Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

خميني، روح‌الله، مشهور به امام خميني (1320ق/ 1902م ـ 1368ش)، فقيه، مرجع تقليد، رهبر انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران.

سيد روح‌الله در خمين متولد شد.1 پدرش سيدمصطفي، كه روحاني و يكي از ملاكان سرشناس خمين بود، پنج ماه پس از تولد فرزندش به دست خوانين محلي كشته شد و از آن پس مادر و عمه‌اش سرپرستي او را به عهده گرفتند.2 روح‌الله خواندن و نوشتن را در مكتب خانة ملاابوالقاسم فراگرفت و پس از فراگيري مقدمات علوم ديني، در 19 سالگي براي ادامة تحصيلات ديني به حوزة علمية اراك رفت و از محضر استاداني چون شيخ محمد گلپايگاني، شيخ عباس اراكي و شيخ محمد علي بروجردي بهره برد.3 در نيمة اول 1301ش در پي تأسيس حوزة علمية قم، بدانجا رفت و در حجره‌اي از مدرسة دارالشفا ساكن شد و به فراگيري فقه و اصول نزد شيخ عبدالكريم حائري يزدي، فلسفه و هيأت نزد سيد ابوالحسن رفيعي قزويني پرداخت. دروس نظري عرفان را به مدت 7 سال نزد آيت‌الله محمدعلي شاه‌آبادي آموخت و تأثيرات روحي و رفتاري بسياري از او پذيرفت.4 و سرانجام در 1313ش به درجة اجتهاد رسيد. او پس از فوت شيخ عبدالكريم حائري در 1315ش، ديگر در درس هيچ استادي حاضر نشد و از آن پس به تدريس پرداخت. در 28 سالگي با دختر حاج ميرزا محمد ثقفي يكي از روحانيان تهراني مقيم قم ازدواج كرد و صاحب 8 فرزند شد.

آيت‌الله خميني پيوسته نسبت به سياست‌هاي ضد ديني رضاشاه پهلوي اظهار مخالفت مي‌كرد. به همين سبب نخستين مجلس درس اخلاق او از سوي مأموران شهرباني رضا شاه تعطيل شد.5

پس از درگذشت آيت‌الله بروجردي در1340 محمدرضا شاه پهلوي به تصور آن‌كه قدرت روحاني متمركزي در كشور وجود ندارد، در صدد انجام اصلاحات مورد نظر آمريكا برآمد. آيت‌الله خميني با آگاهي بر اين نكته به مخالفت با اقدامات شاه پرداخت و به تصويب لايحة انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي اعتراض كرد؛ زيرا براي مثال با حذف شرط مسلمان بودن، اين لايحه راه را براي ورود غيرمسلمانان به ويژه بهائيان، در اركان مهم كشور مي‌گشود.9 حاصل تلاش‌هاي آيت‌الله خميني و ديگر مراجع و علماي ديني، لغو مصوبة ياد شده در آذر 1341 بود.10

يكي ديگر از اقدامات آيت‌الله خميني ابراز مخالفت با طرح انقلاب سفيد و اصول ششگانة آن و صدور اعلاميه‌اي مبني بر تحريم همه‌پرسي 6 بهمن 1341 بود. شاه براي ديدار با علما و مراجع ديني و جلب موافقت آنان به قم سفر كرد، اما بنابر درخواست آيت‌الله خميني، از علما و اهالي قم، شهر به حالت تعطيل درآمد و هيچ كس به استقبال شاه نرفت. شاه نيز پس از سخناني تند خطاب به روحانيان به تهران بازگشت و همه‌پرسي 6 بهمن را برگزار كرد. اما آيت‌الله خميني در اعتراض به اين همه‌پرسي، عيد نوروز 1342 را عزاي عمومي اعلام كرد.13 در پي  آن نيروهاي انتظامي در دوم فروردين كه مصادف با شهادت امام جعفر صادق (ع) و مراسم سوگواري بود، به مدرسة فيضيه حمله و عده‌اي را مجروح و دستگير كردند. با فرا رسيدن محرم 1342ش، آيت‌الله خميني از روحانيان خواست تا در سخنراني‌هاي خود برضد رژيم شاه و اسرائيل افشاگري كنند.14 و خود نيز، در 13 خرداد 1342ش سخنراني تندي بر ضد شاه و اسرائيل ايراد كرد15 كه در پي آن در سحرگاه 15 خرداد، در منزلش دستگير و به تهران منتقل شد. مردم‌ شهرهاي قم، اصفهان و تهران در اعتراض به دستگيري آيت‌الله خميني، با سردادن شعار «يا مرگ يا خميني»16 راهپيمايي‌هاي گسترده‌اي برپا كردند كه به زد و خورد با نظاميان انجاميد كه عده‌اي مجروح و كشته شدند.

آيت‌الله خميني مدتي در زندان قصر و عشرت‌آباد و سپس در خانه‌اي در تهران زير نظر مأموران امنيتي رژيم پهلوي به سر برد و سرانجام در پي فشار مردم، علما و شخصيت‌هاي مذهبي و سياسي، در 8 فروردين 1343ش به قم بازگردانده شد.17 او پس از تصويب لايحة كاپيتولاسيون در 14 مهر 1343، با انتشار اعلاميه‌ و سخنراني به مخالفت با آن برخاست و موجب آگاهي و اعتراض مردم نسبت به اين لايحه گرديد و به همين سبب در 13 آبان 1343 بازداشت و به تركيه تبعيد شد. پس از چندي فرزند ارشد ايشان، سيد مصطفي، نيز به همانجا تبعيد گرديد.18 سپس هر دو در 13 مهر 1344 به عراق برده شدند و در شهر نجف اقامت گزيدند.

آيت‌الله خميني در سال‌‌هاي تبعيد، به تدريس و تأليف مشغول بود و پيوسته با سخنراني و انتشار اعلاميه‌ها و پيام‌هاي متعدد خطاب به ملت ايران به ويژه روحانيان و دانشجويان نسبت به اوضاع سياسي ايران و سرنوشت مسلمانان منطقه اظهار عقيده و موضع‌گيري مي‌كرد و مردم را به قيام بر ضد رژيم پهلوي فرا مي‌خواند. از جمله اعلاميه و اعتراض ايشان بر ضد كنسرسيوم نفت، برگزاري جشن‌هاي دوهزار و پانصد ساله و تحريم عضويت در حزب رستاخيز* است.19 در پي درگذشت سيد مصطفي، فرزند ارشد امام، در نجف، مراسم سوگواري متعددي در نجف و ايران برگزار شد. تجليل از شخصيت آيت‌الله خميني در اين مراسم، سبب شد رژيم پهلوي به انتشار مقاله‌اي با عنوان «ايران و استعمار سرخ و سياه» به قلم رشيدي مطلق در 17 دي 1356ش در روزنامة اطلاعات اقدام كند و در آن توهين‌هاي بسياري به امام خميني ابراز دارد. جمعي از طلاب و مردم قم و تهران به اين مقاله، اعتراض كردند و چند تن از آنان در درگيري با نظاميان مجروح و شهيد شدند. اعلام عزاي عمومي و برگزاري مراسم سوم، هفتم و چهلم شهداي قم، تهران و چند شهر ديگر، و درگيري‌هاي پي‌درپي با نظاميان و افزايش تعداد شهيدان به قيام عمومي مردم انجاميد. نخستين بار در اين تظاهرات مردم آيت‌الله خميني را امام خواندند و خواستار بازگشت او به ايران شدند.

حكومت عراق به درخواست شاه ايران با محاصرة خانة امام‌ خميني مانع فعاليت‌هاي انقلابي او شد. امام نيز تصميم گرفت عراق را به قصد كويت ترك كند. اما حكومت كويت با اقامت ايشان موافقت نكرد. سپس امام خميني بنا به دعوت ايرانيان مقيم پاريس، به فرانسه رفت و در حومة پاريس در روستاي نوفل لوشاتو اقامت گزيد.20 از آن پس فعاليت‌هاي امام در جهت براندازي حكومت پهلوي و نقش ايشان در رهبري قيام مردم آشكارتر شد و در نتيجة اين فعاليت‌ها شاه در 26 دي ايران را ترك كرد و امام در 12 بهمن 1357 در زمان دولت شاهپور بختيار به ايران بازگشت و مورد استقبال با شكوه مردم ايران قرار گرفت. او از فرودگاه مهرآباد به بهشت زهرا رفت و در آن‌جا در سخنراني خود رژيم شاه را غيرقانوني خواند و از ارتش خواست تا به مردم بپيوندند و سپس برنامة حكومت و نظام مورد نظر خود را اعلام كرد.

امام خميني در 16 بهمن 1357 مهندس مهدي بازرگان* را به رياست دولت موقت* منصوب كرد.21 پس از اقامت امام در تهران مردم گروه گروه به ديدار ايشان مي‌رفتند. ديدار عده‌اي از افسران نيروي هوايي با امام خميني و  شورش آن‌ها در پادگان سبب شد تا رژيم براي سركوبي آنان شبانه به پادگان نيروي هوايي در تهران يورش ببرد. پس از آن حكومت نظامي و منع عبور و مرور اعلام شد. اما امام خميني در اطلاعيه‌اي از مردم خواست تا به مقررات منع عبور و مرور بي‌توجهي و در مقابل رژيم ايستادگي كنند. سرانجام رژيم سلطنتي سقوط كرد و انقلاب اسلامي مردم ايران در 22 بهمن 1357 به رهبري امام خميني به پيروزي رسيد.

پس از برگزاري همه‌پرسي 12 فروردين 1358 و برقراري نظام جمهوري اسلامي ايران، امام خميني رهبري نظام را عهده‌دار شد و جمعي را در مجلس خبرگان براي تدوين قانون اساسي گرد هم آورد و شرايط برگزاري نخستين دورة رياست جمهوري ايران را فراهم ساخت و فرمان تأسيس نهادهايي چون بسيج* و بنياد مستضعفان* و سپاه پاسداران* را صادر و براي حمايت از مردم فلسطين آخرين جمعة ماه رمضان را روز قدس اعلام كرد.

از مهم‌ترين اقدامات ديگر امام خميني، عزل آيت‌الله حسينعلي منتظري از قائم مقامي رهبري، ارسال پيام مبسوط به تاريخ 11 دي 1367 براي گورباچف [1]رئيس اتحاد جماهير شوروي، صدور فتواي ارتداد سلمان رشدي نويسندة كتاب آيات شيطاني و بازنگري در قانون اساسي جمهوري اسلامي است.23

از مهم‌ترين وقايع دوران رهبري امام خميني تصرف سفارت آمريكا در تهران و نيز جنگ هشت سالة عراق با ايران است كه با پذيرش قطعنامة صلح 598 پايان يافت.

او سرانجام پس از چند روز بستري شدن در بيمارستان در 13 خرداد 1368 در سن 87 سالگي درگذشت. پيكر ايشان با حضور ميليون‌ها نفر در 16 خرداد در مجاورت بهشت زهراي تهران به خاك سپرده شد. از ايشان وصيت‌نامه‌اي مفصل به تاريخ 26 بهمن1361ش بر جاي مانده است. آثار به جا مانده از امام خميني شامل رسالات، تقريرات، نامه‌ها و كتاب‌هاي متعددي است از جمله: كشف الاسرار (1346ق) شرح دعاي سحر (1347ق)، مصباح الهدايه الي الخلافة و الولاية (1349ق)، حاشيه بر شرح فصوص الحكم (1355ش)، شرح چهل حديث (1358ش)، سرالصلوة (1358ش)، آداب نماز (1361ش)، تحريرالوسيله (حاصل دوران تبعيد در تركيه) و توضيع المسائل ايشان در احكام گوناگون فقهي، رسالة الاجتهاد و التقليد (1370ش)، رسالة في الطب و الاراده (1371ش)، ويژه‌نامة سالگرد ارتحال امام‌ خميني همشهري 13/3/ 1374.

 

مآخذ:

  1. انصاري، حميد. حديث بيداري. تهران: مؤسسة تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1374ش، ص 14.
  2. همانجا؛ خاطرات آيت‌الله پسنديده. به كوشش محمدجواد مرادي‌نيا، تهران: سوره، 1374ش، ص 14-20.
  3. انصاري. همان. ص 16.
  4. همان. ص 16-18.
  5. همان. ص 25-26؛ بيوگرافي پيشوا. انتشارات پانزدهم خرداد، شمـ 4، 1/26-29.
  6. انصاري. همان. ص 29 و 219ـ 224.
  7. همان. ص 31-35.
  8. خاطرات آيت‌الله پسنديده. ص 102-103؛ فراتي، عبدالوهاب. تاريخ شفاهي انقلاب اسلامي (از مرجعيت امام خميني تا تبعيد). تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1379ش، ص 36-41.
  9. خميني، روح‌الله. صحيفة نور. مركز مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي 1361ش، 1/29- 35.
  10. انصاري. همان. ص 41؛ بيوگرافي پيشوا. 1/ 86-88.
  11. خميني. همان. 1/23-24.
  12. انصاري. همان. ص 42.
  13. خميني. همان. 1/37.
  14. همان. ص 52-53.
  15. همان. ص 54-57.
  16. انصاري. همان. ص 53؛ بيوگرافي پيشوا. 2/48-54.
  17. انصاري. همان. ص 58، 59.
  18. همان. ص 61-68.
  19. همان. ص 81، 92؛ فردوسي‌پور، اسماعيل. همگام با خورشيد. قم: مجتمع فرهنگي اجتماعي امام خميني فردوس، 1372ش، ص 221-227.
  20. انصاري. همان. ص 96-101.
  21. همان. ص 102-107.
  22. براي آثار امام خميني نك: همان. ص 215-241.
  23. همان. ص 156-160.

[1].  

جعفر گلشن