Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

دشت، سطحي هموار، وسيع با شيب نسبتاً كم و بدون شكستگي و داراي ظاهري صاف و هموار و معمولاً محصور در ميان كوه‌ها كه تحت تاثير عوامل گوناگوني در سرزمين ايران پديد آمده‌اند.

رشته‌كوه‌هاي ايران دشت‌ها را به حوزه‌‌هاي متعددي تقسيم كرده‌اند كه وسيع‌ترين آنها در مركز و مشرق ايران قرار دارد.1-2 از ويژگي‌هاي طبيعي اين دشت‌ها حاكميت آب و هوايي خشك در تمام آنهاست، از اين‌رو به اين گونه‌ دشت‌ها، دشت‌هاي بياباني مي‌گويند.3 (        دشت كوير).

واژة «دشت» را در فرهنگ جغرافيايي فارسي به معني «جلگه» نيز به كار مي‌برند، در حالي كه جلگه منطقه‌اي هموار و داراي شيب ملايمي است كه از يك سو به كوه و از سوي ديگر به دريا منتهي مي‌شود4 (        جلگه خزر، خوزستان). از اينرو دشت‌هاي ايران را مي‌توان به لحاظ وضعيت آب و هوايي و استقرار آنها در مكان‌هاي مختلف به سه گروه دشت‌هاي ساحلي، (يعني جلگه‌ها)، دشت‌هاي بياباني و كويري كه در سطح وسيعي از داخل ايران گسترده شده‌اند و دشت‌هاي حاصلخيز ميان ارتفاعات كه با وسعت كم و زياد در سراسر ايران پراكنده‌اند.5 از يكديگر جدا كرد. عوامل‌هاي فرسايش، با هجوم به كوهستان‌ها، مواد حاصل از عمل فرسايش در كوه‌ها را به مناطق پست مي‌برند و تخليه مي‌كنند به طوري كه در فرآيندي كه همچنان ادامه خواهد داشت، به‌تدريج از حجم كوه‌ها كاسته و به وسعت دشت‌ها افزوده مي‌شود.6

تنوع شرايط آب و هوايي، ارتفاع و جهت رشته‌كوه‌هاي اصلي، نوع دشت‌هاي ايران را از غرب تا شرق متفاوت كرده است. شرايط مناسب‌تر آب و هوايي در نيمة غربي ايران، يعني وجود رطوبت و بارندگي كافي و جريان رودهاي پرآب، دشت‌هايي با وسعت كم اما حاصلخيز به وجود آورده‌اند كه ماهي‌دشت كرمانشاه، دشت لُرْدِگان و بُلداجي در استان چهارمحال و بختياري از آن جمله‌اند. دشت‌هاي گرم و خشك و بيشتر از نوع بيابانيِ با وسعت بسيار در مركز و شرق كشور، گسترده‌اند كه دشت لوت، دشت كوير، دشت طبس، دشت جازموريان نمونه‌هايي از آنها هستند.7

دشت‌‌هاي حاصلخيز ايران، به ويژه گونه‌هاي وسيع، كم ارتفاع و قابل دسترس آن كه بستر رودخانه‌ها و برخوردار از ساير منابع آبي بوده‌اند، معمولاً، محل تجمع گروه‌هاي انساني براي زيست و جايگاهي براي توسعه كشاورزي، ايجاد مدنيت و رشد فرهنگ شهرنشيني به شمار آمده‌اند. از همين رو، در فرهنگ نام‌هاي جغرافيايي ايران، دهها شهر و روستا و منطقه وجود دارند كه اسامي آنها با پيشوند يا پسوند دشت همراه هستند مانند دشت مُغان، دشت آزادگان، دشت چالْدُران، دشت بياض، دشتستان، مرودشت، كلاردشت، خرم‌دشت و ... .8

در متون جغرافيايي اروپايي واژة عربي صحرا انحصاراً در مورد صحراي بزرگ شمال آفريقا به كار مي‌رود، در حالي كه در فرهنگ جغرافيايي فارسي، صحرا گاهي به جاي دشت، و نه صرفاً براي معرفي منطقه‌اي خشك و سوزان، به كار مي‌رود، مانند تركمن صحرا كه دشت رسوبي همواري است كه در شمال ايران و در نزديكي مرز كشور تركمنستان واقع شده و در بين چهار عارضة جغرافيايي رود اترك در شمال، رودخانة گرگان در جنوب، درياي خزر در غرب و كوه‌هاي قوچان در شرق محصور و محل زندگي طايفه‌ها تركمن است.9 (         تركمن صحرا).

در نقشة جغرافياي طبيعي ايران واژة دشت علاوه بر مناطق كويري و بياباني، براي دشت مغان، دشت قزوين و دشت ساحلي (در استان بوشهر)، به عنوان بزرگترين دشت‌هاي ايران به كار رفته، در حالي كه طبق تعريف ‌بايد جلگه ناميده مي‌شد همان طور كه جلگه سرخس كه منطقه‌اي به دور از درياست، و شايد به سبب همجواري با رودخانه تجن و كشف رود، جلگه ناميده شده است.10


مآخذ:

  1. شايان، دكتر سياوش. فرهنگ اصطلاحات جغرافيايي طبيعي . چ5. تهران:مدرسه (سازمان پژوهش و برنامه‌ريزي وزارت آموزش و پرورش)، 1382، ص 299.
  2. علايي طالقاني، محمود. ژئو مرفولوژي ايران. تهران: قومس، 1384 چ3. ص 302.
  3. مآخذ 3. همان جا.
  4. سازمان نقشه‌برداري كشور. اطلس ملي ايران (اطلس زمين‌شناسي). نگارش دوم. چ1. تهران: سازمان نقشه‌برداري كشور. 1382. صص 6 و 7 (نقشه كوه- آبنگاري ايران)
  5. منبع 2. ص 282.
  6. منبع 4. ص 6.
  7. براي انواع دشت نك: جعفري، عباس. گيتاشناسي ايران. چ1. ج3: دايره‌المعارف جغرافيايي ايران. تهران: گيتاشناسي، 1379. صص 466، 538- 533 و 1210.
  8. همان. صص 290 و 291.
  9. گيتاشناسي (واحد پژوهش و تاليف). اطلس گيتاشناسي استان‌هاي ايران. چ3. تهران: گيتاشناسي 1383، ص 44 و 45 0نقشه جغرافيايي طبيعي ايران).
    غلامحسین تکمیل‌همایون