Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

تَسَلْسُل، به معني پي در پي آمدن، در اصطلاح فلسفه و كلام، رشتة بي‌پايان علت‌ها و معلول‌ها يكي پس از ديگري. تسلسل را چهار قسم دانسته‌اند1 كه نوع مصطلح آن در فسلفه رشتة بي‌پايان علت و معلول است كه در آن هر چيز معلول علت پيش از خود باشد و اين رشته هرگز با آغاز خود ، يعني به چيزي كه خود معلول ديگري نباشد، نرسد، چنين رشتة بي‌پاياني آشكارا با اصل عليّت، كه از پايه‌هاي فلسفه و كلام به شمار مي‌رود، ناسازگار است. به همين جهت در مباحث مربوط به عليّت، اثبات محرك نخستين اثبات واجب الوجود و نيز جاهاي ديگري كه لزوماً به تسلسل منتهي مي‌شود، از ابطال تسلسل استفاده شده است. فيلسوفان و متكلمان، از ارسطو تا متفكران اسلامي، برهان‌هائي بر ابطال تسلسل، انديشيده‌اند زيرا رد تسلسل به سادگي و جز از طريق استدلال ميسر نيست. در برهان‌هاي ابطال تسلسل، همواره حضور دو شرط وجود بالفعل و پي‌درپي بودن علّي اجزاء، چه سلسله دو سو داشته باشد چه يك سو، از سوي فيلسوف مفروض است. بنابراين مثلاً در عدد، كه بالقوه تا بي‌نهايت مي‌تواند تصور شود، شرط تسلسل وجود ندارد.2 فلاسفه بر ابطال تسلسل دلايلي آورده‌اند كه مي‌توان آن‌ها را در كتب فلسفي باز جُست.3

 

مآخذ:

  1. كرم، يوسف. المعجم الفلسفي. قاهره: 1966م، ص41.
  2. صدرالدين شيرازي. اسفار. قم: 1378ق، 1/ (2)/ 147؛ طباطبائي، محمدحسين. نهاية الحكمه. قم: دارالتبليغ اسلامي، ص150.
  3. نكـ: اسفار، 1/ (2)/145- 166.
منوچهر پزشک