Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

خير و شر، در فلسفه ( و اخلاق) مبحثي در پيرامون پرسش از منشاء / توجيه شر و بدي در عالم هستي. در اخلاق، از خير، به مقصد و مقصود وجود موجودات و غايب همه غايات تعريف كرده‌اند كه چون انسان آن را دريابد و از آن پيروي كند، به سعادت دست مي‌يابد.1 در فلسفه، خير و شر به لحاظ حقيقت وجوديشان مورد بحث قرار مي‌گيرند. از ديرباز اين اشكال كه «چرا شر در عالم هستي وجود دارد، در حالي كه مبدأ هستي، خير مطلق است» مطرح بوده است. فلسفه، عرفان و حكمت اشراقي، در پاسخگوئي به اين پرسش برآمده‌اند. در توجيه وجود شر گفته شده كه وجود از سوي خداوند به ماهيات (اعيان، در عرفان) افاضه مي‌شود. ماهيت، در ذات خود به جز امكان نيست و ممكن، خود نمي‌تواند موجود شود مگر به واسطة فيضي كه از جانب علت واجب به آن مي‌رسد. پس ماهيت در حكم نيستي است و وجود كه آن را از نيستي به هستي مي‌آورد، خير محض است. هرگونه نقص و خلل و هر چه كه شر به آن اطلاق تواند شد، از جانب ماهيت است.2 به اين ترتيب شر امري عدمي است، يعني چيزي موجود نيست، بلكه عدم چيزي يا عدم كمال چيزي است. توجيه چيزهائي كه در جهان بد به نظر مي‌رسند و به نظر مي‌آيد كه ريشه در وجود شر دارند اين است كه: در مقام سنجش سودها و زيان‌ها، سودها بيشترند؛ در تقابل شر با خير، خير بيشتر و غالب است. شر غالب در جهان موجود نيست. خداوند، البته مي‌تواند جهاني بيافريند كه در آن شر نباشد، اما در اين صورت ديگر خير غالب وجود نخواهد داشت. مثلاً در وجود آتش، خير و سودي قرار داده شده است كه سوختن خرقة درويشي در برابر آن، شري اندك است؛ و يا بريدن عضوي مجروح از بدن، شري اندك است در برابر خير غالب و كثير كه سلامتي بدن باشد. پس جهان هستي به كامل‌ترين شكل ممكن آفريده شده و كامل‌تر از آن ممكن نيست.3

 

مآخذ:

  1. ابن‌مسكويه رازي. تهذيب الاخلاق. به كوشش شيخ حسن تميم، اصفهان: انتشارات مهدوي، 83؛ نصيرالدين طوسي. اخلاق ناصري. لكهنو، 1957م/ 1377ق، 44.
  2. صدرالدين شيرازي. اسفار. قم: انتشارات مصطفوي، 2/ 1/ 352- 353.
  3. سهروردي، شهاب‌الدين يحيي. پرتونامه. در «مجموعه آثار فارسي شيخ اشراق»، به كوشش هانري كربن و سيدحسين نصر، تهران: 1348ش/ 1970م، 3/60- 61.
منوچهر پزشک