Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

آسوري/ asuri/، مهم‌ترين عضو گروه آرامي نو شمال شرقي محسوب مي‌شود.1 از هزارة سوم پيش از ميلاد آسوري باستان گويشي از زبان باستاني ديگر به نام اَكَدي بوده2 كه خود شامل دو گويش اصلي بابلي و آشوري بوده است.3 اكدي از زبان‌هاي سامي خانوادة سامي ـ حامي يا آفريقايي ـ آسيايي به شمار مي‌رود. بسياري از زبان‌هاي سامي از جمله زبان‌هاي آمورايي، موآبايي، فينيقي و اكدي امروزه از ميان رفته‌اند؛ با اين حال گويش‌هايي از آن به همراه گويش‌هايي از دو زبان آرامي و عربي هنوز در افريقا و آسيا به جا مانده‌اند.4

برخورد طولاني زبان آرامي و اكدي در دورة زوال اكدي ـ تقريباً در نيمة هزارة اول پيش از ميلاد ـ موجب شد تا اكدي به عنوان زبان بين‌المللي جاي خود را به زبان آرامي بدهد5 و لهجه‌هايي از اكدي همچون آسوري با آميزش فراوان با آرامي باقي بماند. آرامي‌باستان همان زبان عهد مسيح است كه مسيح و حواريون بدان سخن مي‌گفتند.6 آسوري جديد كه آيسوري، سرياني شرقي، نسطوري، سوريايي، نوآرامي و آرامي جديد نيز ناميده مي‌شود،7 داراي گويش‌هاي متنوعي است كه در مناطق مختلف مانند اورميه و سنندج در ايران به آنها گفتگو مي‌شود.8

آسوري زبانان به طور عمده در مناطقي از ايران، عراق، تركيه و سوريه به سر مي‌برند. در ايران، غالباً در سواحل غربي درياي اورميه و نيز در شهرهاي بزرگي چون تبريز، همدان و تهران زندگي مي‌كنند.9 (← آسوریان)

جمعيت‌آسوري‌ها در ايران در سرشماري 1976، 32هزار نفر اعلام شد. اما پس از انقلاب 1357ش، تعداد آن‌ها به حدود 20 هزار نفر كاهش يافت.

از تمايزات آوايي آسوري، وجود دو دسته واكه‌هاي كوتاه و بلند است. واكه‌هاي كوتاه / u, o, i, e, a / داراي جفت‌هاي بلند خود هستند. واكه مركزي شوا / ∂ / نيز در موارد معدودوي در اين زبان وجود دارد.10 در عين حال تمايل واكه‌هاي بلند به كوتاه شدن و يا تبديل شدن به واكه‌هاي مركب وجود دارد.11 در اين زبان 9 واكه مركب قابل تشخيص است.12 در بخش همخوان‌ها، مي‌توان تغيير / ħ /حلقي به / h / نرمكامي (چاكنايي) را مشاهده نمود.13

واژگان در آسوري مانند ساير زبان‌هاي سامي، شامل يك ريشه است كه خود از همخوان و عناصري مانند ستاك و وندهاي اشتقاقي و تصريفي تشكيل شده است.14 وجود جنس، شمار و حالت از جمله مشخصات صرفي آسوري است.15 ترتيب واژگاني در آسوري به طور معمول SVO (فاعل + فعل + مفعول) است. آسوري زباني ضميرانداز است، يعني مانند فارسي غالباً فاعل آن از صورت جمله قابل حذف است.16

نظام نوشتاري آسوري ميخي بوده كه به صورت تصويرنگاري از سومري‌ها، كه خود ساكن ميان‌رودان بودند، به اقوام سامي منتقل شده است و صورت ساده‌تر آن را ايرانيان باستان استفاده مي‌كردند. نويسه‌هاي آسوري بيشتر هجايي بود و از چپ به راست نوشته مي‌شد.17 اما اكنون آسوريان زبان خويش را به دو گونة سرياني يعقوبي و سرياني نسطوري مي‌نويسند. امروزه خط سرياني كه در اصل براي نمايش همخوان‌ها مورد استفاده قرار مي‌گيرد، از راست به چپ نوشته مي‌شود. گرچه براي نشان دادن واكه‌ها نيز، از نشانه‌هايي در بالا و پايين نويسه‌ها بهره مي‌برد. نويسه‌ها به هم متصل مي‌شوند ولي بر خلاف فارسي و عربي تغييري در صورت نويسه‌ها داده نمي‌شود.18

ادبيات به جا مانده از زبان آسوري شامل نظم، نثر، سرودهاي مذهبي، دعاها، اوراد، تاريخ، قوانين و مفاهيم مرسوم و بده بستان‌هاي بازرگاني است كه بسياري از آن‌ها هنوز ترجمه نشده‌اند.19 حماسة «ايزدوبار» از جمله شعرهاي حماسي زيبا و توانمندي است كه بر لوح‌هاي كشف شده در بابل به جا مانده است. اين حماسه با اين مطلع آغاز مي‌گردد: اي عشق، ملكه، رب‌النوع من، به سوي من آ ـ روح مني و من از دست نمي‌نهم ستايش تو را.20 «داستان آفرينش» در فرهنگ آسوري نيز از جمله مدارك به جا مانده از كتابخانه سلطنتي نينوا است.21

 

مآخذ:

  1. رضايي باغ بيدي، حسن. «زبان‌هاي غير ايراني»، دايرة المعارف بزرگ اسلامي، زير نظر كاظم موسوي بجنوردي، تهران: مركز دايرة المعارف بزرگ اسلامي، 1380، ج 10، ص 553.
  2.  . The Assyrian Dictionary. Chicago: The Oriental Institute Press, 1964, P. VII; Merce, Samuel A. B. Introductory Assyrian grammar. New York: Courier Dover Publication, 2003, P. 1.
  3. Kaufman, Stephen A. The Akkadian Influences on Aramaic. Chicago: The University of Chicago Press, 1974, P. 5.
  4. Crystal, David. The Cambridge Encyclopedia of Language. Cambridge: Cambridge University Press, 1987, P. 316.
  5. Kaufman. Ibid; Yoffee, Norman. Myths of the Archaic State: Evolution of the Earliest Cities, State & Civilizations. Cambridge: Cambridge University Press, 2005, PP. 150-151.
  6. Crystal. Ibid.
  7. رضايي باغ‌بيدي. همان. ص 553،
    Tsereteli, K. G. The Modern Assyrian Language. Translated by: Zhebelev, B. A. Moscow: Nauka Publishing House, 1978, P. 16.
  8. رضايي باغ‌بيدي. همان. ص 553.
  9. همان‌جا؛
    Tsereteli. Ibid.
  10. Tsereteli. Id. P. 28.
  11. همان. ص 31.
  12. همان. ص 32.
  13. همان. ص 16.
  14. همان. ص 37.
  15. همان. صص 46-51.
  16. همان. صص 84-92.
  17. Merce. Id. P. 3;

    دانشمند، پارسا. «يادداشت‌هاي آسوريك و پهلويك» مجلة فرهنگ. ويژة زبان‌شناسي، س 17، ش 3 و 4، 1383، پياپي 51 و 52، پاييز و زمستان، ص 21.
  18. Tsereteli. Id. P. 24;

    رضايي باغ‌بيدي. همان. ص 554.
  19. Merce. Id. P. 1.
  20. Anonymous. Babylonian and Assyrian Literature. New York: Kessinger Publishing, 2004, P. 10.
  21. Davis, William Stearn. Reading in Ancient History. Hawaii: The Mineva Group Inc, University Press of the Pacific Honolulu, 2004, P. 41.
علیرضا مجلسی