Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

تعهد، بر عهده گرفتن، يا قبول و ضمانت انجام دادن كاري براي كسي.

تعهد در لغت، از ريشة «عَهَدَ» و به معناي عهد بستن، ضمانت و كفالت است،1 كه با واژه‌هاي تكليف، التزام، عهد، تقبُّل و... در فقه برابري مي‌كند.2 تعهد در حقوق، رابطه‌اي قانوني است ميان دو شخص كه به موجب آن، ذمّة يكي به سود ديگري مشغول شود؛ يعني، به موجب اين رابطه، يكي حق انجام فعل يا ترك فعلي را بر عهدة ديگري دارد.3 عناصر تعهد عبارتند از: 1) ارادة انسان؛ 2) محدود كردن اراده متعهد؛ 3) موضوع تعهد؛ اقسام موضوع تعهد عبارتند از: انتقال مال، صورت دادن فعل معيّن، ترك فعل معيّن، استفاده از حقوق موجود، تغيير كيفيت حقوقی؛ 4) متعلَّق موضوع تعهد؛ 5) معين و معلوم بودن متعلَّق موضوع تعهد؛ 6) موضوع تعهد نبايد قانوناً ممنوع باشد؛ 7) موضوع تعهد بايد در عرف عقلا مفيد باشد؛ 8) تعهد بايد داراي ضمانت اجرا باشد؛ 9) ايجاد رابطة تعهد ميان متعهد و متعهدله؛ سوي منفي رابطه، دين، و سوي مثبت آن، طلب ناميده مي‌شود؛ 10) وجود متعهد و متعهدله؛ 11) تغاير متعهد و متعهدله.4

 

مآخذ:

  1. تهذيب‌اللغة. 7/489؛ فرهنگ لاروس. 604.
  2. جعفري لنگرودي، محمدجعفر. مسبوط در ترمينولوژي حقوق. تهران: گنج دانش، 2/1303.
  3. انصاري، مسعود؛ طاهري، محمدعلي. دانشنامة حقوق خصوصي. تهران: محراب فكر، 711.
  4. مسبوط در ترمينولوژي حقوق. همانجا.
    اسدالله معظمی گودرزی