Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

اختربيني، سخن ابوريحان بيروني دربارة اختربيني كه در ايران باستان بيشتر اخترماري (اخترشماري) و در دورة اسلامي احكام نجوم يا تنجيم ناميده مي‌شد به خوبي چيستي اين به اصطلاح علم را روشن مي‌سازد: «نزديك بيشترين مردمان (=عوام) احكام نجوم ثمرة علم‌هاي رياضي است. هر چند كه اعتقاد ما اندر اين ثمره و اندرين صناعت [حرفه] مانندة كمترين مردمان (خواص) است».1 در واقع به نظر ابوريحان تنها افراد عامي به امكان پيش بيني وقايع بر اساس وضعيت ستارگان و نيز تأثير آنها بر رويدادهاي آينده اعتقاد دارند. اختربيني همزاد اخترشناسي* بود و گرچه در تاريخ علم بايد آنرا گامي به عقب تلقي كرد، اما علاقة پادشاهان و فرمانروايان به اختربيني بارها و بارها در پيشبرد دانش اخترشناسي نيز سودمند بود. در متون ديني ايران باستان همچون بندهش (بويژه در بند زايچة كيهان)، مينوي خرد، گزيده‌هاي زادسپرم اشارات متعددي به ستارگان و سيارات وجود دارد كه بيشتر جنبة اختربيني دارد تا اخترشناسي. ايرانيان باستان مهر (خورشيد)، ماه و ستارگان ثابت يا اختران را اهورايي مي‌دانستند. اباختران  يعني 5 سياره يا «ستارة روندة» شناخته شده تا آن زمان و نيز «مهر تاريك» و «ماه تاريك» گرچه نام‌هاي اهورايي داشتند (مانند هرمزد= مشتري، ناهيد يا اناهيد= زهره) اما اين نام‌هاي نيك را دزديده بودند و نمي‌گذاشتند كه خير و بركت به زمين برسد. پس ميان اباختران اهريمني و اختران پيوسته جنگ بود.2و3 توجه به اختربيني و بويژه پيدا كردن زايچه، يعني وضعيت ستارگان در لحظة زاده شدن يك انسان، بنيان گذاري يك شهر، يا تأسيس يك دولت يا شروع هر كار ديگر، و پيش بيني سرانجام كار از روي آن در ايران باستان اهميتي ويژه داشت. اخترشناسي و بويژه اختربيني دورة اسلامي، دست كم تا اواخر سدة 2 ق، پيرو سنت ايراني بود، زيرا همة نخستين گروه ستاره شناسان خليفگان عباسي، ايراني يا دست كم به شدت تحت تأثير  نجوم ايراني بودند. به همين سبب واژه‌هاي فارسي متعددي همچون زيجْ (معرب زيگ)، هيلاج، كَذْخُداه و جانْبَخْتان، جوزهر(معرب گوي‌چهر)، و ... در آثار نجومي و اَحْكام نجومي راه يافت. نظريات احكامي ايرانيان همچنين از طريق آثار منسوب به هِرمِس كه در سدة 2ق نزد مسلمانان رواج بسيار داشت، بر نجوم اسلامي تأثير گذارد.4و5 اين تأثير چندان بود كه حتي ابن رسته جغرافي‌دان مسلمان آورده است: «زيج شاه (اثر نجومي ايران در زمان ساسانيان، در اين باره نگاه كنيد به: اخترشناسي) مورد اعتماد همة مردم و بويژه ايرانيان است ... و با آنكه در زمان مأمون، يحيي بن ابي منصور براي او رصد كرد ... همه بر آنند كه احكام نجوم جز با زيج شاه درست نمي‌آيد».6 اما اين را نيز نبايد فراموش كرد كه هيچ يك از دانشمندان برجستة دورة اسلامي بويژه كساني چون ابوريحان بيروني* و ابن سينا* به اختربيني اعتقاد نداشته‌اند.7

نخستين اختر بين شهير ايراني دورة اسلامي نوبخت (نخستين فرد آل نوبخت*) بود كه گفته‌اند هنگامي مناسب براي ريختن شالودة شهر بغداد پيدا كرد.8 ترجمة لاتيني آثار سهل بن بشر اختربين يهودي خراسان (درگذشت پس از 236) بر اروپائيان تأثيري بسزا گذاشت.9 نظريات اختربينانة ابومعشر بلخي*، قرن‌ها در ميان اروپاييان رواج داشت.10 ابوريحان بيروني* كه به اختربيني به عنوان موضوعي براي پژوهش صرف نگاه مي‌كرد آثار بسياري و بويژه التفهيم لأوائل صناعة التنجيم را به دو زبان فارسي و عربي در اين باره نوشت.11 از ديگر اخترشناسان ايراني مشهور مي‌توان به ابوالمحامد غزنوي نگارندة كفاية التعليم في صناعة التنجيم (به فارسي)، كوشيار گيلاني* و نصيرالدين طوسي* اشاره كرد.

 

مآخذ:

  1. ابوريحان بيروني. التفهيم لأوائل صناعة التنجيم (روايت فارسي). به كوشش جلال همايي، تهران: 1316.
  2. بهار، مهرداد. پژوهشي در اساطير ايران. ص100-107.
  3. يادداشت مؤلف (بر اساس مذاكراتي با شادروان دكتر احمد تفضلي).
  4. نالينو، كارلو آلفونسو. علم الفلك. رم: 1911م،  ص 146-147.
  5. كرامتي. كارنامة ايرانيان. تهران: 1380، ص 37.
  6. ابن رسته، احمد. الأعلاق النفيسة. به كوشش م. ي. دخويه، بريل، 1891م، ص 162.
  7. كرامتي. «بيروني»، دايرة المعارف بزرگ اسلامي. ج 13 (زير چاپ).
  8. ابن رسته، احمد. الأعلاق النفيسة. به كوشش م. ي. دخويه، بريل، 1891م، ص 162.
  9. كرامتي. كارنامة ايرانيان. ص 59.
  10. كرامتي. كارنامة ايرانيان. ص 69.
  11. كرامتي. «بيروني»، دايرة المعارف بزرگ اسلامي.

یونس کرامتی