Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

آسياي ستوري، آسيايي كه با نيروي حيوان مي‌چرخد. اين نوع آسيا در ايران معمولاً به خَراس، يعني بزرگ آس معروف است.1 آسياي ستوري را معمولاً با اسب، شتر، گاو و گاهي با خر و استر مي‌گردانند. حركت دايره‌وار حيوان، سنگ رويي را به دور محوري قائم، كه از ميان سنگ ثابت زيرين آسيا بيرون آمده است، مي‌گرداند.2

 خراس در ايران، بيشتر در جاهاي خشك و كم آب و در عصّارخانه‌ها به كار مي‌رفته است. مثلاً سرخس كه شهري خشك و كم آب بوده، آسياي آبي نداشته است و مردم براي آرد كردن غلات از خراس استفاده مي‌كرده‌اند.2

در برخي نقاط ايران آسياهاي آبي را به گونه‌اي مي‌ساختند كه به هنگام خشكسالي يا تنگابي بتوانند آنها را با نيروي چارپا نيز بگردانند. مثلاً به هنگامي كه آب زاينده‌رود در تابستان در اصفهان كم يا خشك مي‌شد، آسيابان‌ها از ستور براي چرخاندن سنگ‌هاي آسيا استفاده مي‌كردند.3 اصفهاني‌ها آسياهاي ستوري يا طاحونه را، كه بيشتر با گاو مي‌گرداندند، آسياي گاوي مي‌ناميدند.4

در ايران آسياي ستوري پيشينه‌اي دراز دارد. از زمان و محل اولية كاربرد خراس آگاهي دقيقي نداريم. برخي روايات تاريخي كاربرد آسياي اسبگرد را نخستين بار در چين دانسته‌اند. در دوران باستان زماني كه روميان از بردگان براي چرخاندن سنگ‌هاي بزرگ آسيا بهره مي‌بردند، ايرانيان چارپايان و نيروي آب و باد را براي گرداندن سنگ‌هاي آسيا به كار مي‌بردند.5

 

مآخذ:

  1. برهان قاطع. محمدحسين بن خلف تبريزي. به كوشش محمد معين، تهران: اميركبير، 1361، ذيل «آسيا»، 1/43 و «خراس»، 2/722 و حاشية 9.
  2. ابن حوقل، ابوالقاسم محمد. صورةالارض. ترجمة جعفر شعار، تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1345، ص 179.
  3. ميرزا حسين خان. جغرافياي اصفهان. به كوشش منوچهر ستوده، تهران: مؤسسة مطالعات و تحقيقات اجتماعي دانشگاه تهران، 1342، ص 117.
  4. اصفهاني، محمدمهدي. نصف جهان في تعريف الاصفهان. به كوشش منوچهر ستوده، تهران: اميركبير، 1340، ص 54.
  5. يادداشت مؤلف.

    تلخيص: بلوكباشي، علي. «آسياي ستوري»، دايرةالمعارف بزرگ اسلامي. تهران: مركز دايرةالمعارف، 1367، ج 1 / 376-377.

علی بلوکباشی