Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

بازار؛ بازار، وازار (واژار)، مجموعة واحد و مستقل از دكان‌ها، چهارسوها، تيمچه‌ها، كاروانسراها، ميدان‌ها، بناهاي مذهبي، حمام‌ها جلوخان و ديگر مكان‌هاي عمومي.1

بازارها معمولاً داراي طاق ضربي آجري هستند. روزنه‌هايي كه در طاق‌آجري تعبيه شده نور و جريان هوا را تأمين مي‌كند، و بلندي سقف، فضاي بازار را در فصل گرما خنك مي‌سازد.2 خرده‌فروشان و صنعت‌گران در دكان‌هاي كوچك يك طبقه‌اي، به عرض سه تا چهار متر، به تفكيك حرفة خود، در راسته‌هاي مجزّا مستقر هستند.3  

در بازار، خانة مسكوني وجود ندارد، به دكان‌هايي كه در بازار كالاي قيمتي و اروپايي را مي‌فروشند قيصريه مي‌گويند. بازار شهرهاي كوچك، چند صد دكان يا كمتر و بازار شهرهاي بزرگ چند هزار دكان دارند.4 خان يا سرا از اجزاء اصلي بازار است. تاجران عمده در مجموعه‌هاي دو طبقه‌اي مستقر هستند طبقة تحتاني به انبار كالا و در مواردي به كسبه  يا صنعت‌گران  جزء، اختصاص دارد. مدخل كاروانسراها در قسمت‌هاي اصلي بازار قرار دارد. در بازار، مسجد، مدرسة علوم ديني، مقبره، و مستغلات وقفي فراواني وجود دارد. مسجد جامع شهر در كنار يا بخشي از بازار است؛5 شكل بازارهاي ايران، بيشتر خطي(طولي) يا مستطيلي است. هر يك از قسمت‌هاي بازار با توجه به كالايي كه در آن عرضه مي‌شد نام‌گذاري مي‌شد مانند، بازار آهنگران، بزازان، قندريزان، مسگران، زرگران و...6

بازارهاي مسقّف از راسته‌هاي طولاني يا طاق‌هاي قوسي يا گنبدي و تزئينات ديگر تشكيل شده است. قيصرية اصفهان، بازار نو در شيراز، و بازار خان ولي در يزد و بازار سعدالسلطنة قزوين، نمونه‌هاي عالي معماري بازار است. بازارچه‌هاي مسقف نيز با تعداد كمي دكان در محل تقاطع كوچه‌هاي اصلي محلّه‌ها واقع بودند.6

در ايران باستان بازارهاي هفتگي و بازارهاي مكاره برپا مي‌شد.7 در اوايل دورة اسلامي نيز روزهاي مشخصي از هفته، مانند شنبه بازار و جمعه بازار برپا مي‌شد.8 بازارهاي مكاره كه روستايي بود غالباً به نام ماهي كه در آن برپا مي‌شد، معروف بود.9 در بازارهاي روستايي فعاليت‌هايي چون اجراي مسابقات، بزرگداشت رويدادهاي مهم تاريخي، حل و فصل اختلافات، و جمع‌آوري ماليات‌ها صورت مي‌گرفت10 و در بازارهاي شهري توليد، كلي‌فروشي، خرده‌فروشي، دست‌فروشي، دوره‌گردي، صرّافي، داد و ستد داخلي و خارجي، سكونت موقت، و فعاليت‌هاي ديني، سياسي، اجتماعي، و فرهنگي.11

بازار، مركز مالي شهر بود از اين رو حكّام و اشراف ايران، با ساختن و خريدن كاروانسرا و دكان و يا با مشاركت در معاملات بازرگاني، مبالغ هنگفتي سرمايه‌گذاري مي‌كردند.12 نقش صرافان در بازار داراي اهميت خاصي بود، زيرا تقريباً تمام معاملات پول در ايران عملاً از طريق آن‌ها انجام مي‌شد. سلف‌خري و سرمايه‌گذاري در توليد منسوجات، و پس از 1287ش در قالي‌بافي در نواحي روستايي، از فعاليت‌هاي مهم بازار بود.13

مركز تجارت منطقه‌اي و بين‌المللي در قيصريه و سراهاي مهم بود. شركت هندشرقي هلند و شركت هندشرقي انگليس، از اوايل قرن يازدهم در بازارهاي ايران فعاليت مي‌كردند. بعضاً كاروانسراها نقش مسافرخانه نيز داشتند.14 خويشاوندي در بازار اهميتي ويژه داشت و ازدواج داخلي در بازار معمول و مرجّح بود؛ از اين‌رو بازار در صورت واحدِ خويشاوندي گسترده‌اي درآمده بود.15 گذشته از اقتصاد، بازار نقش مهمي در تحولات سياسي، اجتماعي و فرهنگي ايران داشته و در آگاه‌سازي شبكة گسترده‌اي در سراسر ايران برقرار مي‌ساخت. بازاريان به مناسبت عزاداري محرّم، هر سال، مراسم ويژه‌اي برپا مي‌داشتند. علم‌هاي مخصوصي داشتند كه مانند بازار كاشان تا زمان حاضر، در بازار از آن نگه‌داري مي‌كردند. از بازارهاي قديمي و معروف ايران مي‌توان از بازار تهران، اراك، اصفهان، بازار وكيل‌ شيراز، قزوين، تبريز، زنجان و بازار گنجعلي‌خان كرمان ياد كرد.

 

مآخذ:

  1. دايرةالمعارف بزرگ اسلامي. زير نظر كاظم موسوي بجنوردي، تهران: 1388، دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، ج11، ص 114.
  2. سلطان‌زاده، حسين. بازارهاي ايراني (مجموعة از ايران چه مي‌دانم؟ 11). تهران: 1380، دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي، ص 99.
  3. خيرآبادي، مسعود. سفرهاي ايران. ترجمة حسين حاتمي‌نژاد و عزت‌الله مافي، مشهد: 1376، ص133-132.
  4. كريمان، حسين. ري باستان. تهران: 1345، ج1، ص 217.
  5. حبيبي، محسن. از شار تا شهر. تهران: 1375، ص 46.
  6. پيرنيا، محمدكريم. آشنايي با معماري اسلامي ايران. به كوشش غلامحسين معماريان، تهران: 1372، پژوهنده، ص 122.
  7. ورجاوند، پرويز. دايرةالمعارف تشيع. تهران: مؤسسة دايرةالمعارف تشيع با همكاري شركت نشر يادآوران، 1371، ج3، ص 25-28.
  8. رضا، عنايت‌الله و ديگران. آب و فن آبياري در ايران باستان. تهران: 1355، ص 3-2.
  9. قزويني، محمد. يادداشت‌ها. به كوشش ايرج افشار، تهران: 1342، علمي، ج7، ص 128.
  10. مقدسي، محمد. احسن التقاسيم. به كوشش دخويه. بيروت: 1906، ص 369.
  11. خسروي، خسرو. «بازارهاي روستايي در ايران»، راهنماي كتاب. سال 19، ش1-3، 1355، ص 20-29.
  12. مستوفي، عبدالله. شرح زندگاني من يا تاريخ اجتماعي و اداري دورة قاجاريه. تهران: 1360، كتابفروشي زوار، ص159-162.
  13. بازورث، كليفورد ادموند. تاريخ غزنويان. ترجمة حسن انوشه، تهران: 1363، اميركبير، ص14.
  14.  Ismbton, "The merchant in medi val Islam"  in Alocust's Leg‚eds. W.A.Henning and E. arshater London 1962. 130-121.
  15. نرخشي، محمد. تاريخ بخارا. ترجمة احمد بن محمد قبادي، تلخيص محمد بن زفر به كوشش محمد نقي مدرس رضوي، تهران: توس، 1362، ص18.
  16. كسروي، احمد. تاريخ مشروطة ايران. تهران: 1362، اميركبير، ص110.
  17. سلطان‌زاده، حسين. تاريخ شهر و شهرنشيني در ايران. تهران: 1365، اميركبير، ص261.
    حشمت‌اله عزیزی