Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

بلوچي/ bæluςi/، از زبان‌هاي ايراني شاخة شمال غربي است1 كه با زبان‌هاي كردي، گيلكي، مازندراني، تالشي، زازا، گوراني، اورموري، پَراچي و... رابطة خواهري دارد.2 بلوچي در پاره‌اي از ويژگي‌ها همسو با پارتي و متفاوت با فارسي ميانه و در مواردي همسو با فارسي ميانه و در تقابل با پارتي و در مواردي با هر دو زبان متفاوت است.3 نياي بلوچي نامشخص است4 و مهم‌ترين گويش‌هاي آن  عبارتند از: 1. رَخشاني (با سه زير شاخة اصلي كلاتي، پنجگوري و سرحدي) 2- سراواني 3- لاشاري 4- كِچي 5- گويش‌هاي ساحلي 6- بلوچي تپة شرقي.5 مطابق يك طبقه‌بندي ديگر، بلوچي به دو شاخة شرقي و غربي تقسيم مي‌شود؛ شاخة غربي خود به دو زير شاخة مَكراني (ساحلي، لاشاري، كِچي) و رَخشاني (سراواني و رَخشاني) تقسيم مي‌‌شود.6 از ميان گويش‌هايي كه نام برده شد، گويش هاي ساحلي، سراواني، سرحدي و لاشاري در ايران رايج است و در اين ميان سراواني از وجهة بيشتري برخوردار است و برنامه‌هاي بلوچي راديو زاهدان به اين گويش پخش مي‌شود.7 گويش لاشاري از گويش‌هاي محافظه كار بلوچي، فقط در ايران رواج دارد.8 گويش كُرُشي رايج در ميان شترداران ايل قشقايي گونه‌اي از بلوچي است.9 جمعيت بلوچ‌هاي جهان را در 1379ش (2000م) حدود 8 ميليون دانسته‌اند. جمعيت كل بلوچ‌هاي ايران 000/856 نفر ذكر شده است.10(← بلوچ، قم) بسياري از سخنگويان بلوچي دو يا سه زبانه‌اند.11 حدود يك سوم واژه‌هاي بلوچي را وام واژه‌هاي فارسي و عربي تشكيل مي‌دهد.12 واژه‌هاي قرضي زيادي از سندي، براهويي، پشتو،13 لهْندْا و اخيراً اردو به بلوچي راه يافته است.14 /zūt/ به معني «زود» از فارسي افغاني، / ēr/ به معني زير از /ēr/ فارسي ميانه يا /z-īr/ فارسي نو وارد واژگانِ بلوچي شده است.15 فارسي در دستگاه‌هاي آوايي، واژگاني، نحوي و ساخت واژي زبان بلوچي تأثير گذاشته است.16 بلوچي شرقي تأثير بيشتري از زبان‌هاي هندي پذيرفته كاربرد آن بسيار محدودتر از بلوچي غربي است؛ برخي ويژگي‌هاي بلوچي غربي عبارتند از:17 بلوچي غربي داراي 3 واكة كوتاه /α,i,u/، 5 واكة بلند /(=ō)o و(=ē)e و ā,ī,ū /، دو واكة مركب /αy,αw / و 26 همخوان /p,b,t,d,k/ ŗ و (=γ)ġ وg,s,z,š,ž,h,č,?,m,w,y,t,d,q,f,x/ است.18 همخوان‌هاي /(ŗ) وt,d,q,f,x,ġ/ تنها در وام واژه‌ها ديده مي‌شوند. همخوان‌هاي /f,x,ġ/ در گويش‌ رَخشاني غالباً باقي مي‌مانند، اما در مكراني به ترتيب به /g/، /k يا h / و /p/ بدل مي‌شوند.19 تحولات آوايي زبان بلوچي بسيار شبيه تحولات آوايي  زبان پارتي و گاه نيز شبيه تحولات آوايي زبان فارسي ميانه است.20 مهم‌ترين ويژگي‌ آوايي زبان بلوچي از لحاظ تاريخي حفظ همخوان‌هاي ايراني باستان در ميان دو واكه يا دو واكدار و نيز در موضع پاياني است، مانند āp (آب، اوستايي ـ āp)، dantān (دندان، اوستايي ـ dantan، rōč (روز، اوستايي ـ raočah= روشنايي).21 اسم در زبان‌ بلوچي جنس دستوري ندارد، اما داراي دو شمار مفرد و جمع و 4 حالت فاعلي، غيرفاعلي، رايي و اضافي است.22 نشانة نكره پسوند –ē است.23  صفت از لحاظ شمار و حالت با موصوف خود مطابقت نمي‌كند24 و نشانة صفت تفضيلي پسوند -tir است، اما نشانة خاصي براي صفت عالي وجود ندارد.25 ضماير شخصي، اشاره و پرسشي نيز داراي 4 حالت فاعلي، غير فاعلي، رايي و اضافي هستند.26 صرف فعل بلوچي بر پاية بُن مضارع و ماضي است. بُن ماضي با افزودن پسوند –(i)ta به بُن مضارع به دست مي‌آيد.27 پيشوند نفي-na و پيشوند نهي –ma است.28 ترتيب كلمات در جملات ساده غالباً فاعل ـ مفعول ـ فعل (sov) است، اما در مقايسه با فارسي، بلوچي به سبب برخورداري از حالت دستوري در ترتيب كلمات آزادي عمل بيشتري دارد.29 خط عربي با پاره‌اي تغييرات براي نگارش زبان بلوچي در ايران به كار گرفته مي‌شود.30 از خط‌هاي ديگر مانند اردو (پاكستان) و نگارش پشتو (در افغانستان) نيز براي نوشتن بلوچي استفاده مي‌شود.31 زبان بلوچي در پاكستان براي كاربرد در رسانه‌ها آموزش و پرورش به رسميت شناخته شده است.32 ميراث ادبي بلوچ مجموعه‌اي از ترانه‌هاي حماسي يا پهلواني كهن، ترانه‌هاي قبيله‌اي جديد، ترانه‌هاي رمانتيك، تصنيف‌هاي عاشقانه و غنايي، شعرهاي ديني و آموزشي و شعرهاي كوتاه مي‌باشد.33

 

مآخذ:

  1. الفنباين، يوزف. 1383، «بلوچي»، راهنماي زبان‌هاي ايراني: زبان‌هاي ايراني نو. ويراستة روديگر اشميت، ترجمة فارسي زير نظر حسن رضايي باغ‌بيدي، تهران: ققنوس، ص581.
    Payne, John. 1987, "Iranian languages". The world's major languages. ed: Bernard Comrie. London & New york: Rout ledge. p 514.
  2. الفنباين، يوزف. 1383، «بلوچي». ص581و 2.
    Elfenbein, J. 1960. "BALŪČ",  The Encyclopeadia of Islam. Netherlands: Brill & leiden pub. Vol. I, p. 1006.
    Jahani, c. 1989. Standardization and orthography in the Baluchi language. UPP sala, p. 74.
  3. Ibid, p. 74; cf Payne, John. 1992. "Iranian languages". International Encyclopeadia of Linguistics, ed. William Bright. Oxford University Press. Vol II, p. 231; cf Grimes, Barbara. (ed.) 1992. Ethnologue: Languages of the world. 12th edn. Texas: Summer Institute of Linguistics. P. 639.
    Elfenbein, J. 1977. The Baluchi Language: A dialectology with texts. Karachi. P. 20.
    Elfenbein, J. 1989. "Baloči", compendium Linguarum Iranicum, ed. R. Schmitt. Wiesbsden. P 351-2.
  4. رضايي باغ‌بيدي، حسن. 1383، «بلوچي»، دايرةالمعارف بزرگ اسلامي. زير نظر كاظم موسوي بجنوردي، تهران: مركز دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، ج120، ص520.
  5. Grimes, Barbara. (Ed). 1992. Ethnologue: Languages of the world. 12th edn . P. 639.
    Elfenbein, J. 1989. "Baluchistan". P 634; cf

    تاكي، گيتي. 1383، «دو زبانه‌هاي بلوچ»، مجموعه مقاله‌هاي ششمين كنفرانس زبان‌شناسي، به كوشش ابراهيم كاظمي، تهران: دانشگاه علامه طباطبايي، ص97- 105.
  6. Elfenbein, J. 1989. "Baloči". P 358.
  7. Elfenbein, J. 1960. "BALŪČ". P 1005- 1007.
  8. Elfenbein, J. 1989. "Baluchistan". P 640.
  9. Ibid, p. 640.
  10. يوسفيان، پاكزاد. 1383، «توصيف گروه اسمي گويش بلوچي»، گويش شناسي، ضميمة فرهنگستان. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسي، ج1، ش3، ص82.
  11. رضايي باغ‌بيدي، حسن. 1383، «بلوچي»، ص520.
  12. Jahani, c. 1989. p. 80- 81.
  13. Ibid, p. 81.
  14. Elfenbein, J. 1989. "Baloči". P. 353.
  15. Ibid.
  16. رضايي باغ‌بيدي، حسن. 1383، «بلوچي»، ص521.
  17. همان‌جا. به نقل از گايگر، 1895ـ 1901، ص239.
  18. همان‌جا. به نقل از گريرسن، 1921، ص342.
  19. همان‌جا. به نقل از گايگر، 1895ـ 1901، ص239 و گريرسن، 1921، ص342- 343.
  20. Elfenbein, J. 1989. "Baloči". P. 355.
  21. Ibid, p. 365.
  22. رضايي باغ‌بيدي، حسن. 1383، «بلوچي»، ص521. به نقل از گريرسن، 1921، ص354- 355.
  23. همان. ص522.
  24. الفنباين، يوزف. 1383، «بلوچي». ص579- 580.
  25. همان. ص580.
  26. بلوكباشي، علي. 1383، «بلوچي، ادبيات»، دايرةالمعارف بزرگ اسلامي. زير نظر كاظم موسوي بجنوردي، تهران: مركز دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، ج12، ص501- 502.
  27. همان. ص523- 524. به نقل از دِيْمز، 1907، ص21- 29.
    احمد رمضانی واسوکلایی