Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

ابوحنيفه، نعمان بن ثابت بن نيك‌بخت معروف به ابوحنيفه (80ـ150ق / 699ـ767 م)، يكي از چهار پيشواي مذاهب رسمي فقه اهل سنت كه به «مذهب حنفي» معروف است؛ خود او زادة كوفه و اجدادش ايراني و اهل قرية خواجه سياران از توابع پروان كابل بودند. او نزد زيد بن علي بن الحسين (شهادت 121ق / 739م) و امام جعفر صادق (وفات 148ق / 765م) و به‌ويژه حماد بن ابي‌سليمان، استاد اصليش فقه آموخت. بعضي از محققان با عنايت به اين‌كه اقامتگاه ابوحنيفه در كوفه و بصره بوده است و اقامتگاه امام جعفر صادق در مدينه، در باب شاگردي ابوحنيفه نزد امام صادق ترديد كرده‌اند. با اين همه شك نيست كه وي صحبت امام صادق را دريافته است و مكرر صادقانه به اولويت امام صادق اعتراف كرده است و او را اعلم و افقه عصر خود معرفي كرده است. چنان‌كه از او نقل كرده‌اند كه گفت: «ما رأيت افقه من جعفر بن محمد».1 به‌علاوه ابوحنيفه، اعلميت امام صادق را در جلسة مصاحبه‌اي كه منصور دوانيقي به خيال خود براي مخذول‌كردن امام صادق در حيره تشكيل داده بود و چهل مسألة فقهي را از امام پرسيد، در حضور خليفه با بيان رسا اعلام داشت. باز در تاريخ علوييين، مذكور است كه كسي (پس از شهادت زيد بن علي بن الحسين) از ابوحنيفه در باب مالي كه وقف امام زمان شده بود، فتوي خواست و ابوحنيفه گفت كه آن مال بايد به امام صادق برسد.

ابوحنيفه هيچ يك از خليفگان اموي، مرواني و بني‌عباس را لايق و قابل خلافت نمي‌شناخت و از مخالفان هر دو نظام اموي و عباسي به‌شمار مي‌رفت. وي در عصر اموي، به حمايت قيام مسلّحانة زيد بن علي بن الحسين بر ضدّ هشام خليفة اموي برخاست و در كوفه با زيد بيعت كرد و در عصر عباسي از قبول مشروعيت بني العباس سر باز زد و هرچند منصور دوانيقي به او الحاح كرد به امامت و خلافت وي اعتراف كند، ابوحنيفه از آن استنكاف مي‌كرد و مي‌گفت: امامت و خلافت حق زيد يا امام صادق (ع) است يا كسي كه ايشان اختيار كنند.2

عطار نيشابوري در تذكرة‌الاولياء ذيل ترجمة ابوحنيفه مي‌نويسد كه: منصور دوانيقي از ابوحنيفه تقاضا كرد كه منصب قضا و فتوي را در خلافت عباسي بپذيرد، ولي ابوحنيفه عذر آورد و گفت: «من مردي‌ام نه از عرب، بلكه از موالي ايشان. سادات عرب به حكم من راضي نشوند. خليفه گفت: اين كار به نسب تعلق ندارد، اين را علم بايد. ابوحنيفه گفت: من اين كار را نشايم و در اين كه گفتم نشايم، اگر راست مي‌گويم، نشايم و اگر دروغ مي‌گويم، دروغگوي قضاي مسلمانان را نشايد... اين بگفت و نجات يافت.»3

قاضي ابويوسف (شاگرد بزرگ ابوحنيفه) كه سمت قاضي‌القضات هارون‌الرشيد را يافت، فقه حنفي را در عراق و ايران ترويج كرد و فقط فقيهان حنفي‌مذهب را به منصب قضا گماشت. هم‌چنين در عصر مهدي عباسي، وقتي كه يكي از فقيهان كوفه به سمت قاضي مصر منصوب شده بود، مذهب ابوحنيفه در مصر منتشر گرديد. فقيهان حنفي به قياس و اجتهاد متوسل مي‌شوند و با استفاده از دلايل عقلي و روش‌هاي حقوقي مختلف به كشف احكام مناسب فقهي در مسايل مستحدثه مي‌پردازند و به همين دليل، در مقابل مذهب مالكي كه به دليل اخذ به حديث به «اصحاب حديث» معروف‌اند، به آن‌ها «اصحاب رأي» مي‌گويند.4

 

مآخذ:

  1. علامه ذهبي. تذكرة‌الحفاظ. ج 1، ص 157.
  2. عبدالجليل رازي. النقص. چاپ مير جلال‌الدين محدث ارموي، ص 455.
  3. عطار نيشابوري. تذكرة‌الاولياء. چاپ محمد استعلامي، تهران: ص 240.
  4. امين، حسن. تاريخ حقوق ايران. ص 216ـ218.
سیدحسن امین