Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

آفرينش انسان، در اسلام، متون ديني اسلامي، آفرينش بشر را براساس خلقت دفعي آدم ابوالبشر به دست خداوند از خاك بازگو مي‌كند. روايت اسلام از آفرينش[1] كه درست نقطة مقابل تئوري تكامل[2] است، با ديگر اديان ابراهيمي و به ويژه تورات و انجيل هماهنگي و همانندي دارد. در باب نخستين از «سفر آفرينش» عهد عتيق آمده است كه خداوند، عالم هستي را در شش روز آفريد و در روز ششم آدم را از مشتي خاك زمين آفريد و سپس در بيني او نفخة الهي دميد و آدم حيات پيدا كرد.1 روايت آفرينش با روايت‌هاي جنبي تلمود شرح بيش‌تري يافته است و برابر آن‌ها، خداوند در روز ششم آفرينش خود، در ساعت اول، قبضه‌اي از خاك زمين را براي ساختن آدم گرد آورد، در ساعت دوم، خاك را با آب درآميخت و گل را براي خلقت آدم آماده ساخت، در ساعت سوم، سر و صورت و دست و پاي آدم را ساخت، در ساعت چهارم، از روح خود در تن آدم دميد، در ساعت پنجم، آدم از زمين برخاست و راست بر جاي ايستاد، در ساعت ششم، آدم نام اشيا را فراگرفت، در ساعت هفتم حوا را نزد آدم آوردند، در ساعت هشتم بر اثر آميزش آدم و حوا، قابيل و هابيل متولد شدند، در ساعت نهم آدم و حوا از خوردن درخت معرفت نيك و بد، نهي شدند، در ساعت دهم، از شجرة منهيه خوردند، در ساعت يازدهم به ايشان اخطار شد كه به كيفر خوردن از شجرة منهيه از بهشت اخراج خواهند شد، در ساعت دوازدهم از بهشت به زمين رانده شدند.2  در مسيحيت نيز همين روايت‌ها پذيرفته شده و به صليب كشيدن مسيح به كيفر «گناه آدم و حوا» توجيه شده است، چنان‌كه در انجيل آمده است كه: «خدا، پسر خود را فرستاد تا كفارة گناهان ما شود.»3

روايت قرآني آفرينش بشر يعني خلقت دفعي آدم ابوالبشر از خاك و هبوط آدم و حوا از بهشت به زمين پس از اكل از شجرة منهيه به روايت عهد عتيق بسيار نزديك است. قرآن، 25 بار نام آدم را به عنوان نخستين انسان و نخستين پيامبر آورده است. داستان خلقت آدم در قرآن چنين شروع مي‌شود كه فرشتگان به ايجاد موجودي كه ممكن است موجب فساد زمين و خونريزي هم‌نوعان خود شود، اعتراض كردند، ولي خداوند آدم را خلق كرد و خود را «احسن‌الخالقين» خواند. آدم را «خليفة» خود بر روي زمين قرار داد و سپس فرشتگان را به سجده‌كردن آدم فرمان داد. همه آدم را سجده كردند، مگر ابليس كه چون برساخته از آتش بود، خود را از آدم كه برساخته از خاك بود، اشرف دانست و از سجدة آدم سر باز زد و خدا او را از آسمان‌ها براند و او برآشفت كه تا روز قيامت انسان‌ها را وسوسه خواهد كرد و به گناه و فساد خواهد كشانيد.4

مفسران شيعي و سنّي اين آيات را قرن‌ها به اقتضاي ايمان صادق خود بر معاني ظاهري آن‌ها صدق كرده و عيناً پذيرفته‌اند. راويان و محدثان و ناقلان و قاصّان نيز در اطرف آن بر اساس احاديث و روايات اسلامي و اسرائيلي، شرح و بسط بيش‌تري داده‌اند. امّا عارفان از ديرباز و مفسران در عصر جديد اين آيات را از متشابهات دانسته و حمل آن‌ها را بر معاني ظاهري آن‌ها ناروا شمرده‌اند، و لذا به تأويل آن‌ها پرداخته‌اند. از جمله ابن عربي، روزبهان بقلي و نسفي از ميان عارفان و علامه محمّدحسين طباطبايي و سيّدعلينقي امين از ميان مفسّران اخير هر كدام تعبيرات و تأويلات مناسبي ارائه داده‌اند.5 محمّد عبده و رشيدرضا نيز در تفاسير خود، تأويلات تازه‌اي كرده‌اند، از جمله اين‌كه تأويل خبردادن خداوند به فرشتگان از نصب خليفه در زمين، آماده ساختن زمين و نيروهاي موجود در آن براي زيستن آدميان و سرپيچي شيطان از سجده بر آدم تمثيل ناتواني آدميان در محدودكردن هميشگي نفس اماره است و اين‌كه انسان به خلاف فرشته، امكان انتخاب خير و شر هر دو را دارد. به اين معني كه سرشت انسان بر خير مفطور است، امّا با وسوسة شيطان ممكن است از راه به در رود.6

آفرينش بشر در منابع غيرديني عصر اسلامي به انواع و اقسام مختلف ـ در تقابل با روايت ديني خلقت دفعي بشر ـ مطرح شده است، از جمله مقدسي در البدء و التاريخ گفته است كه آدمي، به عقيدة بعضي از اهل حكمت، از رطوبت زمين (مانند ديگر جنبندگان) پيدا شده و پوست اندام او در آغاز (مانند پوست بدن ماهي) لغزنده بوده است.7 ابن خلدون قرن‌ها قبل از داروين، به نظرية تطور و تبدل انواع و تكامل سلسلة موجودات از نبات و حيوانات تا انسان، تصريح كرده و ضمن بحث از طبقات و درجات ادراك بشر گفته است كه جهان هستي، از عالم معادن و جامدات شروع مي‌شود و سپس به مرحلة نباتي و بعد به رتبة حيواني مي‌رسد. آخرين حدّ معادن، اولين مرتبة زندگي نباتي (چون گياهان خودرو) است و به همين ترتيب، حيوان در مراحل تكاملي خود، انواعي متعددي را شامل مي‌شود كه از مرحلة «قرده» (بوزينه) شروع مي‌شود و اندك‌اندك به مرحلة انساني ارتقاء مي‌يابد.8

عزيزالدين نسفي نيز در كشف‌الحقايق گفته است كه انسان امكان ندارد كه بي پدر و مادر به وجود آيد، امّا لازم نيست كه ولادت انسان از نوع انسان باشد، هم‌چنان‌كه در خاك و آب و هوا و سركه و گوشت، چندين نوع حيوانات پيدا مي‌شود كه منشأ آن‌ها از نوع خود ايشان نيست.9 نسفي سپس تصريح مي‌كند كه در بعضي مناطق معتدل زير خط معدل‌النهار كه درخت سيب و انار و انگور در آن‌جا طي چهل روز و بوته‌هاي خربزه و خيار طي بيست روز به كمال و بارداري مي‌رسند، ممكن است بعضي نباتات به مرتبة حيوان درآيند و آن حيوان هم ممكن است به شكل و اندام آدمي امّا بدون قوة ناطقه برسد كه در آن صورت، چنان حيواني را نسناس گويند و آدم ابوالبشر كه قدمگاه او به سرانديب است، در آن منطقه به‌وجود آمده، زيرا در آن‌جا نسناس‌ها صاحب نطق مي‌شوند و از مرتبة حيوان به مرتبة انسان مي‌رسند.10

 

مآخذ:

  1. عهد قديم. سفر پيدايش، 1ـ8. 
  2. جودائيكا. ج 2، ص 236ـ238.
  3. عهد جديد، اول يوحنا، 10.
  4. قرآن. سورة بقره، 20ـ24؛ سورة آل عمران، 59؛ سورة اعراف، آيات 11ـ25.
  5. امين، سيّدعلينقي. خداشناسي و اعتقادات اسلامي. تهران: وحيد، 1369، ص 14ـ260.
  6. رشيدرضا. المنار. ؟: ؟، ج 1، ص 280ـ283.
  7. مقدسي. البدء و التاريخ. تهران: ؟، ج 2، ص 57.
  8. ابن خلدون. المقدمه. بيروت: دارالفكر، بي‌تا، ص 76ـ77.
  9. نسفي، عزيزالدين. كشف‌الحقايق. تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ؟، ص 83.
  10. نسفي. همان. ص 95ـ97.
    [1]. Creation

[2]. Evolution

سیدحسن امین