Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

آذربايجاني/ Pazærbayjanι/، از گروه اغوز شاخة تركيك خانواده آلتايي است.1 در گذشته اغوز به تركي تركيه، آذربايجاني و تركمني تقسيم مي‌شد، اما تحقيقات جديد تا حدي اين طرح ساده را تغيير داده است.2 امروزه شايد بتوان تركي تركيه، آذربايجاني، افشاري، تركي خراساني و تركمني را در اين گروه از هم متمايز كرد.3 آذربايجاني خود شامل گروه‌هاي مختلفي است: شرقي، غربي، شمالي، جنوبي، مركزي، شمال عراق، شمال غربي ايران و جنوب شرقي درياي خزر.4 مي‌توان آناتوليايي شرقي، قشقايي، اينالّو، سُنقري، گونه‌هاي جنوب قم و افشاري كابل را نيز به اين گروه‌ها افزود.5 با اين حال طبقه‌بندي‌هاي ديگري نيز از گونه‌هاي آذربايجاني ارائه شده است.6 پيش از گسترش زبان تركي در آذربايجان، زبان آذري ـ كه از زبان‌هاي ايراني غربي بود ـ در آن منطقه رواج داشت.7 در زمان سلجوقيان ترك زبان (12و 11م/ 6و5ق) قبايل ترك زبان به نواحي شمال غربي فلات ايران و آذربايجان نيز سرازير شدند و جريان برخورد و اختلاط زبان‌هاي تركي با لهجه‌هاي محلي آذربايجان جنوبي آغاز گشت.8 شمار ساكنان ترك زبان آذربايجان ـ به ويژه با هجوم مغول ـ افزايش يافت9 و سرانجام در اواخر سدة 17م/ 11ق جاي زبان آذري را در اكثر مناطق گرفت.10 امروزه آذربايجاني زبان مادري مردم آذربايجان و ساير نقاط ترك زبان ايران (غير از تركمن‌ها) است.11 علاوه بر آذربايجان شرقي و غربي، گونه‌هاي آذربايجاني در اكثر استان‌هاي ايران به ويژه اردبيل، زنجان، قزوين و همدان ديده مي‌شوند.12 آمار متفاوتي از كل گويشوران گونه‌هاي آذربايجاني در ايران در دست است. اين رقم حداكثر تا 3/1 كل جمعيت ايران نيز ثبت شده است.13 اين زبان در گذشته به خط عربي نوشته مي‌‌شد، از 1925 در جمهوري آذربايجان الفباي لاتيني مطرح شد و مورد استفاده قرار گرفت14 و در 1939 الفباي سيريلي جانشين آن شد. در حال حاضر، در تركيه از خط لاتيني و در ايران از خط عربي استفاده مي‌شود.15 به نظر مي‌رسد به دلايلي مانند تعداد بيشتر واكه‌هاي آذربايجاني نسبت به فارسي، نمي‌توان قواعد تقريباً منظمي براي نگارش اين زبان با الفباي فارسي ارائه نمود.16 با اين وجود نشر كتاب و مجلة آذربايجاني دربارة زبان و ادبيات اين زبان در ايران؛ در دو سه دهة اخير رشد قابل توجهي داشته است.17 از جمله تفاوت‌هاي عمدة ميان گويش‌هاي آذربايجاني شمالي و آذربايجاني جنوبي، واژه‌هاي دخيل است: اين زبان در شمال بيشتر تحت تأثير روسي و در جنوب تحت تأثير فارسي و عربي بوده است.18 اين تأثيرات در سطوح ديگر زبان ـ مانند كاهش بسامد رخداد هماهنگي واكه‌اي در واژه‌هاي آذربايجاني در ايران كه در سطح واجي رخ داده است ـ نيز قابل ملاحظه است.19 بخش قابل ملاحظه‌اي از ويژگي‌‌هاي زبان آذربايجاني با ساير زبان‌هاي تركي مُشترك است (نك. تركي). تفاوت‌ آواهاي آذربايجاني و فارسي در نظام واكه‌اي نسبت به نظام همخواني محسوس‌تر است، به گونه‌اي كه اين زبان و تركي خراساني هر يك 9 واكه، فارسي معيار 6 واكة ساده20 و تركي استانبولي 8 واكه دارند.21 آذربايجاني مانند فارسي ـ و مغاير با تركي معاصر (تركي استانبولي)‌ ـ داراي همخوان سايشي [] است.22 برخي از پيشوندها و پسوندهاي زبان‌هاي ايراني در ساخت واژگان آذربايجاني يافت مي‌شوند، -baz در /qušbaz/ = كفترباز از آن جمله است.23 عناصر ايراني در آذربايجاني به ويژه در سطح واژگان متنوع است كه برخي از آن‌ها در تركي حذف شده و يا به ندرت به كار مي‌روند، مانند /ĵavan/ = جوان و /bar/= ميوه.24 از طرف ديگر بسياري از واژه‌هاي آذربايجاني نيز وارد فارسي (و بيشتر از آن وارد كردي) شده است، چرا كه از سدة 16م عمدتاً حكمرانان و سربازان آذربايجاني زبان بر ايران حكومت مي‌كردند. اين واژه‌ها غالباً در حوزه‌هاي حكومت، لقب‌ها و امور جنگ هستند.25 تأثير زبان‌هاي ايراني بر نحو آذربايجاني به ويژه در ساخت جملات پيچيده و به خصوص در گفتار افراد تحصيل‌ كرده آشكار است.26 بيشتر اين ويژگي‌ها در تركي عثماني با بسامد قابل توجهي استفاده مي‌شده، اما امروزه غالباً كنار گذاشته شده است.27 چندين حرف ربط يا قيدهاي ربطي كه منشاء فارسي دارند، حتي در آذربايجاني معيار استفاده مي‌شوند، مانند /Rægær/= اگر، /čunki/ = براي اينكه، چونكه.28 به علت تبادل فرهنگي ناچيز ميان جمهوري آذربايجان و آذربايجان ايران، فهم متقابل افراد اين دو بخش رو به كاهش است.29 آذربايجاني از نظر گسترة افعال از زبان‌هاي بسيار غني محسوب مي‌شود و از نظر باقاعده بودن افعال، يكي از قانونمندترين زبان‌هاست.30 فعل در اين زبان داراي جهت، وجه، زمان دستوري و صورت‌هاي بي‌زمان است.31 ميان آذربايجاني و ساير زبان‌هاي تركيك، تفاوت قابل ملاحظه‌اي در ساير مُشخصه‌هاي برجستة زباني مانند توالي كلمات در جمله (فاعل ـ مفعول ـ فعل) ديده نمي‌شود.32

نك. تركي.

 

مآخذ:

  1. Campbell. G. L. "Turkic Languages". Compendium of the world's Languages. London: Routledge. (2000), 2nd ed. Vol II, p 1687.

    و فرزانه، محمدعلي. مباني دستور زبان آذربايجان. تبريز: شمس، (1344)، ص2و1.
  2. Doerfer. G. "Azeri (Ādarī) Turkish" Encyclopeadia Iranica. ed. Ehsan Yarshater, NEW YORK: Routledge & kegan paul lnc. (1988), vol III, fascicle 3, p 245.
  3. همانجا.
  4. همان، ص246.
  5. همانجا.
  6. Caferoğlu. A. "Azeri, a Turkish dialect", The Encyclopeadia of  Islam. Leiden: E. J. Brill, (1986), vol I, p. 192.
  7. رضايي‌ باغ‌بيدي، حسن. «زبان‌هاي غير ايراني»، دايرةالمعارف بزرگ اسلامي. زير نظر كاظم موسوي بجنوردي، تهران: مركز دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، 1380، ج10، ص552.
  8. اُرانسكي، اي. م. مقدمه فقه‌اللغة ايراني. ترجمة كريم كشاورز، تهران: انتشارات پيام، 1379، ص240، و كسروي‌تبريزي، احمد. آذري يا زبان باستان آذربايگان. تهران: مطبعه شوروي، 1304، ص13.
  9. اُرانسكي، اي. م. مقدمه فقه اللغه ايراني. ص240.
  10. رضايي باغ‌بيدي، حسن. «زبان‌هاي غيرايراني». ص552.
  11. هيئت، جواد. سيري در تاريخ و لهجه‌هاي تركي. تهران: نشر نو، 1365، ص305.
  12. همان، ص310- 305.
  13. www.Ethnologue.Com/ "Azerbaijani, South: a language of  Iran.

    و هيئت، جواد. سيري در تاريخ زبان و لهجه‌هاي تركي. ص305.
  14. Doerfer, G, "Azeri (Ādarī) Turkish, p. 246.
  15. همانجا.
  16. فرزانه، محمدعلي. مباني دستور زبان آذربايجان. ص17.
  17. هئيت، جواد. «تحول زبان آذربايجاني و هويت آن»، وارليق. س25، 1382، ش1-128، ص94.
  18. هئيت، جواد. سيري در تاريخ زبان و لهجه‌هاي تركي. ص313.
  19. Johanson. L, "Iranian Elements in Azeri Turkish", Encyclopeadia Iranica. ed. Ehsan Yarshater", New York: Routledge & kenan paul lnc. 1988, vol III, fascicle 3, p. 249.
  20. فرزانه، محمدعلي. «بررسي و نقد كتاب دستور تطبيقي تركي و فارسي»، وارليق. س26، 1383، ش135- 134، ص111. و
    Doerfer. G. "Azeri (Ādarī) Turkish". P. 246.
  21. Kornfilt, J, "Turkish", International Encyclopedia of Linguistics, ed. W. Bright, New York: OUP, 1992, vol 4, p. 191.
  22. Johanson. L, "Iranian Elements in Azeri Turkish". P. 249.
  23. همانجا.
  24. همان، ص250.
  25. Doerfer. G. "Azeri (Ādarī) Turkish". P. 246.
  26. Johanson. L, "Iranian Elements in Azeri Turkish". P. 250.
  27. همانجا.
  28. همانجا.
  29. همانجا.
  30. فرزانه، محمدعلي. «بررسي و نقد كتاب دستور تطبيقي تركي و فارسي».  ص115.
  31. Campbell. G. L. "Azerbaijani". Compendium of the world's Languages. London: Routledge. (2000), 2nd ed. Vol I, p 165.
  32. Kornfilt, J, "Turkish and the Turkic Languages, "The world's Major Languages. B. Comrie (ed) London & New York: Routledge. 1989, p. 619. 
فرزین فهیم‌نیا