقادات زرتشتي كه در متون پهلوي آمده، جهان عمري دوازده هزارساله دارد: پس از سه هزار سال اولية مينوي و آفرينش مادي كه سه هزار سال طول كشيد، شش هزار سال بعدي عرصة نبرد نيكي و بدي است. در سر سه هزار سال، زرتشت ديده به جهان گشود و پس از آن، بر سر هر هزار سال يك سوشينَت / سوشيَنس از نطفة محفوظ ماندة زرتشت در درياچة كيانسه، براي گسترش نيكي و كاستن از قواي بدي، زاده مي‌شوند.1 آن‌ها اوشيدر / هوشيدر و اوشيدرماه / هوشيدرماه نام دارند.

با پيدايي آن دو و نيز جاودانان زرتشتي، نظير كيخسرو و گرشاسب، موجودات اهريمني ناتوان خواهند شد و مردم نيز با پرهيز از خوردن گوشت و شير از نيروي سپاه اهريمن مي‌كاهند.2 با ظهور سوشينت نهايي (منجي آخرالزمان) در انتهاي آخرين هزاره وي در رأس سپاه نيكان، به نبرد با بدي مي‌رود و واپسين نشانه‌هاي مادي اهريمن، را از ميان مي‌برد. از سوي ديگر، ديوان به سبب نيافتن خوراك از مردمان، يكديگر را مي‌خورند و نيرومندترين ديوان، يعني آز و اهريمن، نيز به دست ايزدان نابود يا ناكار مي‌شوند. آن‌گاه مردگان برمي‌خيزند ("تن پسين") و همه در برابر داوري فرجامين قرار مي‌گيرند. بر اساس روايات پهلوي، در پايان جهان آتشي بزرگ همة كوه‌ها را خواهد گداخت و فلزات گداخته مانند رودي سوزان بر زمين جاري خواهند شد. همه بايد از اين رود بگذرند. اما اين رود براي پارسايان چونان شير گرم به نظر خواهد رسيد و گنهكاران با گذشتن از آن، از گناه پاك مي‌شوند و اورمزد مهربان همة كافران را كه قبلاً در دوزخ مجازات شده‌اند، پس از اينكه با گذر از اين رود پاك شده‌اند، مي‌بخشايد و همه به بهشت مي‌روند.3 از اين پس جهان بازسازي شده (در پهلوي فرشگرد[3])، جايگاه رستگاراني خواهد بود كه تا ابد، در پيشگاه هرمزد و ايزدان، از زندگاني خوش و به دور از رنج و بدي بهره خواهند يافت.4

 

مآخذ:

  1. بندهش. ترجمة مهرداد بهار، تهران: توس، 1369، ص 142-143.
  2. بهار، مهرداد. پژوهشي در اساطير ايران. تهران: آگاه، 1381، ص 278 به بعد؛ گزيده‌هاي زادسپرم. ترجمة محمدتقي راشدمحصل، تهران: مؤسسة مطالعات و تحقيقات فرهنگي، 1366، ص 60.
  3. بندهش. ص 147؛ نيزنك: تفضلي، احمد. «آخرالزمان»، دايرة المعارف بزرگ اسلامي. ج 1، تهران: 1374، ص 145.
  4. بويس، مري. زرتشتيان، باورها و آداب ديني آنها. ترجمة عسكر بهرامي، تهران: ققنوس، 1381، ص 53؛
    Boyce, M. Zoroastrianism,Their Religious Beliefs and Practices. London: Routledge, 1979, PP. 27-28.
    [1]. Saošyant

[2]. Frašo Kereti

[3]. Frašgerd

عسکر بهرامی