Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

دشتي، علي (كربلا 24 رمضان 1311 / 31 مارس 1894ـ تهران 26 دي‌ماه 1360ش). از فعالان سياسي و روزنامه‌نگاران پايان عصر قاجار و اوايل حكومت پهلوي؛ و مترجم و دولتمرد و داستان‌نويس و منقد ادبي دورة پهلوي. آغاز روزنامه‌نگاري دشتي كه از وي به دليل تقدم در اين حرفه در دوران معاصر با عنوان «پير مطبوعات ايران» ياد شده است،1 پس از مراجعت او از عتبات به ايران (اواخر 1334ق/ 1915م) با نوشتن مقالات اجتماعي بود كه در روزنامة چاپ سنگي گلستان شيراز چاپ شده است (نيمة اول 1335ق/ 1295ش / 1916م)؛ مقالاتي كه بعضي از آن بر مذاق عامة مردم خوش نيامد و موجب شورش آنان شد و ارادة قتلش را كردند و به پناه بردن وي در منزل ميرزا عبدالحسين فرمانفرما ـ والي فارس ـ انجاميد.2 پس از اين واقعه، دشتي به اصفهان رفت و با رويت متن قرارداد 1919م دولت وثوق‌الدوله با بريتانيا كه در روزنامة رعد* به مديريت سيدضياءالدين طباطبايي منتشر شده بود، مقالاتي عليه اين قرارداد در روزنامة ميهن اصفهان به مديريت ابوطالب شيرواني معروف به «بنان‌السلطنه» (يا بنان‌السلطان) نوشت. اما پس از دو شماره كلنل‌ هايك[1]، كنسول انگليس ـ از ادامة  چاپ اين مقالات مانع شد3 و وي به ناچار با حاج آقا شيرازي راهي تهران شد و مقالات و شب‌نامه‌هاي تندي ضد دولت وثوق‌الدوله و قرارداد وي انتشار داد. او پس از چند ماه تبعيد و زندان در دوران نخست‌ وزيري وثوق‌الدوله، ميرزاحسن‌خان مشيرالدوله و محمدولي‌خان تنكابني (از 1337 تا 1339ق/ 1919ـ1920م) در اوايل زمستان 1299ش در صدد برآمد تا امتياز روزنامه‌اي به نام قرن بيستم* را بگيرد كه موفق نشد.3 دشتي در اوايل 1300ش با رهايي از حبسي كه سيدضياءالدين طباطبايي نخست‌ وزير نود روزة كودتاي 1299ش محكومش كرده بود حدود سه ماه در روزنامة ستارة ايران* به مديريت ميرزاحسين‌خان كمال‌السلطان متخلص به «صبا» قلم زد و سردبيري اين روزنامه را بر عهده گرفت و بعد از توقيف اين روزنامه و تنبيه مدير آن به دستور سردار سپه، در اسفند همين سال روزنامة شفق سرخ* را انتشار داد. از ديگر روزنامه‌هايي كه وي در فواصل زماني توقيف شفق سرخ منتشر كرد بايد از روزنامه‌هاي عصر انقلاب و عهد انقلاب ياد كرد. دشتي بعدها (1309ش) با واگذار كردن مديريت شفق سرخ به مايل تويسركاني ـ همكار ديرين خود در روزنامة ستارة ايران ـ رسماً از حرفة روزنامه‌نگاري كناره گرفت، اما همواره در كنار ديگر فعاليت‌هاي قلمي در نشرياتي چون روزنامة اميد (به مديريت نصرالله فلسفي)، مجلة راهنماي كتاب* (به مديريت احسان يارشاطر)، سخن* (به مديريت پرويز ناتل‌خانلري) ـ كه از جمله نوشته‌هاي وي در اين مجله بايد به مقالاتي اشاره كرد با عنوان «نكته... نكته» كه شامل طنزهايي مي‌شد دربارة كتاب‌هايي مبتذل كه وي آن‌ها را متاب ناميده بود ـ روزنامة اطلاعات* و رستاخيز* قلم زد. حتي چند تأليف دشتي نيز كه به صورت كتاب منتشر شد در آغاز سلسله مقالاتي بود كه در نشريات به چاپ رسيده بود مانند: اعتماد به نفس ( به صورت پاورقي و با اسم مستعار ع. دشتي در روزنامة ميهن اصفهانايام محبس (به صورت پاورقي در روزنامة شفق سرخ) پردة پندار (در روزنامة اطلاعاتكاخ ابداع (با عنوان «خلوتگه كاخ ابداع» در مجلة يغماپنجاه و پنج ( به صورت پاورقي در روزنامة كيهان) تخت پولاد (در مجلة خاطرات). دشتي از لحاظ مشي فكري در روزنامه‌نگاري كه بايد مهم‌ترين دليل برگزيدن اين حرفه را در آشوبگري‌هاي سياسي او مانند موضع‌گيري عليه قرارداد 1919 دانست، بر طريقي ثابت استوار نماند و به تدريج از خيل روزنامه‌نگاران منقدِ دولت‌هاي آن روزگار جدا شد و با استقرار سلسلة پهلوي به طرفداران و ستايش‌كنندگان آن پيوست. از نظر نثر روزنامه‌نگاري وي نويسنده‌اي خوش قلم بود كه در نوشتن مقالات كوتاه و خوش‌ ساخت توانايي چشمگير داشت. در شيوة بيان مطالب به مقتضاي حال و ضرورت از استدلال يا پرخاشگري به خوبي كمك مي‌گرفت. او كه در آغاز اين حرفه به تأثر از آشنايي با زبان عربي و فرانسوي كلماتي چون آنتريك، دوسيه، انگلوفيل، آئروپلان، تيب را در كنار شرب‌اليهودان، معاطله، ولي‌النعم، مندوب، وسيع‌الصدر و صماء مي‌نشاند و برآمد صفت پيشين «يك» در نوشته‌هايش فراوان به چشم مي‌آمد، بعدها شيوه‌هاي متعادل در پيش گرفت و از سره‌نويسان عربي ‌زدگان افراطي هم دوري جست.

 

مآخذ:

  1. آرين‌پور، يحيي. از نيما تا روزگار ما. تهران: زوار، 1374، ص318.
  2. دشتي، علي. «چگونه وارد عالم سياست شدند»، اطلاعات ماهانه. سال نهم، شمارة 95، تهران: 1333، ص 5؛ همو، «دشتي را بهتر بشناسيد»، شفق سرخ. سال سوم، شمارة 239، تهران: 1343ق، ص 1؛ ركن‌زاده آدميت، محمدحسين. دانشمندان و سخن‌سرايان فارس. تهران: كتابفروشي اسلاميه، 1338، ج 2، ص 547.
  3. دشتي. «چگونه...». همانجا؛ شهبازي، عبدالله. «زندگي‌ و زمانة علي دشتي»، مطالعات تاريخي. س 1، ش 2، تهران: 1383، ص 12.
    [1].  
فرهاد طاهری