Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

دماوند، بلند‌ترين كوه در رشته كوه‌هاي شمال ايران در قسمت البرز مركزي از واحد كوهستاني البرز.

اين كوه قله‌اي است مخروطي شكل و آتشفشاني كه در دوران چهارم زمين‌شناسي فعال بوده، اما اكنون خاموش و از برف دائمي مستور است. با اين حال دامنه‌هاي اين كوه از گدازه‌هاي آتشفشاني پوشيده شده و از دهانه‌هاي متعدد آن گاز گوگرد متصاعد است.1

قلة دماوند در استان مازندران و در شهرستان آمل قرار دارد. شهري و رودي به نام دماوند نيز در استان تهران هست.2 در منابع مختلف، ميزان ارتفاع اين قله يكسان نيست: «رفيع‌ترين قلة ايران با ارتفاع 5610 متر در بخش‌ مياني اين رشته كوه عظيم [البرز] قرار دارد. قلة مخروطي شكل دماوند نمايانگر قدرت آتشفشان خاموشي است كه در كواترنري [دوران چهارم] فعال بوده است. قطر دهانة اين آتشفشان خاموش حدود 400 متر است».3 و در جاي ديگر: «غالب كتاب‌هاي جغرافيايي ارتفاع كوه دماوند را 5671 متر نوشته‌اند، ولي عمليات فتوگرامتري سال‌هاي اخير رقم 5628 را نشان مي‌‌‌‌دهد. با توجه به اين‌كه دقت اندازه‌گيرهاي ارتفاعي عمليات فتوگرامتري 1335-1360 داراي دقتي معادل 50+  متر است از اين رو رقم ارتفاعي 5671 متر را مي‌توان به عنوان نوسان بالا پذيرفت».4

قلة دماوند تقريباً در ميانة راه تهران ـ آمل قرار دارد و نزديك‌ترين شهر به آن، «گزنك» است كه به فاصلة حدوداً 10 كم از دامنة كوه، در جنوب شرقي قله واقع است.5 قلة دماوند، به هنگام صافي هوا، حتي از راه‌هاي دور، از جمله تهران و حتي حوالي قم قابل رويت است. در سفرنامة ناصرالدين شاه قاجار در اين باره چنين آمده است: «از لب اين درياچه [حوض سلطان] كوه دماوند مثل يك كله قند پيداست و كوه البرز هم پيدا مي‌شود. اين كوه‌هاي برفي دماوند و البرز از دور يك منظر و تماشاي بسيار خوشي است كه كمتر همچو دورنمائي به نظر رسيده است».6 ناصرخسرو نيز در وصف دماوند مي‌گويد: «ميان ري و آمل كوه دماوند است مانند گنبدي... و گويند بر سرآن چاهي است كه نوشادر از آن‌جا حاصل مي‌شود و گويند كبريت نيز...».7

از كوه دماوند با نام‌هاي بيك‌ني، دُباوند، دمباوند، دنباوند، دوباهوند، دومباوند، ديمباوند، زباوند، زماوند و كوه لاجورد نيز در منابع تاريخي و جغرافيايي سخن به ميان آمده است.8

از جمله در حدود العالم من المشرق الي المغرب:

«ويمه و شلنبه، دو شهريست از حدود كوه دنباوند و اندر وي بتابستان و زمستان سخت سرد بود و ازين كوه آهن افتد»:9 اما حمدالله مستوفي از اين كوه با نام دماوند ياد كرده است.10 و در برخي از نسخه‌هاي عجايب المخلوقات از دماوند با نام دباوند نيز ياد شده  و در شرح آن آمده است: «... چشمه‌هاء كبريت است بر سر قله و سرقله به مساحت صد جريب است، گرد برگرد هر سوراخي كبريت بود چون زر، بخار از آن سوراخ‌ها برآيد و بر هم مي‌نشيند و گوگرد مي‌گردد».11

در دامنه‌هاي دماوند چشمه‌هاي آب معدني متعددي وجود دارد كه آب گرم اسك، تلخ رود و لاريجان از جملة آن‌هاست. دماوند منبع و منشاء بسياري از چشمه‌سارها و رودخانه‌هاي منطقه است كه از به هم پيوستگي آن‌ها، رودخانة دائمي و پر آب هراز پديد مي‌آيد كه به سوي درياي خزر روان است.12 قلة رفيع دماوند منشاء حيات و نيز همواره نشانة عظمت و صلابت و ابهت نزد مردم ايران بوده است و از اين ‌رو در افسانه‌ها و داستان‌هاي تاريخي ايران، از آن بسيار نام برده شده است؛ از جمله اين‌كه اين كوه «آشيانة سيمرغ آموزندة زال پدر رستم و حامي آن پدر و پسر بوده است» و نيز «پناهگاه جادوگران سراسر جهان است و ضحاك در آن كوه زيست مي‌كند».13

 

مآخذ:

  1. جعفري، عباس. گيتا‌شناسي ايران. ج1، كوه‌ها و كوهنامة ايران. چ2، تهران: 1379، گيتا‌شناسي، ص256.
  2. الف- دفتر تقسيمات كشوري. نقشه و جدول تقسيمات كشوري. تهران: وزارت كشور، 1383.

               ب- سازمان پژوهش‌ و برنامه‌ريزي آموزشي. جغرافياي استان تهران. چ5، تهران: 1383،  شركت چاپ و نشر

              كتا‌ب‌هاي درسي ايران، ص16و23.
    1. سازمان نقشه‌برداري كشور. اطلس زمين‌شناسي (اطلس ملّي ايران). نگارش دوم، چ1، تهران: 1382، سازمان نقشه‌برداري كشور (سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور ص2.
    2. منبع 1. همان‌جا.
    3. سازمان حمل و نقل و پايانه‌هاي كشور (وزارت راه و ترابري). اطلس جاده‌هاي ايران (ويرايش دوم). تهران: 1380، همشهري، ص10.
    4. سفرهاي ناصرالدين شاه. به كوشش فاطمه قاضيها، چ1، تهران: 1381، سازمان اسناد ملي ايران، ص138.
    5. سفرنامة ناصرخسرو قبادياني. به كوشش دكتر محمد دبيرسياقي، چ8، تهران: 1384، زوّار، ص4 و5.
    6. چكنگي، عليرضا. فرهنگنامة تطبيقي نام‌هاي قديم و جديد مكان‌هاي جغرافيايي ايران و نواحي مجاور. چ1، مشهد: 1378، آستان قدس رضوي (بنياد پژوهش‌هاي اسلامي)، ص242.
    7. حدود العالم من المشرق الي المغرب. به كوشش دكتر منوچهر ستوده، تهران: 1362، طهوري، ص32.
    8.  مستوفي‌قزويني، حمدالله. نزهةالقلوب. به كوشش دكتر محمد دبيرسياقي، چ1، قزوين: 1383، حديت امروز، ص77 و 229.
    9. طوسي، محمد بن محمود بن احمد. عجايب المخلوقات و غرايب الموجودات. چ2،. تهران: 1382، شركت انتشارات علمي و فرهنگي، ص152و153.
    10. جعفري، عباس. گيتا‌شناسي ايران. ج2، رود و رودنامه‌هاي ايران. چ2، تهران: 1379، گيتا‌شناسي، ص475 و 476.
    11. لسترينج،گاي. جغرافياي تاريخي سرزمين‌هاي خلافت شرقي. ترجمة محمود عرفان، چ6،. تهران: 1383، شركت انتشارات علمي و فرهنگي، ص396.
      غلامحسین تکمیل‌همایون