Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

اتّحاد، در لغت به معني يكي شدن است و در اصطلاح فلسفه و كلام به دو قسم حقيقي و مجازي تقسيم مي‌شود: 1) اتحاد حقيقي، به دو معناست: نخست آنكه يك چيز به چيز ديگر تبديل شود، بي آنكه با چيزي بياميزد يا استحاله يابد؛(1) دوم آنكه دو چيز يك چيز بشود بي آنكه از آن دو بكاهد يا بر آن دو بيفزايد؛(2) 2) اتحاد مجازي، كه عبارت است از تبديل شدن يك چيز به چيز ديگر، پنج گونه است: نخست، استحاله مثل تبديل آب به هوا؛ دوم، تركيب يا امتزاج، مثل آميختن خاك با آب و تبديل شدن به گِل؛ سوم، تأليف، مثل به هم پيوستن چند قطعه چوب و پديد آمدن صندلي؛ چهارم، اشتراك در صفت مثل اشتراك انسان با ديگر حيوانات در حيوانيت؛ پنجم، خلع و لبس، مثل پديدار شدن فرشته در هيأت انسان (باور كلامي ـ ديني و نه فلسفي).(3) به نظر فيلسوفان و متكلمان اتحاد حقيقي بالضروره باطل و ناممكن و اتحاد مجازي ممكن است.(4)

 

مآخذ:

  1. ابن سينا. التّنبيهات و الاشارات. تصحيح محمود شهابي، تهران: دانشگاه تهران، 1339، ص 136؛ طوسي، خواجه نصيرالدين. شرح تنبيهات و اشارات. تهران: مطبعة حيدري، 1378ق، ص 3/295-296.
  2. شيخ طوسي. الرسائل العشرة. قم: بي تا، 96.
  3. ابن سينا. التّنبيهات و الاشارات. ص 136؛ طوسي، خواجه نصيرالدين. شرح تنبيهات و اشارات. 3/295-296؛ ابن سينا. كتاب الحدود. به كوشش ماريد گواشون، قاهره: مدخل «اتحاد»، ص 39-40؛ ميبدي، كشف الاسرار. به كوشش علي اصغر حكمت، تهران: ؟؟13، 2/304-305.
  4. طوسي، خواجه نصيرالدين. شرح تنبيهات و اشارات. 3/297؛ فخر رازي. البراهين در علم كلام. به كوشش محمدباقر سبزواري، تهران: دانشگاه تهران، 1341، 1/97.
اصغر دادبه