Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

دندانپزشكي و دندانسازي، دربارة رواج اين علوم در ايران پيش از اسلام نشانه‌هاي روشني در دست نيست. اما از آنجا كه برخي پزشكان جندي‌شاپوري در همان نخستين سده‌هاي دورة اسلامي آثاري در اين باره نگاشته‌اند1 مي‌توان دريافت كه اين فنون از ديرباز مورد توجه ايرانيان بوده است. ابن ماسويه* جندي شاپوري، رساله‌اي با عنوان السواك و السنونات (داروهاي دندان) داشته و در الجامع خود كه از مهم‌ترين مآخذ رازي* بوده دربارة بيماري‌هاي دندان سخن گفته است2 و اگر شخصيتي موسوم به ماسويه كَهتر و ابن ماسويه را يكي بدانيم، بايد وي را نخستين كسي دانست كه براي پركردن حفره‌هاي دندان از طلا استفاده كرده و كيفيت درد سمپاتيك را دريافته است.3 حنين بن اسحاق، شاگرد نامدار ابن ماسويه نيز رساله‌‌اي با عنوان حفظ الاسنان و اللثه (بهداشت دندان و لثه) نوشته كه اين نيز از مآخذ رازي بوده است.4 علي بن ربن طبري* نيز دربارة ريزش دندان‌هاي شيري و رشد دندان‌هاي آسيا سخن گفته و داروهايي براي استحكام لثه و دندان، قطع خونريزي، سفيد كردن دندان و تسريع در رشد دندان‌هاي كودكان تجويز كرده است.5 اما رازي* در جلد سوم الحاوي، بيش از همة پزشكان مسلمان به اين موضوع توجه داشته است.6 وي بيشتر دردهاي دندان را به اعصاب ريشة دندان مربوط مي‌دانست7 رازي داروهايي براي سست كردن ريشه و سپس كشيدن دندان، آرام كردن دندان درد، جلوگيري از خوردگي دندان و جز آن آورده كه احتمالاً بسياري حاصل تجربيات شخصي اوست. شرحي كه در طب المنصوري دربارة دندان و فك آورده، احتمالاً نخستين اثر دربارة كالبد شناسي دندان و كاركرد فك است.8 اخويني بخاري*، برجسته ترين شاگرد مكتب رازي، افزون بر برشمردن برخي عوامل فساد دندان مانند باقي ماندن غذا در لابلاي دندانها يا فقر غذايي، روش‌هاي ويژه‌اي نيز براي تسكين يا بركندن يا جلوگيري از ادامة فساد دندان ياد كرده است.9 ابن سينا* نيز در القانون ملاحظات باليني قابل توجهي در اين باره ارائه كرده است. وي با توجه به خاصيت بي حس كنندگي سرما، آب سرد را براي آرام كردن دندان درد تجويز مي‌كند. يكي از درمان‌هاي وي را مي‌توان با روش عصب كشي كنوني مقايسه كرد.10 آثار سيد اسماعيل جرجاني* ملاحظات باليني مهمي دربارة پيوره و خورة لثه‌ها در بر دارد.11 پزشكان برجسته روزگاران بعد نيز پيوسته به دندان پزشكي توجه داشته‌اند و افراد غير حرفه‌اي همچون دلاكان و سلماني‌ها، كه گهگاه اعمال جراحي كوچك را بر عهده مي‌گرفتند، دست كم تا روزگار صفويه در اين رشته دخالت نمي‌كرده‌اند.12 غياث الدين اصفهاني، از پزشكان اين روزگار، بر آن بود كه دندان كرم خورده را بايد از طريق تراشيدن قسمت‌هاي فاسد با يك وسيلة تيز، و پر كردن آن با مادة مخصوص درمان كرد.13 بهاء الدوله محمد حسيني نوربخش (آخرين پزشك برجستة ايراني پيش از ورود پزشكي نوين) نيز در مداواي برخي دردهاي دندان از داروهاي مخدر و نيز بخور دادن و داغ كردن استفاده مي‌كرد.14

دنداپزشكي و دندان سازي به روزگار قاجار، نخست با همان شيوة كهن ادامه داشت اما با ورود پزشكي نوين اروپايي به ايران، به ناگاه متحول شد. نخستين بار كه در مكاتبات اداري ايران از دندان سازي ياد شده، در اوايل روزگار ناصري است كه ميرزا آقاخان نوري، در نامة 24 ذي الحجه 1273ق / ؟م به فرخ خان امين الدوله دستور مي‌دهد يك نفر پزشك حاذق براي ساختن «دندان عوضي» از اروپا استخدام و به ايران بياورد. اما از سرانجام كار خبري در دست نيست.15 4 سال بعد، دكتر طولوزان، پزشك شخصي ناصرالدين شاه، هنگام بازگشت از پاريس، دندان سازي را با خود به ايران آورد كه سال‌ها در ايران مشغول به كار بود.16 به گزارش اعتماد السلطنه اولين «كارخانة دندانسازي» نيز در دورة ناصري افتتاح شد.17 در همين روزگار ميرزا علي دكتر ملقب به معتمد الاطباء (معلم طب و تشريح دارالفنون)، در كتاب جواهر الحكمه دربارة امراض دهان و دندان و روش‌هاي درمان آن بر اساس پزشكي اروپايي سخن گفت.18 اما در اين روزگار عموم مردم هنگام دندان درد و براي كشيدن دندان يا تعبية روكش طلا و استعمال دارو به سلماني‌ها، شاگرد زرگران و عطاران مراجعه مي‌كردند.19 تا آنكه در 1339ق قانون طبابت به تصويب رسيد و بر اساس آن اشتغال به دندانسازي به اخذ اجازه نامة رسمي از وزارت فرهنگ، كه به ثبت وزارت كشور نيز رسيده باشد، منوط شد.20

در اين سال‌ها تدريس دندانپزشكي، از وظايف «شعبة طب دارالفنون» و بعدها «مدرسة طب» و سرانجام  «مدرسة عالي طب» بود. اما در 1309ش مدرسة عالي دندان‌سازي تهران  وابسته به مدرسة عالي طب تأسيس شد كه دورة تحصيل آن 5 سال بود21 و تقريبا در همين سال‌ها ابزار و داروهاي جديد دندان پزشكي و دندان سازي به جاي ابزارها و داروهاي سنتي رواج يافت.22 با تأسيس دانشگاه تهران در 1313ش بخش دندانپزشكي يكي از شعبه‌هاي دانشكدة پزشكي شد اما از سال تحصيلي 1335-1336ش اين بخش مستقل شد و دانشكدة دندانپزشكي نام گرفت.23

 

مآخذ:

  1. رازي. الحاوي، ج 3، ص 129، 136.
  2. همان. ص 117، 141، 142. 150؛ ابن ابي اصيبعه. عيون الأنباء. به كوشش آگوست مولر، قاهره: 1299ق،  ج1، ص183.
  3. Elgood, C. L., A Medical History of Persia, Cambridge, 1951, pp 93-95, 287.
  4. ابن ابي اصيبعه. ج 1، ص 199؛ رازي. ج 3، ص 145-150.
  5. علي بن ربن طبري. فردوس الحكمه. به كوشش محمد زبير صديقي، برلين: 1928م، ص 47، 188-189.
  6. رازي. الحاوي. ج 3، ص 93-155.
  7. همان. ص 106.
  8. Malvin, E., Dentistry, An illustrated History, New York, 1985, 66.
  9. اخويني بخاري. هدايه المتعلمين في الطب. به كوشش جلال متيني، مشهد: 1344، ص 297، 302-303.
  10. ابن سينا. القانون في الطب. بولاق، 1294ق، ج 3، ص 97-98، 100.
  11. جرجاني. ذخيره خوارزمشاهي. چاپ تصويري به كوشش سعيدي سيرجاني، تهران: 1355، ص 379.
  12. Elgood, C. L., Safavid Medical Practice, London: 1970, p 143.
  13. Elgood, C. L., Safavid Medical Practice, London: 1970, pp 20, 143.
  14. بهاء الدوله. خلاصه التجارب. نسخه خطي شماره 1400 كتابخانه مركزي دانشگاه تهران، برگ‌هاي 189-192.
  15. امين الدوله، فرخ خان. مجموعه اسناد. به كوشش كريم اصفهانيان، تهران: 1347، ج 2، ص 178.
  16. اعتماد السلطنه. روزنامة خاطرات. به كوشش ايرج افشار، تهران: 1350، وقايع سال 1310ق/1892م، ص 806.
  17. اعتماد السلطنه. المآثر و الآثار. تهران: 1348، ص 126.
  18. معتمد الاطباء (ميرزا علي دكتر). جواهر الحكمه. تهران: 1304ق، ص 224 به بعد.
  19. نجمي، ناصر. دارالخلافة تهران. تهران: 1356، ص 201؛ سيمجور، كاظم. «تاريخچه دندانپزشكي»، نشرية دانكشده دندانپزشكي دانشگاه تهران، سال 11، شمارة 4، بهار 1356، ص 12.
  20. ساروخانيان، گاراگين. «طب و بهداشت»، ايرانشهر. ج 2، ص 1406.
  21. گل پرور. ص 49، 51.
  22. سيمجور. ص 16.
  23. محبوبي اردكاني. تاريخ تحول دانشگاه تهران و مؤسسات عالي آموزشي ايران. تهران: 1350، ص 377، 379.

یونس کرامتی