Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

بندرعباس، شهر، مركز شهرستان و مركز استان ساحلي هرمزگان، واقع در كرانة شمالي خليج فارس در تنگة هرمز.

شهرستان بندرعباس، از شمال با شهرستان حاجي‌آباد، از شرق با شهرستان‌هاي دهبارز و ميناب، از جنوب با شهرستان قشم (متشكل از 4 جزيره در تنگة هرمز)، از شرق با شهرستان بندر لنگه و نيز با شهرستان لار از استان فارس همسايه است. اين شهرستان طبق آخرين تغييرات تقسيمات كشوري داراي 2 شهر و 4 بخش است.1

شهر بندرعباس، با مختصات جغرافيايي "00 '17  ْ56 طول شرقي و"00' 11  ْ27 عرض شمالي، با ارتفاع 10 متر از سطح دريا2 و در فاصلة 1283 كيلومتري تهران واقع است.3

هواي بندرعباس در تابستان گرم و مرطوب است و گرماي آن حداكثر به 49 درجه بالاي صفر مي‌رسد.4 كوه گِنو به بلندي 2347 متر در شمال غربي بندرعباس واقع شده5 و چشمة آب گرم آن در قسمت شرقي كوه يكي از جاذبه‌هاي طبيعي اين كوه است.6

بندرعباس با نام‌هاي كميرون، گامرون، گمبرو، گمبرون، گمبرويا، هارموزيا، (بندر) هرموز، هرميزاد7 و... به دليل موقعيت جغرافيايي خود، داراي پيشينه‌اي پر ماجرا است. در حدود العالم در دو جا از هرموز ياد شده است: «و اندر ناحيت كرمان هيچ رود بزرگ نيست و نه دريا مگر درياء اعظم و يكي ‌رود است خرد مقدار ده آسيا آبست از حدود جيرفت بگشايد و تيز همي ‌رود و بيشتر بكار شود اندر گرمسير كرمان و باقي‌ بنزديكي هرموز بدرياء اعظم افتد».8 و ديگر: «هرموز بر نيم فرسنگي درياء اعظم است، جايي سخت گرم است و بارگه كرمان است».9

حمدالله مستوفي نيز در اين باره مي‌نويسد: «هرموز از اقليم دوم است... كه بر ساحل بحر فارس افتاده است و به غايت گرمسير... در هرموز نخل و نيشكر بسيار است، حقوق ديوانيش كه بر سبيل خراج به ايران مي‌دهند و داخل كرمان است شش تومان مي‌باشد».10

لسترنج دربارة تاريخ شهر مي‌نويسد: «ابن‌ خردادبه در اواسط قرن نهم از جزيره‌اي نزديك به هرموز موسوم به ارموز نام برده كه حمدالله مستوفي آن را «ارموص» نوشته و بدون شك همانست كه به جزيرة جرون معروف شده است؛ زيرا در آغاز قرن هشتم، و مطابق يكي از مراجع در 715، سلطان هرموز شهري را كه در كنار دريا بود براي اين‌كه دزدان آن را پيوسته مورد تاخت و تاز قرار مي‌دادند، ترك كرد و هرموز نو را در جزيره‌اي كه از آن اسم برديم و به جزيرة جرون يا زورن معروف است و تا كنارة دريا يك فرسخ مسافت دارد، بنا نمود».11

وي سپس مي‌افزايد: «در پايان قرن هشتم سپاهيان امير تيمور به شهرهاي ساحلي نزديك هرموز كهنه يورش آوردند و هفت قلعه را در آن‌جا تسخير كرده همه را سوزانيدند و محافظين آن قلاع به جزيرة جرون گريختند...».12 و بالآخره اين‌كه «در 920ق مطابق 1514م پرتغالي‌ها تحت فرماندهي آلبوكرك [1]جزيرة هرموز را كه به ارمز معروف بود، متصرف گرديدند و بندري كه پرتغالي‌ها به آن وارد شدند به گمبرون[2] موسوم گرديد و همانجاست كه يك قرن بعد شاه عباس آن را بندرعباس نام گذارد...».13 امامقلي‌خان در 1031ق/1622م، اين شهر را تصرف و در پس اخراج پرتغالي‌ها از هرمز، دستور بنا يا مرمت و گسترش شهر جديدي را صادر كرد كه به نام شاه عباس اول صفوي، عباسي خوانده مي‌شد.14

بندرعباسي كه به تدريج بندرعباس نام گرفت، داراي حصار و چندين دروازه بود و به منظور برقراري امنيت راه‌هاي تجاري به وسيلة چندين قلعه محافظت مي‌شد. اين شهر پس از سقوط صفويان، دچار ركود شد و رونق گذشتة خود را از دست داد و تا آنجا كه در 1793م اين شهر با باريكه‌اي از ساحل به طول 150 كم  به سلطان عمان واگذار شد و در 1868م دوباره تحت حاكميت ايران قرار گرفت.15 بندرعباس در 1346ش  به عنوان مركز استان جديد «بنادر و جزاير و سواحل خليج فارس و درياي عمان» كه بعدها  به «هرمزگان» تغيير نام يافت، انتخاب گرديد16 و در حال حاضر با فرودگاه و راه‌هاي ارتباطي متعدد شوسه و نيز راه آهن با نقاط مختلف كشور، از جمله با كشورهاي آسياي مركزي مرتبط شده است. گسترش اسكله و تأسيسات بندري، احداث مراكز آموزشي و سياحتي و سرمايه‌گذاري در تأسيسات صنعتي و توليدي و توجه به ساير آثار توسعة شهري، در حال حاضر بندرعباس را به صورت يكي از بنادر مهم و دروازة پر رفت و آمد ارتباطي ايران با جهان در آورده است. شواهد موجود حكايت از ديرينگي تمدن آريايي در هرمزگان دارد، امّا بيشتر آثار بر جاي مانده مربوط به عصر صفويان  و خروج پرتغالي‌ها از منطقه است كه از ميان آن‌ها مي‌توان به مجموعه بناي بركه‌ها، معبد هندوها، مسجدگله‌داري، مسجد جامع دلگشا، عمارت كلاه‌فرنگي در كنار اسكلة قديم و... اشاره كرد.17

جمعيت بندرعباس در سرشماري 1375ش، تعداد 273578 تن بود كه در 1384ش طبق برآورد انجام شده به 315075 تن رسيده است.18

 

مآخذ:

  1. دفتر تقسيمات كشوري. نشرية عناصر و واحدهاي تقسيمات كشوري. تهران: دفتر تقسيمات كشوري (وزارت كشور)، 1383؛ اطلس گيتاشناسي استان‌هاي كشور. تهران: گيتاشناسي، 1383.
  2. جعفري، عباس. گيتاشناسي ايران. ج 3، دايرة‌المعارف جغرافيايي ايران، چ 1، تهران: گيتاشناسي، 1379، ص 199.
  3. سازمان حمل و نقل و پايانه‌هاي كشور (وزارت راه و ترابري). اطلس جاده‌هاي ايران (ويرايش دوم). تهران: همشهري، 1380، ص 134.
  4. سازمان هواشناسي استان هرمزگان. گزارش تفصيلي وضع هوا. بندرعباس: 1382، ص 7.
  5. جعفري، عباس. گيتاشناسي ايران. ج 1، كوه‌ها و كوه‌نامة ايران، چ 2، تهران: گيتاشناسي، 1379، ص 481 و 587.
  6. سازمان پژوهش‌ و برنامه‌ريزي آموزشي. جغرافياي استان هرمزگان. چ 4، تهران: شركت چاپ و نشر كتا‌ب‌هاي درسي ايران، 1382، ص24.
  7. چكنگي، عليرضا. فرهنگنامة تطبيقي نام‌هاي قديم و جديد مكان‌هاي جغرافيايي ايران و نواحي مجاور. چ 1، مشهد: بنياد پژوهش‌هاي اسلامي، 1378، ص 178.
  8. حدودالعالم من المشرق الي المغرب. به كوشش منوچهر ستوده. تهران: طهوري، 1362، ص 44.
  9. همان. ص127.
  10. مستوفي، حمدالله. نزهةالقلوب. به كوشش گاي لسترنج، ليدن: بريل، 1333ق/1915م، ص 141.
  11. لسترنج، گاي. جغرافياي تاريخي سرزمين‌هاي خلافت شرقي. ترجمة محمود عرفان. چ 6، تهران: شركت انتشارات علمي و فرهنگي، 1383، ص 341؛

    Lestrange, G. The Lands of the Eastern Caliphate. Cambridge: University Press, 1905, P. 319.
  12. همان. ص342؛ Ibid.
  13. همانجا؛ Ibid.
  14. اسكندربيك منشي. عالم‌آراي عباسي. تهران: چاپ گلشن، 1350، ج2، ص980.
  15. بيات، عزيزالله. كليات جغرافياي طبيعي و تاريخي ايران. چ 1، تهران: اميركبير، 1367، ص 379-380.
  16. اميراحمديان، بهرام. تقسيمات كشوري (مجموعة از ايران چه مي‌دانم؟/47). تهران: دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي، 1383، ص99.
  17. جغرافياي استان هرمزگان. ص 70-72.
  18. مركز آمار ايران. بازسازي و برآورد جمعيت شهرستان‌هاي كشور. تهران: مركز آمار ايران (سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور)، 1382، ص 231-232.
    [1].  Albuquerque

[2]. Gambroon

غلامرضا زعیمی