Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

آزادي، در فرهنگ اسلامي به‌طور عام و در حوزة علم كلام (اعتقادات) به‌طور خاص، به‌معناي اختيار مكلّف در انتخاب و برگزيدن امور برابر دلخواه خود او در بحث جبر و اختيار به‌كار مي‌رود. در سنّت ديني، سخن از اين است كه آيا خداوند، انسان را آزاد و مختار آفريده است، يا در عالم زر براي هر يك از افراد بشر سرنوشتي محتوم رقم زده است؟ در اين‌جا مقصود از آزادي، آن است كه بشر در فعل و ترك امري آزاد و مختار باشد و بعد به‌واسطة دلايل و جهات نفع و خيريت، فعل را بر ترك ترجيح دهد، يا به‌عكس، با در نظر گرفتن زيان‌ها و مخاطره‌ها ترك را بر فعل مقدّم بدارد. اين مفهوم مثبت آزادي و اختيار، مؤيد اين عقيده است كه انسان با نظرورزي و انديشه، حق انتخاب در زيستن و كار كردن و روابط اجتماعي خود دارد. به‌عبارت ديگر، در اين بحث، اختيار به‌معناي آزادي ناشي از انديشه و انتخاب سنجيده و نه صرفِ اراده و تصميم شخصي است.

در قرآن كه نخستين مرجع مسلمانان براي فهم بحث جبر و اختيار است، نزديك چهل آيه وجود دارد كه ظاهر آن‌ها حاكي از عدم اختيار بشر است. براي مثال يك‌جا به‌صراحت مي‌گويد كه بشر از خود اختياري ندارد و هرچه خداوند اراده كند، همان خواهد شد: و ما تشاءُون الّا ما يشاء الله.1 امّا در مقابل، آيات بسياري نيز هست كه ضلالت و گمراهي افراد بشر را در نتيجة سوءاختيار آنان دانسته است،2 كه همه اين مفهوم را تكرار و تأييد مي‌كنند كه خداوند به كسي ستم نمي‌كند، ولي مردم به خويش ستم مي‌كنند. باري، احاديث اسلامي هم كه دومين مرجع مهم شرح و تفصيل اصول و فروع اسلام‌اند، بر دو دسته‌اند، بعضي فساد و تباهي و گمراهي بشر را مولود انتخاب و اعمال خود او مي‌داند و بعضي سعادت و شقاوت را معلول مشيت الهي مي‌گمارد و به‌عبارت ديگر هدايت را موقوف به ارادة خدا مي‌كند.3 در حوزة علم كلام، معتزليان به آزادي و اختيار بشر معتقدند و مي‌گويند بشر در افعال ارادي خود، اختيار تام دارد، و اشعريان به جبر معتقدند و مي‌گويند بشر به هيچ روي قدرت بر فعل ـ چه به نحو مؤثر، چه به‌صورت كسب ـ ندارد و در ظهور فعل، ميان انسان و جماد، تفاوتي نيست و هرچه از انسان به‌ظهور رسد، فعل و كردة خداوند است. شيعيان با قبول اصل «امر بين الامرين» معتقدند كه خدا بشر را مجبور كرد كه مختار باشد!4 هم‌چنين حكيمان، عارفان و شاعران مسلمان نيز بر دو دسته‌اند، چنان‌كه مولوي گاهي در مقامي به جبر مي‌گرايد و مي‌گويد: ما همه شيران ولي شير علم / حمله‌مان از باد باشد دم به دم5، و گاهي بر آزاد و مختاربودن انسان تأكيد مي‌ورزد و مي‌گويد: اين‌كه گويي اين كنم يا آن كنم / اين دليل اختيار است اي صنم6، و در جاي ديگر در همين مقام مي‌گويد: سعي، شكر نعمتش قدرت بود/ جبر تو، انكار آن نعمت بود7.

مولوي با آن‌كه از نظر فلسفي به‌تصريح به اختيار بشر قائل است و سعي و كوشش و مجاهدت و پويش را براي كسب كمال واجب مي‌داند و از اين رهگذر، «جبر مذموم» را مستلزم ترك مجاهدت بلكه ترك طاعت و عبادت مي‌شناسد، امّا از منظر عرفاني به «جبر محمود» معتقد است؛ يعني اين‌كه عارف به‌قول هجويري اختيار و تقدير حق را بر اختيار و تدبير خود ترجيح بدهد.8 پس عارف مي‌داند كه به جبر و اضطرار اموري بر او تحميل شده و از اين رهگذر از يك سوي براي رهاي از آن‌چه بدان گرفتار است، به الحاح و زاري و دعا و نيايش به درگاه خداوند مي‌پردازد و از سوي ديگر از اين‌كه در مواردي به سوءاختيار و انتخاب خويش مرتكب كارهاي ناشايسته شده است، احساس شرمساري و خجلت در پيشگاه خداوند مي‌كند؛ چنان‌كه مولوي مي‌گويد: زاريِ ما شد دليل اضطرار.9

از لحاظ حقوقي مفهوم آزادي و انواع مختلف آزادي‌هاي سياسي و مدني، به‌حقيقت از آن‌جا سرچشمه مي‌گيرد كه آيا حكومت تا چه اندازه حق دارد كه در انتخاب و آزادي شهروندان محدوديت ايجاد كند و شهروند تا چه اندازه مستحق است كه از مداخلة حكومت در امان بماند و در زيستن و انجام‌دادن كارها به خواستة خود آزادي داشته باشد؟ اين مباحث كه در روابط شهروندان با حكومت در حقوق داخلي كشورها ضمن قوانين اساسي دولت‌ها حل‌ مي‌شود و همان آزادي‌هايي است كه در فرمان امام علي به مالك اشتر، رسالة‌الحقوق امام سجاد و كتاب‌هاي روايي و عرفاني به‌صورت توصيه‌هاي اخلاقي ذكر شده، بعدها در متن متمم قانون اساسي مشروطيت 1325 ق و قانون اساسي جمهوري اسلامي 1358 تضمين شده است.10

 

مآخذ:

  1. سورة انسان، آية 30.
  2. مانند آية 44 سورة يونس، آية 14 سورة اسراء و آية 101 سورة هود.
  3. مانند حديث: السعيد سعيد في بطن‌الله و الشقي شقي في بطن امه.
  4. جعفري تبريزي، محمّدتقي. جبر و اختيار. شركت سهامي انتشار، 1342.
  5. مثنوي. دفتر اول، بيت 38.
  6. همان. دفتر اول، بيت 1327.
  7. همان‌. دفتر اول، بيت 938.
  8. هجويري. كشف‌المحجوب. چاپ ژوكوفسكي، طهوري، 1358، ص 503.
  9. مثنوي. دفتر اول، بيت 618.
  10. امين، سيّدحسن. «تأملي در مفهوم، مختصات و انواع آزادي»، ماهنامة‌حافظ. ش 8 (آبان 1383)، ص 54 ـ63.
سیدحسن امین