Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

توپچنار.

رمان توپچنار از نوع داستان‌هاي روستايي دهة چهل است: فرزانه معلّم جوان نهضت سواد آموزي و فرزند خانواده‌اي فقير در بجنورد، ‌به دهي پرت افتاده كه جاده‌اي مال رو دارد، مي‌رود. وحشت او در ابتداي جادة خلوت ده، به تدريج جاي خود را به دلبستگي به مردم ده مي‌دهد. درگيري مردم ده با بلاياي طبيعي و تقدير رنج بار آنان، ويژگي همة آدم‌هايي است كه فرزانه از راه مهرورزي و ايثار با يك يك آنان ارتباط برقرار مي‌كند.1 توپچنار را انسيه شاه حسيني (1333ش)، فيلمنامه‌نويس و داستان‌پرداز معاصر و نويسندة فيلم نامه‌هاي دل نمك، اوينار، مجروح جنگي كه بر اساس آن‌ها فيلم‌هاي سينمايي تهيه شد، در 1371ش نوشته است.2 اين رمان اگرچه در برخي صحنه‌ها و نيز در وصف خصلت اشخاص به لحاظ فنّي اشكال دارد، اما به طور دقيق به وصف روستاي مورد نظر مي‌پردازد. اوصاف رويدادهايي كه در توپچنار آمده‌اند، با فضاي روستا و زيست روستاييان هماهنگي كامل دارند و در هالة شعر و تغزّل پوشانده نشده‌اند.3 اهميت توپچنار در اين است كه نويسنده رمان خود را از منظري زنانه روايت مي‌كند ـ  زنان ده فرصت مي‌يابند راز درون باز گويند و با صراحت تمنّيات خود را آشكار سازند.4

مآخذ:

  1. ميرعابديني، ‌حسن. صد سال داستان نويسي در ايران. تهران: نشر چشمه، ‌چ 1، 1383، ج 4، ص 1366.
  2. فرخزاد، پوران. دانشنامة زنان فرهنگساز ايران و جهان. تهران: زرياب، چ 1، 1378، ج 2، ص 1118 و 1119.
  3. دست غيب، عبدالعلي. به سوي داستان نويسي بومي‌. تهران: حوزة هنري، چ 1، 1376، ص 255 و 256.
  4. ميرعابديني. همانجا.
ابوالقاسم رادفر