Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

زرتشتي، دين، يكي از قديم‌ترين اديان بزرگ جهان كه به نام مؤسس آن زرتشت* يا زرتشت، شهرت يافته است. پيروان اين دين آن را «دينِ به»، «بهديني» يا «مزديسنا» (مزداپرستي) مي‌خوانند كه از نام خداي متعال مزدا، به معني دانا، مشتق شده است.1

زرتشت با ارائة مفاهيم جديد و تعاليم تازه ديانتي نوين پديد آورد كه در تقابل با دين سنتي قرار گرفت.3 مهم‌ترين و موثق‌ترين منبع اطلاعات دربارة آموزه‌هاي دين زرتشتي كتاب مقدس زرتشتيان، اوستا خصوصاً بخش گاثاها است كه سروده‌هاي خود زرتشت هستند. آنچه امروز تحت نام اوستا بر جاي مانده است مجموعه‌اي از متون است كه پس از زمان زرتشت و طي چند سده فراهم آمده‌اند.4

آموزه‌هاي مهم زرتشت دربارة خداي واحد متعال، اهورا مزدا، صفات و كيفيات متشخص او، دوگانگي مطلق نيك و بد، وجوه بُعد روحاني در انسان، معاد و داوري فرجامين را مي‌توان نام برد. زرتشت به رغم اعتقاد جامعة خود به خدايان متعدد موجود در فرهنگ هند و ايراني، اهورا مزدا را به عنوان خداي مطلق و آفريدگار آسمان و زمين معرفي كرد.5 در نظر او اهورا مزدا داراي صفات و جنبه‌هاي گوناگون است كه تا اندازه‌اي تشخص دارند و آنها را وهومنه [1](انديشة نيك)، اشه وهيشته [2](بهترين راستي)، خشثره وئيريه[3] (شيوة آرماني)، سپنته آرميتي[4] (پارسايي مقدس)، هئورتات[5] (كمال) و امرتات[6] (جاودانگي) خواند.6 هر يك از اين صفات بلافاصله پس از زرتشت نام امشاسپند (امشه سپنته[7]) گرفتند و صورت ايزدان مستقل برتري يافتند.7 اين وجودهاي صادره از اهورا مزدا در دوره‌هاي بعدي با عناصر گوناگون جهان مادي مرتبط شدند. چنانكه وهومنه با گاو، اشه با آتش، خشثره وئيره با فلزات، آرميتي با زمين، هئورتات با آب و امرتات با گياه و در اين ميان انسان به منزلة آفريدة خاص با اهورا مزدا مرتبط است.8 همچنين در ادوار پس از زرتشت، ايزدان مختلفي كه غالباً همان خدايان پيشين آريايي بودند، در جامة كارگزاران قابل نيايش اهورا مزدا تعظيم و تكريم شدند.9

زرتشت از روح شريري به نام انگره مينو[8]، سخن گفت كه در جدال دائمي با سپنته مينو [9]يا روح مقدس است؛ اولي نمايندة تمامي پليدي‌ها و شرور عالم و دومي نمايندة همة خوبي‌هاست. همراه با اين دو مينوي خوب و بد، تمامي موجودات جهان با انتخاب راه راستي يا اشه و يا راه ناراستي يا دروج با يكديگر در جدالند.10 زرتشت با طرح اين دوگانگي در الهيات خويش درصدد برآمد تا مسئلة وجود شر را در جهان تبيين كند و اگرچه تمايز آن دو بر ثنويت دلالت دارد، اين ثنويت انديشة توحيدي را كه دين زرتشت بر آن مبتني است نفي نمي‌كند.11 زرتشت هرگز از ثنويت مطلق كه در آن دو روح و يا دو خداي مستقل وجود داشته باشند، صحبت نمي‌كند، بلكه اهورا مزدا را خالق همه چيز مي‌شمارد. ازسوي ديگر تمايز ميان اين دو روح تنها بر اساس اصل اختياري است كه هر يك از اين دو در پذيرش راه راستي و حقيقت و يا راه مرگ و پليدي اتخاذ كردند. اما در دوره‌هاي بعدي، اعتقاد به ثنويت و وجود دو بن مستقل از هم جزو اصول عقايد دين مزدايي شد و اهورا مزدا همان جايگاه سپنته مينو در برابر انگره مينو گاثاها را كسب كرد و در مقابل اهريمن قرار گرفت و به مبارزه با او پرداخت.12

اختيار و گزينش آزاد از اصول عام و كلي دين مزدايي است و از اهميت فوق‌العاده‌اي برخوردار است تا آنجا كه دين مزدايي را دين اختيار ناميده‌اند. در حوزة انساني اين انتخاب بين نيك و بد، گزينش نيروي يزداني يا اهريمني و ميان رستگاري ابدي و محكوميت و مطرود بودن است.13 اين گزينش خوبي به معناي نفي جهان مادّي و زيبايي‌هاي زندگي نيست. جهان مادّي امري منفي تلقي نمي‌شود و مورد احترام است. همه چيز داراي دو جنبة مينوي و كيهاني است؛ در آغاز مينوي هر چيز آفريده شده، سپس آن مينو صورت مادي به خود گرفته است. چون هستي مادي در برابر هجوم اهريمن آسيب‌پذير بود پس از تهاجم روح شرير، جهان آميزه‌اي از نيكي و بدي شد و بيماري‌هاي جسمي، پليدي‌هاي اخلاقي و حيوانات موذي، در نتيجة عمل ديوان، بوجود آمد.14

بر اساس تعاليم زرتشت و در دين مزدايي، انسان با پرستش اهورا مزدا و كمك گرفتن از ايزدان و امشاسپندان، در رسيدن به هدف بزرگ پيروزي خوبي بر بدي و بازسازي جهان، عاملي مهم است: انسان براي هم پيماني با خداوند براي پيروزي بر پليدي آفريده شده است.15 در تفكر زرتشتي مرگ نتيجة هجوم قواي شر و پليدي به جهان است، اما روان را مرگي نيست. از نظر زرتشت، چون روان از تن جدا شود، اعمال او با آنچه كه در زندگي‌اش در راه ياري نيكي انجام داده سنجيده خواهد شد و در نتيجه به سوي سعادت جاوداني يا به بدترين جايگاه خواهد رفت. بر اساس تعاليم زرتشت چون رستگاري صرفاً نتيجة انديشه‌ها، گفتارها و كردارها است؛ هر انساني اعم از مرد يا زن مسئول سرنوشت روان خويش است و ايزدان در تغيير آن هيچ دخالتي ندارند.16 زندگي هر فرد زرتشتي بر اساس اصول اخلاقي سه‌گانة مزدايي يعني انديشة نيك، گفتار نيك و كردار نيك بنيان گرفته است.17

در ادوار بعدي بر پاية آموزة زرتشت، معاد شناسي شكل گرفت كه در آن به تفصيل به مراحل و چگونگي سير روح از بدن به سوي جهان ديگر پرداخته شده است.18 زرتشت در تعاليم خود از منجي بشري به ‌نام سئوشينت [10]به معني كسي كه سود خواهد رساند سخن گفته است. او مردي است بهتر از يك انسان نيك كه مردمان را در نبرد فرجامين با بدي و فرشوكرتي (بازسازي جهان، زماني كه نيك از بد جدا شده و بدي از جهان هستي زدوده شده است) رهبري خواهد كرد.19 بعدها در نظام اعتقادي زرتشتي، سه منجي مطرح شد كه هر سه پسران زرتشت هستند و در مقاطع خاصي از تاريخ ظهور خواهند كرد و نجات نهايي توسط واپسين آنها صورت خواهد گرفت.20

دين زرتشتي، همچون اديان ديگر، دربردارندة اعمال و شعائر ديني است كه فرد مؤمن بايد به دقت آنها را رعايت كند. تأكيد خاص زرتشتيان بر احكام طهارت، ريشه در آموزه‌هاي ثنوي اين دين دارد. از آنجا كه بيماري، ناپاكي و فساد تماماً نتيجة عملكرد اهريمن و سپاهيان او است، جلوگيري از هر يك از اين نقايص و كاستن آنها پاسداري از آفرينش نيك و تضعيف مهاجم به آن است.21

نخستين مراسم ديني در زندگي هر فرد زرتشتي آئين تشرف و ورود به جرگة مؤمنان است كه با مراسم سدره پوشي صورت مي‌گيرد. كودك زرتشتي در سن هفت تا ده سالگي پيراهني به نام سدره بر تن كرده و موبد ريسماني مقدس به نام كُستي به كمر طفل مي‌بندد كه نشانة ورود او به جرگة مؤمنان و انجام اعمال عبادي چون نمازهاي روزانه است.22

پنج بار نماز در شبانه‌روز تكليف هر فرد زرتشتي است كه جزو عبادات شخص و ضروري براي خداوند در مقابله با بدي است و با سه بار باز و بستن كستي رو به سوي روشنايي يا آتش، اهورا مزدا را نماز برده و انگره مينو را لعنت مي‌كند.23

در اجراي مراسم ديني، آتش مهم‌ترين عامل است. اگرچه آتش از ديرباز در زندگي و عبادت اقوام هند و اروپايي از اهميت برخوردار بود، زرتشت به آن مفهومي اخلاقي و معنوي بخشيد و آن را نشانة زندة پاكي و طهارت معرفي كرد. آتش‌هاي مقدس سه درجه دارند. مهم‌ترين آنها آتش بهرام است كه از تركيب شانزده نوع آتش ساخته شده و مورد تقدس و ستايش است. آتش بهرام بايد همواره فروزان باشد و مراسم عبادي خاصي در احترام آن برگزار مي‌شود و تنها موبدي كه از هر لحاظ شايستگي داشته باشد مي‌تواند وارد حريم آن شود. دو نوع ديگر آتش، يكي آتش آذران است كه با تشريفات كمتري ستايش مي‌شود و آتش دادگاه كه موبد آن را مي‌افروزد، ولي هر فرد زرتشتي مي‌تواند آن را در منزل خود نگهداري كند.24

 

مآخذ:

  1. Groli, G. «Zoroastrianism», Encyclopedia of Religion, ed. M. Eliade, London, New York: 1987, Vol. XV.
  2. بويس، مري. زرتشتيان، باورها و آداب ديني آنها. ترجمة عسكر بهرامي، تهران: ققنوس، 1381، ص 44؛

    Boyce, M. Zoroastrianism,Their Religious Beliefs and Practices. London: Routledge, 1979, PP. 19-20.
  3. Groli, art. cit.
  4. يسنه. هات 44؛ و نيز نك: آسموسن. ج. پ. «اصول عقايد و اعتقادات ديانت زرتشتي»، ديانت زرتشتي. ترجمة فريدون وهمن، تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1348، ص 102، 105؛

    Wiliams Jackson, A. V. Zoroastrian Studies. New York: 1928, PP. 40f.
    1. و 7 و 8- براي نمونه: يسنه 1:47، 11:34؛ نيز نك:

      Groli. Ibid; Zaehner, R. C. The Dawn and Twinlight of Zoroastrianism. London: Weidenfeld and Nicolson, 1975, PP. 45, 46; Boyce, M. A History of Zorastranism. Leiden: Brill, 1975, Vol. I, PP. 195, 202-203, 269-270; Duchesne-Guillemin, J. «The Religion of Ancient Iran», Historia Religion. ed. G. Widengren, Leiden: Brill, PP. 340ff.; Williams Jackson. Ibid. PP. 42ff.;

      بويس. همان. ص 47؛ Boyce. Zoroastrian… . P. 22 .
  1. Zaehner. Ibid. P. 47; Boyce. A History… . Vol. I, PP. 204ff.
  2. بويس. همان. ص 45-46؛ Ibid. Zoroastrians…, P. 21-22 .

    Zaehner. Ibid. PP. 40-42; Boyce. A History… . Ibid. Vol. I, P. 198.
  3. Groli. Ibid; Duchesne-Guillemin. Ibid.  PP. 323-324.
  4. آسموسن. همان. ص 115؛

    Williams-Jackson. Ibid. PP. 219, ff.; Boyce. A History… . Vol. I, PP. 192-194.
  5. Zaehner. Ibid. P. 36;

                                        آسموسن. همان. ص 113.
  6. Groli. Ibid.; Williams-Jackson. Ibid. PP. 67ff.; Zaehner.Ibid. P. 278.
  7. بويس. همان. ص 50-51؛ Boyce. Zoroastrian… . P. 25 .
  8. براي نمونه: يسنه 14:51، 11:49، 11:46، 13:32، 14:31، 20؛ 6:53؛ نيزنك. بويس. همان. ص 51-52؛

    Zaehner, R.C. The Teachings of The Magi. London, New York: Sheldon, 1956, PP.85ff., 137ff; Boyce. Ibid. P. 27.
  9. Groli. Ibid; Boyce. A History… . Vol. I, P. 251.
  10. Groli. Ibid.; Zaehner. The Dawn… . PP. 302-305; Williams-Jackson. Ibid. PP. 145ff.
  11. يسنه، 13:34؛ 11:45؛ 2:53؛ 3:46؛ نيز نك:

    Groli. Ibid; Zaehner. The Teachings… . PP. 145-150.
  12. Groli. Ibid; Zaehner. op. cit., pp. 142-143; Williams-Jackson. Ibid. PP. 198ff.
  13. بويس. همان. ص 69؛ Boyce. Zoroastrians… . P. 43 .
  14. Groli. Ibid; Williams-Jackson. Ibid. PP. 185, 200.
  15. Duchesne-Guillemin. Ibid. P. 356;

                                        بويس. همان. ص 57-58؛ Boyce. Ibid. P. 33 .
  16. بويس، مري. «ديانت زرتشتي در دوران متأخر»، ديانت زرتشتي. ترجمة فريدون وهمن. تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1348، ص 156-157؛
  17. Zaehner. Ibid. pp. 120ff; Duchesne-Guillemin. Ibid. PP. 352-354; Williams-Jackson. Ibid. PP. 137, 195-97, 199, 270, 272.
    [1]. Vahumana

[2]. Asha vahishta

[3]. Kshathra Vairya

[4]. Spenta Ārmaiti

[5]. Haurvatat

[6]. Ameretat

[7]. Amesha Spenta

[8]. Angra Mainyu

[9]. Spenta  Mainyu

[10]. Saoshyant

بیتا ولادوست