Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

ادبيات ايران پس از اسلام

ادبيات فارسي دورة اسلامي كه پس از وقفه اي كوتاه از نخستين سده هاي دورة‌اسلامي و با بهره گيري از الفباي عربي شكل گرفت، در واقع دنبالة ادبيات پيش از اسلام بود. آغاز رسمي اين بخش از ادبيات كه بيشتر به «فارسي دري» شهرت دارد، به دورة ساماني برمي گردد. اگرچه در دورة صفاري نيز به شكل غير رسمي و با حمايت از شعر و شاعري وجودداشت.1 به طور كلي ادبيات فارسي دري پس از اسلام را مي توان در دو قلمرو شعر و نثر بررسي كرد. الف ـ شعر: شعر فارسي دري در دورة ساماني در خراسان و ماوراءالنهر و با ظهور شاعران بزرگي نظير رودكي* (و 326 ق) ،‌شهيد بلخي* (و 325 ق) ،‌ابوشكور بلخي* ، منجيك ترمذي* ، دقيقي طوسي* (و 367 ق) ، فردوسي* (و 416 ق) و جز آنان گسترش يافت. قالب اصلي شعر در اين دوره قصيده و پس از آن قطعه ، مثنوي و رباعي بود.2 در دورة غزنويان، شعر فارسي شيوة عهد پيشين را پي گرفت و كساني چون فردوسي* ، فرخي* (و 429ق) و عنصري* (و 431 ق) طرز رودكي ،‌شهيد و دقيقي را سرمشق خود قرار دادند. فنون و موضوع هاي شعري اين دوره هم تفاوتي نكرد و جز مسمط كه گويا توسط منوچهري دامغاني رواج يافت، چيزي بر انواع آن افزوده نشد. در مجموع شعر دري در عصر غزنوي هم از لحاظ لفظ و هم از لحاظ معني به كمال نزديك گرديد.3 اما در ميان آثار شعري اين دوره مهم تر از همه شاهنامة فردوسي است كه جدا از ارزش تاريخي ، از لحاظ هنري نيز كتابي فوق العاده است و از نمونه هاي درخشان شعر فارسي به شمار مي رود.4 از نيمة دوم سدة 5 ق / 11 م با آغاز حكومت سلجوقيان به تدريج تغييرات و تحولاتي در شعر فارسي پديد آورد و سبك قصيده گويي از سادگي و صراحت دوران پيشين به تكلف و لفاظي گراييد، اگرچه قصيده سرايي در اين دوره با ظهور شاعراني از جمله انوري* (و 585 ق) اميرمعزي* (و 465 ق)،   خاقاني* (و 595 ق) ،‌جمال الدين اصفهاني* (و 588 ق) ، رشيدالدين وطواط* (و 573 ق) و ديگران به اوج كمال رسيد. از ديگر ويژگي هاي شعر اين عهد شيوع تصوف و بيان موضوع هاي عرفاني ، اخلاقي و ديني توسط گويندگاني چون سنايي غزنوي* (و 535 ق) و شيخ عطار* نيشابوري بود.5 اما يكي از بزرگ ترين شاعران اين دوره نظامي گنجوي* (و 599 ق) است. شيوة داستانسرايي اين شاعر مشهور تا چند سده پس از او بارها مورد تقليد شاعران ديگر قرار گرفت. جز او، شعرايي نظير فلكي شرواني* (و 587 ق) ،‌مجيرالدين بيلقاني (و 577 ق) ،‌ظهير فاريابي* (و 598 ق) نيز در تكميل سبك شعر فارسي اين دوره نقش مهمي ايفا كردند.6 پس از حملة مغولان به ايران و انتقال مركز شعر فارسي از خراسان به عراق عجم ـ نواحي مركز ايران ـ شاعران مشهوري از اين نواحي برخاستند. در اين دوره، شعر فارسي هم از لحاظ لفظ و هم از لحاظ معني با تحولات تازه اي روبرو شد و شعر عرفاني نيز به آخرين درجة كمال رسيد. هم در اين دوره، مثنوي و غزل رواج بسيار يافت و بزرگاني چون سعدي*،‌مولوي* و حافظ* كه مي توان آنان را خداوندان غزل و مثنوي ناميد، در عرصة ادب و شعر فارسي خوش درخشيدند.7 از ديگر شاعران اين دوره عبيد زاكاني* (و 771 ق) ، سلمان ساوجي* (و 778 ق) ، سيف فرغاني (و ميان 705 ـ 749 ق) ، خواجوي كرماني* (و 753 ق) ،‌كمال خجندي* (و 798 ق) و ابن يمين فريومدي* (و 769ق ) بودند.8 همچنين در اين دوره، با كوچ بسياري از شاعران ايراني به هند، شعر فارسي در آن حوزه رونق بسياري يافت و شاعران فارسي گوي بزرگي چون اميرخسرو دهلوي (و 725 ق) كه در شعر مقلد نظامي گنجوي بود و امير حسن دهلوي (و 727 / 731 ق) از آنجا برخاستند.9 اما شعر فارسي در عهد تيموريان رونق چنداني نيافت. برخي از شاعران اين دوره به مسائل عرفاني توجه خاصي داشتند و منظومه هايي در اين زمينه سرودند كه شاه نعمت الله ولي* (و 834 ق) ،‌قاسم انوار* (و 837 ق) و عبدالرحمان جامي* (و 898 ق) از آن جمله اند. سرودن منظومه هاي عاشقانه يا منظومه هاي حاوي قصص كوتاه و حكايات و نيز منظومه ايي در زمينة حكم و اخلاق در اين دوره بسيار رواج پيدا كرد. جز آنها غزلسرايي هم در اين دوره مورد توجه قرار گرفت. از ميان شاعران مشهور دورة‌ تيموري مي توان  محمد شيرين مغربي (و 890 ق) ، عصمت بخاري (و 829 ق) ،‌بسحق اطعمه (و 830 ق) ،‌كاتبي ترشيزي (و 839 ق) و اميرشاهي سبزواري* (و 857 ق) را نام برد. اما مشهور ترين شاعر اين عهد همانا مولانا جامي بود.10 با تشكيل دولت صفوي توسط شاه اسماعيل (حك 905 ـ 930 ق) و گزينش مذهب شيعه به عنوان مذهب رسمي ايران،‌از توجه به شعر و شاعران كاسته شد و بيشتر شاعران به هند كوچيدند. هجوم شاعران ايراني به هند و استقبال دربارهاي هند از آنان باعث ايجاد سبك جديدي در شعر فارسي با نام «سبك هندي» گرديد. نيز عدم رواج مدح و مديحه در اين دوره شاعران را به سوي قالب غزل سوق داد، اگرچه شاعران مداح اهل بيت (ع) بيشتر در اشعارشان از قالب قصيده بهره مي جستند.11 يكي از ره آوردهاي سياست مذهبي صفويان رواج نوعي شعر مذهبي در مناقب و مراثي اهل بيت (ع) بود كه تركيب بند محتشم كاشاني (و 996 / 1000 ق) از نمونه هاي ماندگار آن محسوب مي شود.12 از ميان شاعران عهد صفوي هاتفي جامي / خرجردي (و 927 ق) سرايندة اثري حماسي به نام تيمورنامه ، فغاني / بابافغاني* مشهور به حافظ دوم، آصفي ، اهلي شيرازي (و 942 ق) و هلالي استرآبادي (و 945 ق) را مي توان نام برد. شان ي تكلو (و 1023 ق) ، فصيحي هروي (و 1049ق) و ميرزا جلال اسير (و 1049 ق) نيز از شاعران مداح دربار شاه عباس صفوي (حك 996 ـ 1038 ق) بودند.13 از مشاهير شاعران ايراني حوزة هند در اين دوره نيز مي توان از عرفي شيرازي (و 999 ق) ، قدسي مشهدي (و 1055 ق) ، ظهوري ترشيزي* ، طالب آملي* (و 1036ق) ، ملك قمي ، نظيري نيشابوري* (ح 1022 ق) ، كليم كاشاني* (و 1061ق) و صائب تبريزي* (و 1081 ق) ياد كرد. اما مشهورترين شاعر دورة صفويه در ايران وحشي بافقي* (و 991 ق) بود.14 به طور كلي عصر صفويه را مي توان دورة‌مضمون سازي ،‌دقيقه يابي ، نكته پردازي  و معماگويي در شعر دانست. در اين دوره، غزل بيش از انواع قالب هاي شعري رواج داشت. قصيده هاي اين دوره نيز اگرچه از مضاميني باريك ،‌خيال بافي و ساير ويژگي هاي سبك هندي عاري نبود. اما در مجموع از غزل هاي اين عهد ساده تر به نظر مي رسيد.15 در اوايل عهد قاجاريه فكر بازگشت شعر به شيوة قدماي عراق عجم و خراسان در ميان شاعران منجر به نوعي نهضت يا مكتب ادبي به نام «مكتب بازگشت» گرديد. اين مكتب به تدريج به كساد شيوة وقوع و سبك هندي در شعر فارسي دامن زد. از مهم ترين بنيانگذاران اين مكتب مي توان به حاج لطفعلي بيگ آذر بيگدلي* (و 1195 ق) ، سيداحمد هاتف اصفهاني (و 1198 ق) و صباحي كاشاني (و 1218 ق) اشاره كرد. محمد عاشق (و 1182 ق) و صهبا نيز از ديگر پيروان اين مكتب به شمار مي رفتند.16 همچنين در اين دوره علاقه برخي از علما ،‌حكما، فقها به شاعري آنان را بدين ورطه كشاند و بازار شعر صوفيه كه در دورة هاي پيشين از رونق افتاده بود،‌بار ديگر گرم و پر رونق شد. اما از ميان نامدارترين گويندگان شعر فارسي اين دوره بايد از صباي كاشاني (و 1238 ق) ،‌وصال شيرازي* (و 1162 ق) ، سروش اصفهاني* (و 1285 ق) ، قاآني* (و 1270 ق) ، يغماي جندقي* (و 1276 ق) و فروغي بسطامي* نام برد.17 در آغاز دورة مشروطه كه آغاز شعر معاصر فارسي قلمداد مي شود، نيز شاعراني چون عارف قزويني* (و 1312 ش) ، ايرج ميرزا* (و 1344 ق) ، فرخي يزدي* به ترتيب در زمينه هاي طنز ،‌موضوع هاي اجتماعي و سياسي و ادبيات توده اي آثاري از خود بر جاي گذاشتند. به دنبال آنان كساني نيز نظير ميرزادة عشقي* ، پروين اعتصامي* و محمدتقي بهار* با اشعار انتقادي ، اخلاقي و اجتماعي خود سنگ بناي ادب مشروطه را پي ريخته و همگام با تحرك اجتماعي آن روزگار ، باعث دگرگوني در شعر فارسي شدند.18 شعر معاصر فارسي در دوران جديد پس از آنكه نيما يوشيج تحولي در مسير آن به وجود آورد. وارد مرحلة تازه اي گرديد و طي هشت دهة گذشته تحول خاص خود را پي گرفت. بعد از نيما، شاعران برجسته اي چون احمد شاملو ، مهدي اخوان ثالث ، سهراب سپهري و جز آنان به كار او كمال بخشيدند.19 ب ـ نثر: در ادبيات فارسي ، پيشينة نثر نيز مانند شعر به دوره پيش از اسلام بر مي گردد. پس از اسلام ، نثر رسمي فارسي پس از وقفه اي از شكل ابتدايي خود جدا شد و در دورة ساماني به صورت فارسي دري درآمد. نخستين متن منثور بر جاي مانده ، برگ هايي از مقدمة شاهنامة ابومنصوري* ( 346ق) است كه به امر ابومنصور محمد بن عبدالرزاق و توسط گروهي از دانشمندان خراسان و ماوراءالنهر دربارة تاريخ و تاريخ داستاني ايران پيش از اسلام تدوين گرديد.20 نثر فارسي را از آغاز تا كنون مي توان از جنبة موضوع هاي گوناگون آن بررسي كرد. 1ـ موضوع هاي ملي و پهلواني : كه از قديم ترين موضوع هاي نثر فارسي به شمار مي روند و در رأس آنها چند شاهنامة منثور از جملة شاهنامة ابوالمويد بلخي (اوايل سدة 4 ق) قرار داد. از ميان داستان هاي پهلواني نيز مي توان به داراب نامه اثر ابوطاهر طرسوسي / طرطوسي (سدة 6 ق) اشاره كرد. 2ـ رمان ها: قديم ترين رمان فارسي ، هزار و يكشب* نام دارد كه نخست از پهلوي به عربي و سپس از عربي به فارسي ترجمه شد. سمك عيار* نيز يكي ديگر از رمان هاي كهن فارسي است كه به وسيلة فرامرز بن خداداد در 585 ق تدوين گرديد. از سدة 10 ق / 16 م به بعد هم رمان هاي بسياري نوشته شد كه بوستان خيال (1173 ق) از مير محمد تقي جعفري حسيني احمدآبادي ، چهار درويش و طوطي نامه از آن جمله اند.21 3ـ قصص و حكايات: نوشتن اين گونه آثار در دورة اسلامي تحت تأثير ادبيات پيش از اسلام صورت گرفته و نمونة برجستة‌آن كتاب كليله و دمنه* است. اين اثر را نخست ابن مقفع* از پهلوي به عربي ترجمه كرد و سپس ابوالمعالي نصرالله منشي* در ح 539 ق ترجمة‌ او را به فارسي برگردانيد. بعدها نيز ملاحسين واعظ كاشفي (و 910 ق) تحرير جديدي از اين داستان به نام انوار سهيلي* فراهم آورد. از ديگر كتابهاي مشهور قصص و حكايات مي توان به چهار مقاله (ميان 552 ـ 556 ق) تأليف نظامي عروضي* ؛ نگارستان اثر قاضي احمد غفاري (و 975 ق) و مفرح القلوب از محمد نديم بن محمد كاظم (و 1241 ق) اشاره كرد.22 به جز آنها ترجمة فارسي سندبادنامه* توسط ابوالفوارس قناوزي و دو تحرير اين ترجمه در سدة 6 ق / 12 م به وسيلة دقايقي مروزي و ظهير الدين سمرقندي و نيز كتاب هاي روضةالعقول تأليف محمد بن غازي ملطيوي و مرزبان نامه* به انشاي سعدالدين وراويني* كه در تحرير متفاوت از مرزبان نامه اثر مرزبان بن رستم  هستند و همچنين جوامع الحكايات و ترجمة فارسي فرج بعد الشدة از محمد عوفي* را مي توان در شمار كتابهاي قصص و حكايات آورد.23 4ـ تراجم و كتب رجال كه بخش مهم آن به كتاب هايي در ذكر احوال مشايخ صوفيه اختصاص دارد و حالات و سخنان شيخ ابوسعيد ابوالخير از كمال الدين محمد نوادة شيخ ابوسعيد ؛ طبقات الصوفيه اثر خواجه عبدالله انصاري (و 481 ق / 1088 م) ؛ تذكرةالاوليا* از عطار نيشابوري ؛ كشف المحجوب* اثر هجويري و نفحات الانس عبدالرحمان  جامي* از نمونه هاي بارز آن هستند. از ديگر كتاب هايي كه دربارة رجال و بزرگان نوشته شده اند،      مي توان از مجالس المؤمنين اثر قاضي نورالله شوشتري (و 1019 ق) ؛ تجارب السلف (724 ق) از هند و شاه نخجواني و دستورالوزراء* تأليف غياث الدين خواند مير (941 ق/ 1534 م) ياد كرد.24 كتاب هاي تذكره نيز كه در شرح حال شاعران نوشته شده اند، در اين طبقه بندي جاي دارند. كار تذكره نويسي نخست با محمد عوفي و تأليف لباب الالباب* (618 ق) آغاز شد و  بعدها دولتشاه سمرقندي* با تأليف تذكرةالشعرا* (829 ق) كار او را پي گرفت. در دورة‌ صفوي هم در ايران چندين تذكره نظير تحفه سامي* ، هفت اقليم* ، عرفات العاشقين* و تذكرة نصرآبادي* تدوين شد و هم در شبه قاره كار تذكره نويسي رواج چشمگيري پيدا كرد و صدها كتاب در اين زمينه پديد آمد. تذكره نويسي در دورة قاجاريه و  در واقع تا پيش از تأليف تاريخ ادبيات به شيوة نوين هم به سير خود ادامه داد. تذكرة با ارزش مجمع الفصحا* (1288 ق) از رضاقليخان هدايت از جمله آخرين تذكره هاي مهم فارسي به شمار مي رود.25 5ـ تواريخ: تاريخ نويسي در ادبيات فارسي ايران با شاهنامه ها آغاز شده است. پس از اين گونه كتابها بايد از ترجمة تاريخ الامم و الملوك محمد بن جرير طبري از عربي به فارسي توسط ابوعلي محمد بلعمي (و 330 ق) كه به تاريخ بلعمي* شهرت دارد، ياد كرد. در دورة غزنوي نيز تاريخي به نام زين الاخبار به وسيلة عبدالحي بن ضحاك گرديزي پديد آمد. از ديگر كتاب هاي تاريخي مشهور مي توان از جامع التواريخ* اثر رشيدالدين فضل الله همداني* (مق 718 ق/ 1318 م) ؛ تاريخ گزيده* (730 ق) از حمدالله مستوفي* ؛ روضةالصفا* اثر ميرخواند (و 903 ق / 1497 م) ؛ حبيب السير* تأليف خواند مير ، تاريخ جهانگشا از عطاملك جويني* (و 681 ق) و از همه مهم تر تاريخ بيهقي* از ابوالفضل بيهقي* (و 470 ق/ 1077 م) نام برد.26 در دورة‌ صفوي نيز عالم آراي عباسي* (1038 ق) از اسكندر بيگ تركمان، و در زمان نادر شاه افشار دُرة نادره و جهانگشاي نادري از ميرزا مهدي استرآبادي پهنة نثر فارسي را زينت بخشيدند. شاخه اي از تاريخ نويسي فارسي به تواريخ محلي اختصاص يافته كه در آن از گذشته هاي دور كتابهايي چون تاريخ سيستان* از مؤلفي ناشناس، تاريخ بخارا (تلخيص 574 ق) به قلم نرشخي و ترجمة قباوي و تاريخ بيهقي از  ابن فندق به يادگار مانده است.27 6ـ موضوع هاي ديني : از كهن ترين آثار نوشته شده در اين زمينه ،‌ترجمة فارسي تفسير طبري (351 ق) اثر محمد بن جرير طبري توسط گروهي دانشمندان ماوراءالنهر در دورة ساماني است. از ميان تفاسير ديگر مي توان به تفسير سورآبادي (471 ق) ،‌كشف الاسرار* ميبدي ؛ مواهب عليه از كاشفي سبزواري و روض الجنان اثر ابوالفتوح رازي را ياد كرد. كشف المحجوب از ابويعقوب سگزي و جامع الحكمتين و زادالمسافرين* اثر ناصرخسرو قبادياني* (و 481 ق)‌نيز در زمرة آثار كلامي هستند. 7ـ سياست و اخلاق و حكم از مهم ترين آثار پديد آمده در اين زمينه مي توان از ظفرنامه* اثر ابن سينا* ؛ قابوس نامه* از عنصر المعالي كيكاوس* ، سياست نامه* تأليف خواجه نظام الملك ، نصيحةالملوك اثر امام محمد غزالي و اخلاق ناصري از خواجه نصيرالدين طوسي* نام برد.28 8ـ فنون ادبي و بلاغت: اين گونه متن ها از ترجمان البلاغه* اثر محمد بن عمر رادوياني آغاز مي شود. بعدها رشيد وطواط (و 573 ق) با حدائق السحر* و شمس قيس رازي* با المعجم في معايير اشعار العجم آن را ادامه دادند. بدايع الافكار از كاشفي سبزواري و انيس العشاق اثر شرف الدين رامي (795 ق) هم از اين گونه آثار هستند.29 9ـ هزل و انتقاد: يكي از موضوع هاي نثر فارسي است كه نمونه هاي فراوان آن در آثار پس از دورة مشروطه ديده مي شود. اما يكي از بهترين نويسندگان مشهور هزل نويس در دوران گذشته عبيد زاكاني* (و 772 ق) راست كه آثاري در اين زمينه از جمله اخلاق الاشراف پديد آورد. در دورة قاجاريه نيز قاآني در كتاب پريشان* خود مطالبي انتقادي به صورت مطايبه بيان    كرد.30 اما نثر فارسي در ايران پس از انقلاب مشروطه از طريق روزنامه نويسي به تكامل رسيد. آغاز داستان نويسي نوين فارسي را نيز مي توان به خلق آثاري از طالبوف* (و 1329 ق) ، زين العابدين مراغه اي* (و 1328 ق) و ترجمة‌فارسي حاجي باباي اصفهاني* اثر جيمز موريه توسط ميرزا حبيب اصفهاني* (و 1311 ق) نسبت داد. نثر فارسي در دورة فترت ميان جنبش مشروطه و پيدايش سبك نوين، نيز با داستان هاي تاريخي شيخ موسي نثري همداني / كبودرآهنگي و صنعتي زاده* و رمان نويسان نظير مشفق كاظمي* و عباس خليلي قابل توجه است.31 پس از اين نويسندگان ، كساني چون جهانگير جليلي ، محمد مسعود ، علي دشتي ، محمد حجازي* آثار با ارزشي در زمينه هاي اجتماعي و سياسي پديد آوردند. از ميان نسل هاي بعدي نويسندگان مشهور ايران نيز مي توان به بزرگ علوي* ،‌صادق هدايت* ، محمدعلي جمال زاده*، جلال آل احمد*، صادق چوبك* ، به آذين* ،‌تقي مدرسي ،‌علي محمد افغاني اشاره كرد.32 جز آنان، محمود دولت آبادي ، هوشنگ گلشيري* ، سيمين دانشور ،‌احمد محمود و دهها نويسندة جوان تر نيز نثر معاصر فارسي را با آثار خود زينت بخشيده اند.33

مآخذ:

1ـ ياحقي ، محمدجعفر. «ادبيات فارسي» ، دانشنامة زبان  ادب فارسي ، به سرپرستي اسماعيل سعادت، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسي ، 1384 ش، ج 1، ص 304.

2ـ كاظمي ، محمدكاظم. شعر پارسي ، مشهد: مؤسسه فرهنگي ، هنري و انتشاراتي ضريح آفتاب ، چ 1، 1379 ش، ص 20 ، 21.

3ـ زرين كوب، عبدالحسين. سيري در شعر فارسي ،‌تهران: نوين، چ 1، 1363 ش، ص 16 ، 17.

4ـ كاظمي ، همان، ص 23.

5ـ مؤتمن ،‌زين العابدين. تحول شعر فارسي ، تهران: ابن سينا، 1339 ش ، ص 138 ، 139.

6ـ صفا، ذبيح الله. مختصري در تاريخ تحول نظم ونثر پارسي ، تهران: ققنوس ، چ 15، 1377 ش، ص 40.

7ـ مؤتمن. همان، ص 162.

8ـ كاظمي . همان، ص 56.

9ـ تميم داري، احمد. كتاب ايران؛ تاريخ ادب پارسي ، تهران: انتشارات بين المللي الهدي ، چ 1، 1379 ش، ص 63.

10ـ صفا. همان، ص 69 ، 71،‌ 72 ، 73.

11ـ تميم داري. همان، ص 70 ، 71.

12 ـ كاظمي . همان، ص 69.

13ـ لوي ،روبن. درآمدي بر تاريخ ادبيات فارسي ، ترجمة رويا هاشميان ، تهران: مؤسسه نشر فهرستگان ،‌چ 1، 1378 ش ، ص 90 ، 93 ، 94.

14ـ زرين كوب . همان، ص 112 ، 113.

15ـ مؤتمن. همان، ص 175.

16ـ زرين كوب. همان، ص 151 ، 152 ـ 154 (به اختصار).

17ـ همان. ص 161 ، 162 ، 164.

18ـ تميم داري. همان، ص 80 ، 81.

19ـ ياحقي . همان، ص 311.

20ـ همان، ص 308.

21ـ صفا،‌ذبيح الله. نثر فارسي از آغاز تا عهد نظام الملك طوسي ، تهران: ابن سينا، 1347 ش، ص 7 ، 8، 10 ، 15.

22ـ اته،‌هرمان. تاريخ ادبيات فارسي ، ترجمه و حواشي از رضازادة شفق ، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب ،‌1351 ش ، ص 227، 228 ، 236، 237.

23ـ ياحقي. همان، ص 310.

24ـ صفا. همان، ص 30 ، 32 ، 33 ، 35 ، 37، 39 (به اختصار).

25ـ ياحقي. همان، ص 309.

26ـ صفا. همان، ص 47 ، 48‌،‌50 ، 51 ، 53 ، 58 (به اختصار).

27ـ ياحقي. همان، ص 308.

28ـ صفا. همان، ص 78 ، 79 ، 80 ، 82 ، 93 ـ 96 (به اختصار).

29ـ ياحقي. همان، ص 309.

30ـ صفا. همان، ص 106 ، 107.

31ـ شفيعي كدكني . ادبيات فارسي از عصر جامي تا روزگار ما، ترجمة حجت الله اصيل ،‌تهران: نشر ني ، چ 1، 1378 ش ،‌ص 82 ، 83.

32ـ كامشاد ،‌حسن. پايه گذاران نثر جديد فارسي ، تهران: نشر ني ، چ 1، 1384 ش، ص 101 ، 103، 107، 113 ، 137، 166، 184 ، 186 ، 191 ، 192 ، 193 ، 201 (به اختصار).

33ـ ياحقي. همان، ص 310.

ابوالقاسم رادفر