Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

زاهدان، مركز استان سيستان و بلوچستان و مركز شهرستاني به همان نام، واقع در جنوب شرقي ايران و در نزديكي مرز ايران با پاكستان و افغانستان.

شهرستان زاهدان از شرق با كشورهاي پاكستان و افغانستان، از شمال با شهرستان‌هاي نهبندان (در استان خراسان جنوبي) و زابل، از غرب با شهرستان‌ بم (در استان كرمان) و از جنوب با شهرستان‌هاي خاش و ايرانشهر همسايه است1 و برابر با آخرين تقسيمات كشوري، اين شهرستان داراي 3 شهر، 4 بخش و 8 دهستان است.2

شهر زاهدان، با مختصات جغرافيايي ً00 َ52 ْ60 طول شرقي و ً45 َ29 ْ29 عرض شمالي و با ارتفاع 1373 متر از سطح دريا با آب و هوايي معتدل و خشك و نيمه كوهستاني و ميانگين بارندگي سالانه 79 ميلي‌متر و ميانگين حداكثر دما 5/26 درجه و ميانگين حداقل دما 6/9 درجه سانتي‌گراد،3 در فاصلة 1494 كيلومتري تهران قرار دارد.4 زاهدان به همراه شهر خاش از ديگر شهرهاي استان سيستان و بلوچستان سردترند. وجود ارتفاعات موجب بروز اين پديده در استان شده است. كوه‌هاي كالا (1943متر)، پَدَگي (1683متر)، لوچان (2555متر)، لار (2347متر) و ارتفاعات ديگري نيز در شمال غربي شهر، در مجموع شهر زاهدان را در محاصره دارند، اما هيچ‌كدام منبع جريان آب سطحي مهمي به جز چند رود فصلي نيستند و از اين‌رو زاهدان يكي از شهرهاي كم آب استان است. احداث خط انتقال آب به طول 192 كم از زابل به زاهدان، از جمله طرح‌هاي در حال انجام براي تأمين آب ساكنان شهر است.5 كمبود آب براي مصارف كشاورزي و صنعتي و حتي مصرف شُرب اهالي شهر از جمله موانع توسعة اقتصادي و اجتماعي زاهدان بوده است. زاهدان به دليل موقعيت حساس خود در جغرافياي سياسي ايران داراي اهميت بسياري است. اين شهر به خط مستقيم در فاصلة حدوداً 25 كيلومتري مرز پاكستان و 50 كيلومتري از مرز افغانستان قرار دارد و تا شهر مرزي ميرجاوه واقع در جنوب شرقي خود، داراي 86 كم، فاصله است.6 به رغم شرايط نامطلوب اقليمي، موقعيت ارتباطي و مواصلاتي زاهدان موجب رشد شتابان اين شهر در نيم قرن اخير شده است. در نخستين سرشماري عمومي كشور، شهر زاهدان در 1335ش داراي 17495 تن جمعيت بود7 كه در سرشماري 1375ش به 419518 و طبق برآوردها در 1384ش به 534771 تن افزايش يافته و در طول قريب به پنجاه سال به بيش از سي‌ برابر رسيده است.8 استان سيستان و بلوچستان به رغم داشتن سابقة‌ طولاني در مدنيت و شهرنشيني كه «زرنج»9 و «شهر سوخته» با قدمت حدود 5 هزار سال نمونه‌هايي از آن هستند،10 در سده‌هاي اخير به دلايل گوناگون از جمله دور افتادگي از مركز ثقل سياسي و اقتصادي كشور و فقدان شرايط اقليمي مساعد، بستر مناسبي براي زندگي شهري نبوده است و از همين رو شهرهاي استان از جمله زاهدان در گذشته‌اي نه چندان دور، هويتي روستايي داشته‌اند. زاهدان در گذشته «دزد آب» ناميده مي‌شده11 و دليل اين نامگذاري را برخي وجود چاه آبي مي‌دانند كه محل استراحت و كمينگاه دزدان به شمار مي‌رفته است و عده‌اي ديگر علت اين نامگذاري را به جريان آبي نسبت داده‌اند كه گاه در روي زمين و گاه در زير شن روان بوده و لذا اين پيدا و نهان شدن آب دليل اطلاق نام دزد آب به اين محل پنداشته شده است.12 در سندي كه متن پاسخ به عريضة دوست محمدخان باركزايي حاكم منطقه و دادن امان‌نامه به او از طرف رضا شاه پهلوي بوده است، از زاهدان با نام دزد آب ياد شده است؛13 تا اين‌كه در 1314ش اين نام رسماً به زاهدان تغيير مي‌يابد. در هيچ يك از اسناد و كتاب‌هاي مرجع و تاريخي، در هيچ كجا واژة زاهدان ديده نمي‌شود؛ اما در كتاب پژوهش در نام‌ شهرهاي ايران از زاهدان به عنوان شهري تاريخي، در حومة زابل نام برده شده كه پس از خرابي زرنج يا زرنگ به دست تيمور لنگ، دارالحكومة سيستان مي‌شود و البته براي اثبات اين ادعا هيچ سند و مأخذ معتبري ذكر نشده است.14 تأسيس گمرك خانه به دست بلژيكي‌ها در عصر قاجار15 و عزيمت رضاشاه به اين شهر و پيشنهاد وي براي تغيير نام آن، در مجموع موجب گرديد كه براي نخستين بار دزدآب اهميت يابد.16 دزدآب در اوايل سلطنت پهلوي تنها شهر مهم ناحية سرّحدي (سيستان) با جمعيتي معادل 5000 تن بود و راه‌آهن كلات كه در مسير جاوه داخل خاك ايران مي‌‌شد، به دزداب منتهي مي‌گرديد.17 اهميت استراتژيك و ارتباطي دزدآب در بيش از هفتاد سال پيش نيز شناخته شده بود: « [دزدآب] از اين بابت اهميت تجارتي و نظامي دارد مخصوصاً اگر از وضعيت اقتصادي سيستان استفاده شود، اهميت زياد خواهد يافت».18 در حال حاضر زاهدان نه تنها در خطة سيستان، بلكه در تمام استان سيستان و بلوچستان به عنوان بزرگ‌ترين و مهم‌ترين شهري است: كه داراي اهميت سياسي، نظامي و اقتصادي است. تأسيس مراكز متعدد آموزش عالي و مراكز توليدي و خدماتي، احداث فرودگاه و راه‌هاي درجه يك آسفالته و راه‌ آهن، زاهدان را به تدريج از انزواي تاريخي به در آورده و در آينده معبر مهمي براي اتصال و دسترسي كشورهاي آسياي مركزي و افغانستان به آب‌هاي آزاد درياي عمان خواهد بود. با تشكيل فرمانداري كل بلوچستان در 1326ش، زاهدان به مركزيت آن انتخاب شد و سپس در 1336ش با تأسيس استان سيستان و بلوچستان، شهر زاهدان همچنان به عنوان مركز استان جديد، مركز ثقل سياسي، اجتماعي، اقتصادي و ارتباطي محدودة وسيعي از جنوب شرقي كشور گرديد.19

 

مآخذ:

  1. دفتر تقسيمات كشوري. نقشه و جدول تقسيمات كشوري. تهران: وزارت كشور، 1383.
  2. دفتر تقسيمات كشوري. نشرية عناصر و واحدهاي تقسيمات كشوري. تهران: دفتر تقسيمات كشوري (وزارت كشور)، 1384.
  3. جعفري، عباس. گيتاشناسي ايران. ج 3، دايرة‌المعارف جغرافيايي ايران، چ 1، تهران: گيتاشناسي، 1379، ص 635.
  4. سازمان حمل و نقل و پايانه‌هاي كشور (وزارت راه و ترابري). اطلس جاده‌هاي ايران (ويرايش دوم). تهران: همشهري، 1380، ص133 و 134.
  5. سازمان پژوهش‌ و برنامه‌ريزي آموزشي (وزارت آموزش و پرورش). جغرافياي استان سيستان و بلوچستان. چ 5، تهران: شركت چاپ و نشر كتا‌ب‌هاي درسي ايران، 1383، ص34- 32.
  6. اطلس جاده‌هاي كشور. همان‌جا.
  7. نورالهي، طه. توزيع و طبقه‌بندي جمعيت شهرهاي ايران در سرشماري‌هاي 75-1335. تهران: مركز آمار ايران (سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور)، 1382، ص 108.
  8. مركز آمار ايران. بازسازي و برآورد جمعيت شهرستان‌هاي كشور براساس محدودة سال 1380. تهران: مركز آمار ايران (سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور)، 1382، ص 131 و 132.
  9. لسترنج، گاي. جغرافياي تاريخي سرزمين‌هاي خلافت شرقي. ترجمة محمود عرفان، چ 6، تهران: شركت انتشارات علمي و فرهنگي، 1383، ص 359-362.

    Lestrange, G. The Lands of the Eastern Caliphate. Cambridge: University Press, 1905, P. 335-340.
  10. سازمان پژوهش‌ و برنامه‌ريزي آموزشي. (وزارت آموزش و پرورش). جغرافياي استان سيستان و بلوچستان. چ5، تهران: شركت چاپ و نشر كتا‌ب‌هاي درسي ايران، 1383، ص 84-85.
  11. چكنگي، عليرضا. فرهنگنامة تطبيقي نام‌هاي قديم و جديد مكان‌هاي جغرافيايي ايران و نواحي مجاور. چ 1، مشهد: بنياد پژوهش‌هاي اسلامي، 1378، ص 215.
  12. افشار سيستاني، ايرج. پژوهش در نام‌ شهرهاي ايران. چ2، تهران: روزنه، 1382، ص369.
  13. همان. ص370.
  14. افشارسيستاني، ايرج. سيستان‌نامه. ج1، تهران: مرغ‌آمين، 1369، ص668.
  15. حقيقت، عبدالرّفيع. فرهنگ تاريخي و جغرافيايي شهرستان‌هاي ايران. چ1، تهران: كومش، 1376، ص255.
  16. زندمقدم، محمود. حكايت بلوچ. كتاب دوم، تهران: ناشر (مؤلف)، 1370، ص136-137.
  17. كيهان، مسعود. جغرافياي مفصل ايران. ج2، سياسي، تهران: چاپخانة مجلس، 1311، ص260.
  18. همانجا.
  19. دفتر تقسيمات كشوري. نگاهي به سير تقسيمات كشوري در ايران (جزوه تبليغي). تهران: دفتر تقسيمات كشوري (وزارت كشور)، 1383، ص7؛ اميراحمديان، بهرام. تقسيمات كشوري. چ1، تهران: دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي، 1383، ص96.
    غلامحسین تکمیل‌همایون