Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

آل نوبخت، يا خاندان نوبختي، شهرت خانداني از دانشوران ايراني كه با روي كار آمدن منصور در 136ق / ؟م تا اوايل سدة 5ق / ؟م از شهرتي بسزا برخوردار بودند. اين خاندان خود را از فرزندان گيو پسر گودرز پهلوان نامي شاهنامه مي‌دانستند.1 نوبخت سرسلسلة اين خاندان ستاره شناس دربار منصور عباسي بود و به دست او از دين زردشتي به اسلام گرويد.2وي به فرمان منصور محاسبات هندسي اولية مورد نياز ساخت شهر بغداد (بنياد آن در 145ق / ؟م) را انجام داد.3 يا به قولي هنگام مناسب براي ريختن شالودة اين شهر را تعيين كرد.4و5و6و7و8و9و10و11 دو نسل از فرزندان وي ستاره شناس و مترجم آثار پهلوي به عربي بودند اما افراد بعدي اين خاندان به تدريج به سوي علوم ديگر، از جمله ادب عربي، كلام، و علوم ديني تمايل يافتند. شماري از آنان با گرويدن به مذهب جعفري در تبيين مباني آن و رد آراء مخالفان از هيچ كوششي فروگذار نكردند و در زمرة برجسته‌ترين عالمان شيعي درآمدند.12

  1. ابوسهل فرزند نوبخت:  پس از آنكه نوبخت به واسطة كهنسالي از منصور عذر خواست، جاي پدر را گرفت و تا هنگام مرگ منصور در سفر حج نيز به همين كار مشغول بود.13.14 به گفتة ابن نديم در دانش خود به كتاب‌هاي ايرانيان تكيه داشت. آثاري را از پهلوي به عربي ترجمه كرد.و در روزگار هارون عباسي نيز در خزانة الحكمة يا بيت الحكمة (كتابخانة دارالخلافه) به كار مشغول بود.15 قفطي ظاهرا سخن ابن نديم را چنين تعبير كرده كه هارون ابوسهل را  به رياست «خزانة كتب الحكمة» گمارد و او آنچه را كه از كتب حكمت فارسي مي‌يافت به عربي ترجمه مي‌كرد.16 هيچ يك از آثار وي كه همگي دربارة احكام نجوم بوده‌اند، به دست ما نرسيده، اما ابن نديم بندي از كتاب نهمطان ابوسهل را كه به موضوع ترجمة آثار علمي ايران به زبان يوناني اختصاص دارد در الفهرست نقل كرده است.17 ابوسهل دست كم 10 پسر داشت كه بيشتر آنان در زمرة مترجمان آثار پهلوي به عربي18 و با ابونواس، شاعر مشهور ايراني نژاد در ارتباط بودند.19
  2. اسماعيل پسر ابوسهل: مشهورترين فرزند ابوسهل و يكي از منجماني بود كه واثق خليفه پيش از مرگ و هنگامي كه سخت بيمار بود (232ق / ؟م) به بالين خود فراخواند تا او را از عاقبتش آگاه سازند. اين منجمان پس از نگريستن در ستاره و زايچة واثق، گفتند كه روزگاري دراز زنده خواهد ماند و باقي‌ماندة عمر او را 50 سال تخمين زدند اما وي بيش از 10 روز زنده نماند.20 ابونواس اشعاري در هجو وي بواسطة بخل و لئامت سروده است.21
  3. ابوسهل اسماعيل بن علي بن اسحاق بن ابوسهل بن نوبخت(237-311ق / ؟م) مشهور به ابوسهل نوبختي، يكي از مشهورترين افراد خاندان خود بود. وي يكي از  مشاهير متكلمين فرقة اماميه و در عين حال در دستگاه خلافت داراي مقامي در حد وزارت بود و در تأييد مذهب شيعة اماميه و رد نظريات مخالفين اين مذهب آثار بسياري تأليف كرد. گويا وي يكي از كساني بود كه به طور غير مستقيم در قتل حلاج دست داشت.22 متكلمين برجستة اماميه در سده‌هاي چهارم و پنجم قمري همچون شيخ مفيد، نجاشي، سيد مرتضي و شيخ طوسي همگي با يك يا دو واسطه از شاگردان مكتب اين متكلم برجسته بوده‌اند.23

    از ديگر افراد خاندان نوبختي مي‌توان به اينان اشاره كرد: ابومحمد حسن بن موسي نوبختي(د 300-310ق / ؟م) كه برخي كتاب فرق الشيعة را كه امروزه در دست است، از آن وي مي‌دانند24 و نيز ابواسحاق ابراهيم نوبختي (نيمة نخست سدة 4ق / ؟م) مؤلف كتاب ياقوت در علم كلام25 و ابوالقاسم حسين بن روح نوبختي(د 326ق).26

     

    مآخذ:
  1. اقبال، عباس. خاندان نوبختي. تهران: 1311، ص 5-6.
  2. مسعودي. مروج الذهب. به كوشش باربيه دومينار، پاريس: 1874م، ج 8، ص 290.
  3. يعقوبي، احمد. البلدان. به كوشش م. ي. دخويه، بريل: 1891م، ص 238، 241.
  4. كرامتي، يونس. كارنامة ايرانيان. تهران: 1380، ص 27.
  5. ابن فقيه. البلدان. به كوشش يوسف الهادي، بيروت: 1996م، ص 290، 338.
  6. بيروني، ابوريحان. الآثار الباقيه عن القرون الخالية. به كوشش ادوارد زاخائو، لايپزيگ: 1906م، ص 270-271.
  7. خطيب بغدادي، احمد بن علي. تاريخ بغداد. قاهره: 1349ق/1930م، ج 1، ص 67.
  8. نالينو، كارلو آلفونسو. علم الفلك و تاريخه عند العرب في قرون الوسطي. رم: 1911م، ص 161.
  9. Suter, Heinrich , Die Mathematiker und astronomen der Araber und ihre werke, Liepzig,1900, p. 3.
  10. Suter, Heinrich , „""Nachtrage und berichtigungen zu Die Mathematiker und astronomen der Araber und ihre werke", Abhandlungen zur geschichte der mathematischen wissenchaften, Leipzig, 1902, Vol XIV.,  p. 158.
  11. Sarton, George, Introduction to the History of Science, Baltimore, Vol I, 1927, p. 521, 531.
  12. اقبال. ص 1-2.
  13. قفطي. تاريخ الحكماء. اختصار زوزني، به كوشش يوليوس ليپرت، لايپزيگ: 1903م، ص409.
  14. ابن ابي اصيبعه، احمد. عيون الانباء في طبقات الاطباء. به كوشش اگوست مولر، قاهره: 1299ق، ج 1، ص 152.
  15. ابن نديم. الفهرست. به كوشش رضا تجدد، تهران: 1350، ص 333.
  16. قفطي. ص255.
  17. ابن نديم. ص 299-301؛ كرامتي. ص 16.
  18. ابن نديم. ص 305؛ كرامتي. ص 27.
  19. اقبال. ص 15، 21-24.
  20. طبري. تاريخ. به كوشش ابوالفضل ابراهيم، ج 9، ص151 (حوادث 232ق)؛ نيز: أبو الفداء، إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي، البداية والنهاية ، بيروت: مكتبة المعارف، ج 10، ص308، 309.
  21. اقبال. ص 15-16.
  22. اقبال. ص 96، 101.
  23. اقبال. ص 106.
  24. اقبال. ص 125-129.
  25. اقبال. ص 166.
  26. اقبال. ص 212.
یونس کرامتی