Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

دشتكي، عنوان خانداني شيرازي از اهل دين، كلام و فلسفه، در سده‌هاي 9 و 10 و 11ق، به ويژه در اوان ظهور سلسلة صفويه. از اين خاندان تاكنون دو شاخه شناخته شده است. شاخة نخست در زمان تيموريان در هرات صاحب شهرت بودند و شاخة ديگر، در انقلابات روزگار پرتشويش تركمانان قراقويونلو و آق‌قويونلو تا انتقال قدرت قطعي در ايران به سلسلة صفويه، در شيراز و سپس در ديگر شهرها و كشورها سكونت داشتند. افراد اين خاندان تا اوايل سدة 10ق/ 16م، يعني تا روزگار صدرالدين محمد (828- 903ق) اهل سنت بوده و پس از او به تشيع گرايش يافتند.1

شاخه هرات: 1- اصيل‌الدين عبدالله، د. ربيع‌الاول 803ق/ نوامبر 1400م، اهل ورع و تقوي و وعظ بود كه در روزگار ابوسعيد تيموري از شيراز به هرات كوچيد و در آن‌جا اقبال يافت. وي صاحب كتاب درج‌الدرر في احوال سيدالبشر و رسالة مزارات هرات مي‌باشد.2

2- جمال‌الدين عطاء‌الله، برادرزادة اصيل‌الدين، در هرات شهرت بسيار داشت و بخشي از عمر خويش را تا پايان آن به گوشه‌گيري گذراند. وي صاحب كتاب روضة الاحباب في سيرة النبي و الآل و الاصحاب بود.

3- نسيم‌الدين ميركشاه پسر عطا‌ءالله پس از پدر جانشين او در تدريس و ادارة شاگردان گرديد.3

شاخه شيراز: از ميان مردان اين خاندان كه در شيراز ماندند تني چند در علم و فلسفه و كلام شهرت يافتند و شهرت اين خاندان نيز بيشتر به جهت همين شاخه است. از اوايل شهرت اين خاندان، كساني كه در علم دين دست داشتند، صدرالدين محمد بن اسحاق معروف به صدر اول، و نوة او صدرالدين محمد بن ابراهيم بن محمد معروف به صدر دوم، هر دو در زمان خويش مشهور بوده راويان حديث از آنان حديث نقل كرده‌اند. به جز اين دو در آغاز و چند تن ديگر در ميانه كه صاحب آثار بسياري نيز مي‌باشند، سه تن از خاندان دشتكي مهم‌تر به شمار مي‌روند.

1- امير صدرالدين محمد پسر غياث‌الدين منصور، مقتول در رمضان 903ق/ 1498م. وي سومين صدرالدين از خاندان خود به شمار مي‌رود و به صدركبير مشهور است و گفته شده است كه همو بود كه از مذهب سنت كناره گرفت و به تشيع گرائيد. بيشتر آموزش‌هاي خود را نزد بزرگان خاندان خود، از جمله پدرش آموخت و در فلسفه و كلام ورزيده شد. او كه همزمان محقق دواني بود ظاهراً در مناظره از او پيش مي‌افتاد و اين دو مباحثات گوناگون با يكديگر داشته‌اند. از آثاري كه از او نام برده شده، پيداست كه علاوه بر فلسفه و كلام در رياضيات، كشاورزي و رشته‌هائي از طبيعت مانند شناخت جواهر و خواص آن‌ها و كيفيت تشكيل رنگين‌كمان دست داشته است. وي مدرسة منصوريه را در شيراز بنا كرد. بيشتر آثار  صدر، شرح و حاشيه هستند. او در حادثه‌اي كه چگونگي آن معلوم نيست به دست گروهي از تركمانان بايندريه كشته شد.4

2- اميرغياث‌الدين منصور پسر صدرالدين كبير، د. 948ق/ 1541م، مشهورترين فرد اين خاندان به لحاظ علمي و كثرت تأليفات به شمار مي‌رود. گذشته از مقام علمي شامخي كه در فلسفه و كلام يافت، مدتي نيز وزير شاه تهماسب صفوي بود و ظاهراً به خاطر قشريگري دربار او، آن مقام را ترك كرد و به شيراز رفت. او آثار بسياري تأليف كرد از جمله آن‌چه ميان پدرش و محقق دواني از مباحثات علمي و فلسفي و ديني گذشته بود با نام محاكمات نگاشت. به جز فلسفه آثاري نيز در علم هئيت و طب از او مانده است. از ميان دو پسرش، شرف‌الدين علي كه جانب ديني در او قوي‌تر بود، و صدرالدين محمد كه هوش و ذكاوت بيشتر نشان مي‌داد، غياث‌الدين به دومي توجه بيشتر داشت و او را جانشين علمي خود مي‌دانست.5

3- سيد عليخان پسر نظام‌الدين احمد بن محمد معصوم، د. 1120ق/ 1708م، مشهور به سيد عليخان مدني، از دانشمندان كثيرالتأليف اواخر دورة صفويه به شمار مي‌رود و در اين زمان ديگر زمان درازي بود كه تشيع در اين خاندان مذهب رسمي محسوب مي‌شد. عليخان مدني در شهر مدينه به دنيا آمد. او در جواني به حيدرآباد رفت و پس از آن به خدمت اورنگ زيب پادشاه هند درآمد و از بزرگان دولت او گرديد. سپس براي زيارت حج به مكه رفت و بعد از آن به ايران آمد. اثر معروف او سلافة‌العصر، در رجال است و در عين حال تعداد كثيري كتاب و رساله در لغت و نحو عربي و شرحي مشهور بر صحيفه سجاديه دارد. نيز ديوان شعري از او باقي است. بي‌گمان سيد عليخان پس از مدت‌ها يكي از دانشمندان درجة اول اين خاندان همچون اجدادش غياث‌الدين و صدرالدين به شمار مي‌رود.6

 

مآخذ:

  1. قاضي‌ نورالله شوشتري. مجالس المؤمنين. تهران: 1375ق، 1/526-527.
  2. قاضي‌ نورالله شوشتري. مجالس المؤمنين. تهران: 1375ق، 1/526-527.
  3. همو. 1/527- 528؛ خوانساري، محمدباقر. روضات الجنات. بيروت: 1411ق، 1991م، 5/181- 182.
  4. قاضي‌ نورالله. 1/229-230؛ خوانساري. 7/167.
  5. همو. 7/166- 170.
  6. همو. 4/378- 381.
    منوچهر پزشک