Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

جمهوري، حكومت اكثريت و حكومتي كه زمام آن به دست نمايندگان ملت است.1

جمهوري، در لغت، به معناي شراب مستي‌آور، شراب كهنه و نبيذ انگور سه ساله است.2 جمهوري، دولتي است آزاد كه توسط شهرونداني كه تابع قدرت خودسرانه نباشند، اداره مي‌شود؛ حكومت به جاي آن‌كه جزء دارايي شخصي پادشاه باشد، امري است همگاني براي شهروندان.3 ارسطو، جمهوري، يا رپوليك (Republic) را، صورت خالص حكومت‌هايي مي‌داند كه توسط مردم اداره مي‌‌شوند.4 در اين‌گونه حكومت‌ها رئيس حكومت، رئيس جمهوري است كه براي مدت محدود به صورت مستقيم يا غيرمستقيم، توسط مردم انتخاب مي‌شود؛ رياست حكومت، موروثي نيست؛ رئيس حكومت، مسئول عملكرد خود است.5 نظرية كلاسيك جمهوري‌خواهي، از تجربة دولت ـ  شهرهاي كوچك يوناني و سپس از تجربة جمهوري توسعه‌طلبانة رومي، مايه گرفت.6 اصطلاح جمهوريت را كه ترك‌هاي عثماني، در اواخر قرن 18م از لغت عربي جمهوري به معناي همة مردم، پديد آوردند، اولين بار در مورد نخستين جمهوري فرانسه و جمهوري‌هاي همساية دولت عثماني كه به تقليد از جمهوري فرانسه، تأسيس شد به كار گرفته شد. سپس اين اصطلاح مانند بسياري از اصطلاحات ديگر از خاك عثماني در ميان اعراب و ايران و هند رواج يافت.7

 

مآخذ:

  1. لغت‌نامة دهخدا. ج5، ذيل واژة جمهوري.
  2. جُرّ، خليل. فرهنگ لاروس. طبيبيان، سيدحميد، تهران: اميركبير، 767؛ امام شوشتري، محمدعلي. فرهنگ واژه‌هاي فارسي در زبان عربي. تهران: بهمن 1347، ص157.
  3. سيمور مارتين ليپست. دايرةالمعارف دموكراسي. كامران فاني؛ نورالله مرادي، تهران: كتابخانة تخصصي وزارت امور خارجه، 1383، ج2/537.
  4. قاضي، ابوالفضل. بايسته‌هاي حقوق اساسي. تهران: ميزان، 1383، 103.
  5. جعفري‌لنگرودي، محمدجعفر. ترمينولوژي حقوق. تهران: گنج دانش، 199.
  6. دايرةالمعارف دموكراسي. همانجا.
  7. مصاحب، غلامحسين. دايرةالمعارف فارسي. فرانكلين: 1345، ذيل مقالة جمهوري.
    اسدالله معظمی گودرزی