Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

بارَكْزايي، يا بارَكْزِهي، طايفه‌اي بزرگ از گروه قومي دُراني‌ها يا ابدالي‌هاي پَشْتُونِ پراكنده در افغانستان و در بخش جنوب شرقي ايران.

نام باركزايي از دو بخش بارك، نام نياي بزرگ طايفه و زاي يا زه، به معناي زاد و رود و فرزندان تركيب يافته است.1 بارك در سدة 8ق/14م و احتمالاً همزمان اميرتيمور لنگ مي‌زيسته است.2

باركزايي‌هاي ايران كه در سيستان و بلوچستان زندگي مي‌كنند، در اوايل سدة 13ق/19م به اين مناطق آمده‌اند و در ميانة اين سده در سيستان استقرار كامل يافته بودند.3 نسب اين گروه را به اميرشاهوخان نامي مي‌رسانند كه پس از اختلاف‌هاي طايفگي ميان باركزائي‌هاي مقيم افغانستان، نوادگان او با خانواده‌ها و وابستگانشان به سيستان آمدند و بعدها يكي از آن‌ها به نام ميرباران خان با مردم طايفه‌اش به بلوچستان كوچيدند و به «باران‌زايي» يا «باران‌زهي» معروف شدند.4

باركزايي‌ها در سراسر بلوچستان ایران و در نواحي سراوان، ايرانشهر، سرباز و زاهدان پراكنده‌اند. شمار تخمینی‌جمعيت آن‌ها را به اختلاف زياد داده‌اند. بنابر سرشماري 1377ش، 55 خانوار از طايفة باران‌زهي سراوان، 11 خانوار از باران‌زهي چابهار و 25 خانوار از طايفة باركزهي ايرانشهر ساکن در بلوچستان كوچ مي‌كردند.5

در تقسيم‌بندي سازمان ايلي بازگزاهی و باران‌زهی از 6 تا 12 تيره منسوب به این طايفه‌ها نام برده‌اند كه به سبب در آميختگي رده‌بندي تيره‌ها با قشرهاي اجتماعي جامعة بلوچ*، مانند «ارباب» و «دُرزاده» و یا به شمار آوردن برخي خانواده‌هاي باركزايي با نام خانوادگي، این تقسیم‌بندی نادرست مي‌نمايد.6

امروزه باركزايي‌ها با بلوچ‌هاي منطقه در آميخته و هويت قومي خود را از دست داده و فرهنگ بلوچي يافته‌اند و به زبان بلوچي سخن مي‌گويند. باركزايي‌ها خود را در سنجش با قوم‌هاي بيرون از جامعة بلوچ، عنصري از جامعة بلوچ مي‌دانند، اما در ميان بلوچ‌ها، خود را طايفه‌اي غير بلوچ به‌ شمار مي‌آورند.7

باركزايي‌ها در تاریخ حیات سیاسی خود‌ با ايجاد رشته‌هاي پيوند سببي با سركردگان ايلات و طايفه‌هاي مُكران به تدريج بر قدرت خود در منطقه افزودند و يكي از دودمان‌هاي حكومتگرا را در بلوچستان پديد آوردند. بهرام‌خان باران‌زايي يكي از اميران قدرتمند باركزايي‌ها در بلوچستان بود. پس از مرگ او در 1299 يا 1300ش، امير دوست محمدخان، عموزاده‌اش جانشين او شد و حكومت بلوچستان را در دست گرفت.8

در دورة دوست‌محمدخان، باركزايي‌ها بر بخش بزرگي از جنوب شرقي ايران و مناطقي در بلوچستان هند (بلوچستان كنوني پاكستان) سلطه و نفوذ داشتند. او در دوران حكومتش از درآمد خالصه براي توسعة عمران و آبادي بلوچستان هزينه كرد و 200 غلام تفنگدار براي خود فراهم آورد. در ايجاد اتحاد ميان گروه‌هاي مختلف بلوچ بسيار كوشيد، ليكن در اين كار توفيق نيافت. رضاشاه كه باركزايي‌ها را خطري جدي در بلوچستان مي‌انگاشت، لشكري برای سرکوب دوست ‌محمدخان به بلوچستان فرستاد. لشکریان شاه پس از یک درگیری او در را در مركز اقامتش، قلعة بمپور دستگير كردند و به تهران آوردند و اعدامش كردند.9

پس از مرکز دوست محمدخان، خانواده‌اش همراه گروهي از باركزايي‌ها به بلوچستان پاکستان، در قلمرو انگليسي‌ها پناهنده شدند و با رفتن انگليسي‌ها از منطقه به ايران بازگشتند و زمين‌هاي خالصه را كه قبلاً در آن‌ها زراعت مي‌كردند، دوباره پس ‌گرفتند.10

تلخيص از «باركزايي»، نوشتة علي بلوكباشي

دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، 1381، 11/99-102

 

مآخذ:

  1. khan, M.H., Afghanistan and and it's in Ihabitants. Tran. By H. Priestley, Lahore; 1981, 57; Iranica, 111/742.
  2. Elphinstone, M., An Account of the Kingdom of Kabul, London: 1979; 11/96; Dupree, L. Afghanistan, Princeton: 1973.
  3. Iranica, 111/618.
  4. افشارسيستاني، ايرج. مقدمه‌اي بر شناخت ايل‌ها. چادرنشينان و وطوايف عشايري ايران. تهران: 1366، 2/933؛ همو، عشاير و طوايف سيستان و بلوچستان. تهران: 1370، 373-381.
  5. بلوكباشي، علي. «باركزايي»، دايرةالمعارف بزرگ اسلامي. تهران: مركز دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، 1381، 11/101؛ مركز آمار ايران، سرشماري اجتماعي ـ اقتصادي عشاير كوچنده (1366)، نتايج تفصيلي (استان سيستان و بلوچستان)، تهران: مركز آمار، 1369، 54، 58.
  6. جهانباني، امان‌الله. سرگذشت بلوچستان و مرزهاي آن. تهران: 1338، 25،47، ضميمه؛ بلوكباشي، همانجا.
    Iranica, 111/599 , 618.
    ibid , 111/618- 619.

    افشا، سيستاني. مقدمه‌اي بر شناخت طوايف سرگلزايي و باركزايي. تهران: 1366، 103-.105 
  7. Iranica, 111/744.
    افشار، سيستاني. مقدمه‌اي بر شناخت طوايف... 105-108؛ همو. مقدمه‌اي بر شناخت ايل‌ها و...، 2/938-939.

Iranica, 111/ 620.

علی بلوکباشی