Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

داستاننويسي، واژة داستان در زبان فارسي به مفهوم سرگذشت،‌ حكايت، ‌افسانه و قصه است.1 اما در اصطلاح ‌داستان يا نوول، [1] اثري است روايي به نثر كه مبتني بر جعل و خيال باشد.2 اگر داستان طولاني باشد آن را رمان و اگر كوتاه باشد، ‌به آن داستان كوتاه گويند. به تعريف ديگر، داستان رشته وقايعي است كه بر حسب توالي زمان روي مي‌دهد. ويژگي بارز داستان آن است كه بتواند خوانندة خود را به دانستن اتفاق‌هاي بعدي ترغيب كند. در مفهوم عام ‌اتفاقي كه رخ داده و اتفاق‌هاي بعدي، عوامل تعيين‌كننده‌اي هستند. اما در مفهوم خاص، ‌داستان مترادف ادبيات داستاني است و شامل: 1ـ قصه، 2ـ رمان، 3ـ داستان كوتاه و 4ـ رمانس است كه هر يك از آنها نيز متفرعاتي دارد.3 تقسيمات ديگري را نيز براي داستان قائل شده‌اند كه بارزترين آن‌ها: الف ـ ‌داستان بلند يا رمان، ب ـ داستان علمي ، ج ـ داستان كوتاه و دـ داستانك هستند. داستان بلند هم انواع متنوعي دارد كه از ميان آن‌ها مي توان: 1ـ رمان احساسي‌گرانه، 2ـ رمان اعترافي، 3ـ رمان تاريخي، 4ـ رمان تبليغي يا جامعه شناختي ، 5ـ رمان سورئاليستي (جريان سيّال ذهن) و 6ـ رمان حادثه‌اي را بر شمرد.4 در غرب، رمان پس از رنسانس و انقلاب صنعتي ظهور كرد. بيشتر صاحب نظران سرآغاز رمان اروپا را رمان بلند دون كيشوت اثر سروانتس[2] (د 1616م) اسپانيايي دانسته‌اند.5 اما داستان كوتاه به شكل امروزي در سدة 19م در غرب به وجود آمد. ادگار آلن پو[3] (د 1849م) نويسندة امريكايي و نيكلاي گوگول[4] (د 1852م)،‌ نويسندة روسي را پدران داستان كوتاه خوانده‌اند. پس از آن‌ها، ايوان تورگينف[5] (د 1883م) روسي؛ جك لندن[6] (د 1916م) انگليسي؛ گوستاو فلوبر[7] (د 1880م) فرانسوي؛ اوهنري[8] (د 1910م) امريكايي و ديگران انواع داستان‌هاي كوتاه و بلند امروزي را عرضه كردند.6

داستان‌نويسي در ايران: دست مايه‌هاي نويسندگان كلاسيك پارسي گوي در داستان‌نويسي برخي منابع بومي و جز آن‌هاست. در اين ميان ردّ افسانه‌ها و اسطوره‌هاي باستاني ايران را مي‌توان در بخش‌هايي از اوستا،* ‌به ويژه يشت‌ها،* يافت.7 در اوستا، بخش‌هايي از داستان‌هاي ملي با نام قهرماناني چون كيومرث، هوشنگ، تهمورث، ‌جمشيد، ‌فريدون، افراسياب، گرشاسب، جاماسب ، كيخسرو و جز آنان آمده است. كتاب مشهور پهلوي، ‌كارنامة اردشير بابكان* نيز به سرگذشت افسانه‌آميز اردشير ساساني اختصاص دارد. افزون بر آن، داستان اسكندر مقدوني، ‌هم در ارداويراف‌نامه* ذكر شده است.8 اما نگارش داستان‌هاي ملي و پهلواني [در غالب شاهنامه‌ها] در ايران از سدة 4ق / 10م به زبان پارسي دري آغاز شد. از مشهورترين داستان‌هاي ملي در اين دوره مي‌توان شاهنامة مؤيدي يا شاهنامة ابوالمؤيد بلخي (سدة 4ق) را نام برد.9 پس از آن، در سدة 6ق / 12م، ابوطاهر محمدطرسوسي يا طرطوسي، ‌داستان داراب‌نامه را نوشت و بعدها مولانا محمد بيغمي (سدة 8 و اوايل سدة 9ق/ 15م) داستاني به تقليد از آن و به همين نام ترتيب داد. به جز آن‌ها، داستان‌هاي متنوع ديگري با موضوع‌هاي عشقي و حادثه‌اي در اين دوره نوشته شد كه مقدم‌تر از همه هزار و يكشب* بود. اين داستان از پهلوي به عربي و از عربي به فارسي برگردانيده شد. داستان سمك عيار گردآوردة فرامرز پسر خداداد نيز از اين دست بود.11 رمان‌نويسي در زبان فارسي اگرچه با حملة مغول تا حدودي فتور پذيرفت، اما در دوران تيموري تا اواخر صفويه رونق گرفت. از آغاز سدة 10ق / 16م به بعد هم رمان‌هاي بسياري از جمله بوستان خيال اثر ميرمحمد تقي جعفري متخلص به خيال، ‌حسين كرد و اميرارسلان به نگارش درآمد. جز آن‌ها داستان‌هايي نيز از منابع هندي به فارسي برگردانيده شد.12 اما داستان‌نويسي (رمان و داستان كوتاه) به شيوة اروپاييان و به معناي امروزي آن تا پيش از ورود فرهنگ غرب در ادب فارسي خاستگاهي نداشت.13 داستان‌نويسي نوين فارسي با تأثيرپذيري از ترجمة رمان و داستان غربي، اندكي پيش از مشروطيت پا گرفت و به تدريج تثبيت شد. نويسندگان ايراني ابتدا رمان‌هاي خود را با تأثير از رمان‌هاي حادثه‌اي و احساساتي غربي نوشتند.14 نويسندگاني چون عبدالرحيم طالبوف* (د 1328ق / ؟م) با نگارش داستان وارة كتاب احمد و نيز  زين العابدين مراغه‌اي با داستان‌وارة سياحت‌نامة ابراهيم بيگ در آستانة مشروطيت و پس از آن به آگاه نمودن مردم پرداختند. همچنين در اين دوره چندين رمان تاريخي نظير شمس و طغرا از محمد باقر ميرزا خسروي (د 1338ق / ؟م)؛ عشق و سلطنت اثر شيخ موسي كبودرآهنگي؛ داستان باستان (1299ش) نوشتة ميرزا حسن خان بديع‌ (د 1316ش) و دام گستران يا انتقامخواهان مزدك (1299ش) از عبدالحسين صنعتي‌زادة كرماني* عرضه شد.15 به دنبال جنبش مشروطه، رمان‌هاي اجتماعي تولد يافت. مرتضي مشفق كاظمي* (د 1356ش / 1977م) نخستين رمان در اين زمينه را به نام تهران مخوف (2 ج، 1301 ـ 1034) نوشت. رمان‌هاي احساساتي هما (1307ش) ؛ پريچهر (1309ش) و زيبا (1309ش) اثر محمد حجازي* (د 1352ش) و مجموعه داستان كوتاه او در كتاب آيينه (1312ش) و همچنين رمان‌هاي تفريحات شب (1311ش) و اشرف مخلوقات (1313ش) از محمد مسعود قمي (د 1326ش)؛ من هم گريه كردم اثر جهانگير جليلي (د 1320 ش)؛ روزگار سياه (1303ش) از عباس خليلي؛ شهرناز (1305ش) نوشتة يحيي دولت‌آبادي و جنايات بشر (1308ش) اثر ربيع انصاري از اين دست‌اند.16 علي دشتي نيز داستان‌هاي كوتاهي در زمينه‌هاي اجتماعي چون فتنه (1322ش)؛ جادو (1330ش)؛ هندو (1333ش) و سايه به نگارش درآورد.17 در اين دوره، ‌جرايد هم كماكان به انتشار ماجراهاي عاشقانه و رمان‌هاي حادثه‌اي و دنباله‌دار پرداختند. پركارترين نويسندة اين سبك، حسينقلي مستعان و جواد فاضل و در سال‌هاي بعد صدرالدين الهي، مجيد دوامي و منوچهر مطيعي بودند كه هريك داستان‌هاي دنباله‌داري را در مطبوعات روزگار خود منتشر كردند.18 اما از نظر تاريخي سه دورة مشخص را مي‌توان از آغاز تا امروز براي داستان‌نويسي نوين فارسي برشمرد: الف ـ دورة ‌آغازين و تكويني: اين دوره از 1301ش با مجموعه داستان‌هاي كوتاه يكي بود يكي نبود (1300ش) اثر محمد علي جمال‌زاده آغاز مي‌شود.19 او نخستين بار جامعة ايران پس از مشروطه را با داستان كوتاه آشنا كرد. از ميان آثار فراوانش مي‌توان دارالمجانين (1321ش)؛ آسمان و ريسمان (1343ش ) و قصة ما بسر رسيد (1357ش) را نام برد.20 همزمان با او، حسن مقدم يا علي نوروز نيز چند داستان كوتاه از جمله هندوانه را منتشر كرد. با سكوت جمال‌زاده در دوران رضاشاه، ‌نويسندگان ديگري چون شين پرتو، سعيد نفيسي،*‌ نيما يوشيج* و صادق هدايت* به نوشتن داستان‌هاي كوتاه ادامه دادند.21 كريم كشاورز نيز در داستان آدمها و ماجراهاي كوچة نو (1312ش) تصويري از اوضاع اجتماعي دوران خود ارائه داد.22 سعيد نفيسي* (د 1345ش) هم افزون بر رمان در نيمه راه بهشت (1332ش)، ‌چندين داستان كوتاه را در مجموعة ماه نخشب (1328ش) به چاپ رسانيد.23 اما نخستين كسي كه در اين دوره به داستان كوتاه ارزش بخشيد، صادق هدايت بود. او در واقع سنگ بناي داستان بلند در بوف كور و داستان كوتاه در زنده به گور را گذاشت. داستان‌هاي واقع‌گرايانة هدايت چون زنده به گور؛ سه قطرة خون؛ علويه خانم و سگ ولگرد بيش از آثار جمال‌زاده در داستان‌نويسان ديگر مؤثر افتاد.24 بزرگ علوي* نيز در تحول داستان‌نويسي ايران نقش مهمي ايفا كرد و مجموعه‌اي از داستان‌هاي واقع‌گرايانه و در عين حال احساساتي مانند نامهها؛ چمدان؛ ورق پارههاي زندان؛ 53 نفر و چشمهايش را نوشت و منتشر كرد.25 نويسندة ديگر اين دوره صادق چوبك* پيشتاز سبك ناتوراليسم در ايران است كه در داستان هاي خود از هدايت تأثير مي‌گرفت. از مهم‌ترين آثارش مجموعه هاي خيمه شب بازي (1324ش)؛ انتري كه لوطيش مرده بود (1328ش) و رمانهاي تنگسير (1342ش) و سنگ صبور (1345ش) هستند.26 جلال آل احمد* از ديگر نويسندگان اين دوره است كه به طرز سمبوليك و يا شيوة واقع‌گرايانه برخي از جريان‌هاي سياسي ـ اجتماعي زمانة خود را در مجموعه داستان‌هاي ديد و بازديد  (1324ش) ؛ از رنجي كه ميبريم (1326ش)؛ سه تار (1327ش)؛ زن زيادي (1331ش) و رمان‌هاي سرگذشت كندوها (1333ش)؛ نفرين زمين (1346ش) و جز آن‌ها تجسم بخشيد.27 رسول پرويزي (د 1356ش) نيز همپاي ابوالقاسم پاينده* و ابوالقاسم پرتو اعظم، شيوة نويسندگي جمال‌زاده را الگوي داستان‌هاي خود قرار داد.28 سيمين دانشور نخستين زني است كه آثارش در داستان‌نويسي نوين اعتبار كسب كرد. شهرت او بيشتر مرهون رمان مشهورش سووشون (1348ش) است كه در دروة رشد و گسترش داستان‌نويسي به چاپ رسيد. ب ـ دورة رشد و گسترش: آل‌احمد، گلستان، به آذين و دانشور بهترين آثار خود را در اين دوره انتشار دادند و برخي از مشهورترين داستان‌نويسان ايران كه به نسل دوم شهرت گرفتند، در اين دوره ظهور كردند.29 برجسته‌ترين رمان اجتماعي اين دوره رمان بلند شوهر آهوخانم (1340ش) نوشتة علي محمد افغاني (1304ش ـ   ) است. انتخاب اين رمان به عنوان داستان برگزيدة 1340 از سوي انجمن كتاب ايران، خيلي زود نويسنده‌اش را به شهرت رساند. تقي مدرسي (1311ش ـ   ) نيز  در اين دوره با نگارش نخستين رمان خود با نام يكليا و تنهايي او (1334ش / 1956م) از سوي مجلة ‌سخن* به عنوان بهترين رمان‌نويس ايراني 1335ش برگزيده شد.30 نويسندة ديگر اين دوره، احمد محمود (د 1380ش) است كه پيشتر مجموعه داستان‌هاي متعددي از او به چاپ رسيد، اما با رمان به ياد ماندني همسايهها (1353ش) به كمك رئاليسم (واقع‌گرايي اجتماعي)، موقعيت خود را به عنوان يك داستان‌نويس مسلط و مبرز تثبيت كرد. جمال ميرصادقي (1312ش) نيز داستان‌نويسي خود را  در اين دوره آغاز كرد و چندين داستان كوتاه و رمان در زمينة مسائل اجتماعي نوشت. از ميان آثار او مي‌توان چشمهاي من، ‌خسته (1345ش)؛ اين سوي تلهاي شن (1353ش)؛ درازناي شب (1349ش)؛ كلاغ‌ها و آدمها (1368ش) را نام برد.31 بهرام صادقي (د 1363ش) نيز جز داستان بلند ملكوت (1340ش) تعدادي داستان طنزآميز كوتاه و ماندگار در مجموعه سنگر و قمقمههاي خالي (1349ش) منتشر كرد.32 نويسندة ديگر اين دوره، ‌هوشنگ گلشيري (د 1379ش) است كه با رمان كوتاه شازده احتجاب ( 1347ش/ 1968م) شهرت زيادي به دست آورد. محمود دولت‌آبادي (1319ش ـ  ) هم در اين دوره آثار متعدد واقع‌گرايانه‌اي از جمله لايههاي بياباني (1347ش)؛ آوسنة باباسبحان (1349ش)؛ عقل عقيل (1353ش) و از خم چمبر (1356ش) عرضه كرد.33 از ديگر رمان‌نويسان مشهور دورة گسترش مي‌توان از اسماعيل فصيح (1313ش ـ  ؟)، ‌غلامحسين ساعدي (د 1364ش)، ‌علي اشرف درويشيان (1320ش ـ   )، ‌امين فقيري (1323ش ـ  )، ايرج پزشكزاد، ‌غزاله عليزاده (د 1375ش)؛ محمود گلابدره‌اي (1318ش ـ  )، ‌محمود كيانوش (1313ش ـ  )، ‌نادر ابراهيمي، فريدون تنكابني، محمد محمدعلي، نسيم خاكسار؛ شهرنوش پارسي‌پور (1326 ش ـ  )، ‌گلي ترقي، ‌مهشيد اميرشاهي (1319ش ـ  ) و منير رواني‌پور (1333ش ـ   ) ياد كرد.34 ج ـ دورة ناهمگوني: در اين دوره جريان‌هاي ادبي گوناگوني به وجود آمد كه گاه بسيار از هم متفاوت و گاه در برابر هم قرار مي‌گرفت و همديگر را نقض مي‌كرد. نيز در اين دوره تعداد داستان نويسان ،‌به ويژه زنان داستان نويس نسبت به دوره هاي پيشين افزايش يافت. داستان نويسان اين دوره را مي‌توان در سه گروه: 1ـ نويسندگان مكتبي، 2ـ گروه مدرنيست ها و 3ـ گروهي كه راه اسلاف نام آور ايراني و خارجي خود را مي‌روند، از يكديگر متمايز كرد.35 گروه اول را بيشتر داستان‌نويساني تشكيل مي‌دهند كه در دورة پيشين نيز آثاري از خود باقي گذاشتند. اما از مشهورترين داستان‌نويسان گروه دوم مي‌توان جعفر مدرس صادقي، شهريار مندني‌پور (1335ش ـ   )، ‌رضا فرخفال، ‌ابوتراب خسروي، عباس معروفي (1336 ش ـ   )، ‌علي مؤذن (1337ش ـ   ) و محمد كلباسي را نام برد.

 

مآخذ:

  1. داد، سيما. فرهنگ اصطلاحات ادبي.‌ تهران: مرواريد، چ2، 1375، ص126.
  2. شميسا، سيروس. انواع ادبي (ويرايش سوم). تهران: فردوس،‌ چ9، 1381، ص171.
  3. ميرصادقي،‌ جمال و ميرصادقي (ذوالقدر)، ‌ميمنت. واژه نامة هنر داستاننويسي.‌ تهران: كتاب مهناز، چ 1، 1377، ص 94.
  4. داد، سيما. همان، ص 127، 129، 146و 149 (به اختصار).
  5. عبداللهيان، ‌حميد. كارنامة نثر معاصر. تهران: پايا، چ1، 1379، ص 19.
  6. تميم‌داري، ‌احمد. داستانهاي ايراني. تهران: حوزة هنري سازمان تبليغات اسلامي، ‌چ1،1377، ص40 و41 ( به اختصار).
  7. بهبهاني، ‌سيمين. «سبكهاي سنّتي»، ادبيات داستاني در ايران زمين. ‌از سري مقالات دانشنامة ايرانيكا (2)،‌ زير نظر احسان يارشاطر، ترجمة پيمان متين، ‌با مقدمة ابراهيم يونسي، ‌تهران:‌ اميركبير، چ1، 1382.
  8. تميم‌داري، ‌احمد. همان، ص 44 و 45 (به اختصار).
  9. صفا،‌ ذبيح‌الله. گنجينة سخن. تهران: دانشگاه تهران، چ3، 1353، ‌ج1، ص 47 و 48.
  10. همان، ص 50 ـ 53 (به اختصار).
  11. همان، ‌ص55.
  12. همان، ص58.
  13. حقوقي، ‌محمد. مروري بر تاريخ ادب و ادبيات امروز ايران (1). تهران: نشر قطره، ‌چ4، 1379، ص42.
  14. ميرصادقي، ‌جمال و ميرصادقي (ذوالقدر)، ‌ميمنت. همان، ص103.
  15. رحيميان، ‌هرمز. ادوار نثر فارسي از مشروطيت تا سقوط سلطنت. ‌تهران: سمت ، چ1، 1380، ص 9، 10، 44، 46 ـ 48 ( به اختصار).
  16. تسليمي، ‌علي. گزارههايي در ادبيات معاصر ايران؛ داستان.‌ تهران: نشر اختران، چ1، 1383، ص 34، 36 و 39.
  17. آژند، يعقوب. ادبيات داستاني در ايران و ممالك اسلامي. تهران: آرمين، ‌چ1، 1373، ص20.
  18. ياوري، ‌حورا. «داستان بلند (رمان)» ؛ ادبيات داستاني در ايران زمين. ‌همان، ص64.
  19. ميرصادقي، جمال و ميرصادقي (ذوالقدر)، ميمنت. همان، ص104.
  20. عبداللهيان، ‌حميد. همان، ‌ص 32 ـ 34 (به اختصار).
  21. عابديني، ‌حسن. صدسال داستاننويسي در ايران. ‌تهران: نشر تندر، 1366، ج1، ص 49، 51 و 52.
  22. همان، ص53.
  23. رحيميان، ‌هرمز. همان، ص157.
  24. حقوقي، محمد. همان، ص 47 و 48.
  25. سپانلو، محمدعلي. نويسندگان پيشرو ايران. ‌تهران: كتاب زمان،‌ چ1، 1362، ص 103 و 104.
  26. عبداللهيان، ‌حميد. همان، ص 56 ـ 57 (به اختصار).
  27. آژند، ‌يعقوب. همان، ص 27، 29 و 107.
  28. عابديني، ‌حسن. همان،‌ ص107.
  29. ميرصادقي، ‌جمال و ميرصادقي (ذوالقدر)، ‌ميمنت. همان، ‌ص 105 و 106.
  30. عابديني، حسن. همان، ‌ص 245 ـ 246 و 296.
  31. آژند،‌ يعقوب. ‌همان، ‌ص 34 ، 35و 45.
  32. تسليمي، ‌علي. همان، ص182.
  33. عابديني، ‌حسن. همان، ج2، ص 154، 274 و 280.
  34. همان، ص 103، 111، 120، 136، 140، 149، 185 ، 210، 214، 226، 261، 324، 336، 344 و ج3، ص1132.
  35. ميرصادقي، ‌جمال و ميرصادقي (ذوالقدر)، ‌ميمنت. همان، ‌ص 106.
  36. عابديني،‌ حسن. همان، ج3، ص 1042 ،‌1058 ، 1067، 1068 ، 1087، 1097 و 1104.

    و نيز نگ: سپانلو‌، ‌محمدعلي. بازآفريني واقعيت.‌ تهران: كتاب زمان، چ2، 1349،‌ در صفحات فراوان؛ ذوالفقاري، محسن. تحليل سير نقد داستان در ايران. ‌تهران: آتيه، چ1، 1379؛ عباسپور تميجاني، محمدحسين. بررسي قالبهاي ادب معاصر. تهران: گوتنبرگ ،‌چ2، بي‌تا، ص29 ـ 42؛ فرهنگنامة ادبي فارسي؛ دانشنامة ادب فارسي (2). ‌به سرپرستي حسن انوشه، تهران: سازمان چاپ و انتشارات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چ1 ، 1376، ص 52، 572 ـ 579 (به اختصار).



[1]. Novel.

[2]. Cervantes

[3]. E.A.Poe

[4]. N. Gogol.

[5]. E. Turgenev.

[6]. J. London.

[7]. G. Flaubert.

[8]. O. Henry.

ابوالقاسم رادفر