Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

آسياي دستي، يا دَستاس. آسيايي كه با نيروي دست گردد. سنگ‌هاي دستاس به طور افقي بر روي هم قرار گيرند.

از ميان سنگ زيرين ميله‌اي چوبي يا آهني به نام «سُتونة آسيا» به گلوي آسيا، سوراخ ميان سنگ زبرين، رفته است. سطح زيرين اين سنگ آجدار است و يك «دستك» بر روي سطح بيروني آن نصب شده است. آسياگر با دستي دستك را مي‌گيرد و مي‌گرداند و با دست ديگر دانه‌هاي غلّه را در گلوي آسيا مي‌ريزد. دانه‌ها پس از خرد و آرد شدن از دورادور سنگ زيرين بر روي سفرة زير دستاس مي‌ريزد.

خرد كردن غلات با دستاس كاري ساده و ظريف و از قديم كار زنان بوده است. در گذشته، در هر خانه دستاسي بود كه زنان خانواده گندم و جو را با آن بلغور يا آرد مي‌كردند. در روستاهايي كه آسياخانه نداشتند، معمولاً هر محلّه ده دستاسخانه‌اي بود كه زنان خانواده‌هاي محلّه غلّة خود را به نوبت با آن آسيا مي‌كردند.1

كارگاه‌هاي سنتي سفالگري نيز براي خرد و نرم كردن سنگ و مواد لعاب از آسياي دستي يا آسَكْ استفاده مي‌كردند. آنها يك آسيايِ «خشك ساب» براي خرد كردن سنگ و مواد لعاب و يك آسياي «آبْ ساب» براي ساييدن و به هم آميختن آرد لعاب در آب داشتند.2

 

مآخذ:

  1. يادداشت مؤلف.
  2. شاملو، احمد. كتاب كوچه. تهران: مازيار، 1982م، ج 2 / ذيل آسك، ص 449.

    تلخيص: بلوكباشي، علي. «آسياي دستي»، دايرةالمعارف بزرگ اسلامي. تهران: مركز دايرةالمعارف، 1367، ج 1 / 372.

علی بلوکباشی