Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

سامانيان، اميراني از خاندان ايراني منسوب به سامان خدا، كه در بخش‌هاي وسيعي از ايران (279-390ق / 892-1000م) حكمراني مي‌كردند.

سامانيان، نسب خود را به ساسانيان مي‌رساندند كه مورد ترديد است.1 سامان خدات (د. اواخر سدة 2 ق) در آغاز، زرتشتي بود. در زمان اسدبن عبدالله قسري حاكم اموي خراسان مسلمان شد. سامان را نزديك بلخ و سمرقند بنا كرد و نام پسر خود را اسد گذارد. چهار پسر اسد (نوح، احمد، يحيي، الياس) بعدها به پاداش حمايت از عباسيان در خراسان به امارت شهرهاي خراسان رسيدند.2 با روي كار آمدن يعقوب ليث و برافتادن طاهريان، نصر پسر احمد و نوة نوح، فرمان حكومت ماوراءالنهر (شرق خراسان بزرگ) را از معتمد خليفة عباسي دريافت كرد (261ق /  ؟  م). پس از وي، پسرش اسماعيل ملقب به امير ماضي (234-295ق / ؟   م) به امارت رسيد و طي 10 سال به سركوب آشوب‌هاي خوارج، دفع تركان و جنگ با صفاريان و رقيبان قدرت پرداخت. وي بر نواحي داخلي ايران تا سواحل جيحون و مرز تركستان تسلط داشت.3 در خردمندي، دادگري و نيك‌رفتاري از نام‌آوران ايران بود. پس از وي، نصر بن احمد دوم، نوح بن نصر، عبدالملك بن نوح، منصور بن نوح، نوح بن منصور، منصور بن نوح (دوم)، عبدالملك بن نوح (دوم)، و اسماعيل بن نوح (منتصر) به امارت رسيدند.4 دورة نصر بن احمد از درخشان‌ترين دوران در عرصة شكوفايي فرهنگ و تمدن ايراني بود كه آن را عصر طلايي و رستاخيز فرهنگ ايراني خوانده‌اند. بخارا پايتخت سامانيان و شهرهاي خراسان بزرگ شكوه فراوان داشتند.5 دربار (درگاه) به رياست حاجب بزرگ و ديوان‌هاي دهگانه به رياست ديوان سالاران برجسته‌اي چون جيهاني و بلعمي امور اداري سامانيان را انجام مي‌دادند. اقتصاد سامانيان متكي به تجارت برده، عوارض راهداري، مال المصالحه، مصادره، اتاوه (باج و ماليات تحميلي) و ماليات بر ارث بود. كشاورزي رونق بسيار داشت6 و ايجاد امنيت در شاهراه تجاري ابريشم بر اهميت تجاري قلمرو سامانيان افزوده بود تا آنجا كه پول سامانيان به روسيه و اروپا نيز راه يافت.7

سامانيان، دهقان‌زادگاني بودند كه در احياء و هواداري از فرهنگ ايراني ـ اسلامي كوشيدند، آداب و آيين‌هاي ايراني مانند نوروز، مهرگان، سده و سوري دوباره احيا شد، تركان و اعراب تحت لواي فرهنگ ايراني آميخته شدند، فرق مختلف اسلامي اعم از شيعه، سني و ديگر فرق و بوداييان (با مركزيت نوبهار در بلخ)، يهوديان (در غزنين و سمرقند)، مسيحيان، زرتشتيان، مانويان، خرم‌دينان، سپيدجامگان، مرقيونيه و ديصانيه و ديگر مذاهب پيرواني در قلمرو سامانيان داشتند.8

نهادهاي آموزشي جايگاه ويژه‌اي در اجتماع ساماني داشت. مساجد جامع، مدارس، خانه‌ها، خانقاه‌ها و حتي كاروانسراها محل آموزش علوم شرعي، عقلي، زبان و ادبيات فارسي و عربي، عرفان و تصوف بودند. در اين دوره دانشمندان، شاعران، عارفان و نويسندگان بسياري بودند كه گواه دانش دوستي و دانشمندپروري سامانيان هستند. جيهاني، بلعمي، خوارزمي، فارابي، محمدزكرياي رازي، ابن سينا، رودكي، شهيد بلخي، فردوسي، دقيقي، رابعه بلخي، كسايي مروزي، ابوالفتح بستي و ابوالمؤيد بلخي در اين دوره زيستند يا پرورش يافتند. تاريخ‌نگاري ايراني و توجه به حماسه‌هاي ايرانيان از مشخصه‌هاي تاريخ و ادبيات و تحقيقات ارزنده در جغرافيا، رياضيات و پزشكي از خدمات دانشمندان اين دوره است.9 از اين رو دورة سامانيان را دورة رنسانس ايراني ـ اسلامي خوانده‌اند.10

 

مآخذ:

  1. هروي، جواد. تاريخ سامانيان عصر طلايي ايران بعد از اسلام. تهران: اميركبير، 1380، ص 120.
  2. نرشخي، ابوبكر محمد بن جعفر. تاريخ بخارا. ترجمة ابونصر احمد بن محمد بن نصر القباوي، تصحيح مدرس رضوي، تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1351، ص 105.
  3. ناجي، محمدرضا. تاريخ و تمدن اسلامي در قلمرو سامانيان. تهران: مجمع علمي تمدن، تاريخ و فرهنگ سامانيان، 1378، ص 38-46.
  4. جرفادقاني، ابوالشرف ناصح بن ظفر، ترجمة تاريخ يميني. به اهتمام جعفر شعار، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1345، ص 199-201.
  5. براي آگاهي بيشتر: فراي، ريچارد. ن. بخارا دستاورد قرون وسطي. ترجمة محمود محمودي، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1348.
  6. ناجي، محمدرضا. سامانيان، دورة شكوفايي فرهنگ ايراني ـ اسلامي (از ايران چه مي‌دانم؟ / 15). تهران: دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي، 1380، ص 49-59.
  7. جمالزاده، محمدعلي. تاريخ روابط روس و ايران. تهران: موقوفات دكتر محمود افشار، 1372، ص 42.
  8. فراي، ريچارد. ن. عصر زرين فرهنگ ايران. ترجمة مسعود رجب‌نيا، تهران: سروش، 1375، ص 142-165.
  9. ناجي، تاريخ و تمدن اسلامي در قلمرو سامانيان. ص 365-595.
  10. فراي، ريچارد. ن. «سامانيان»، تاريخ ايران دانشگاه كمبريج. ترجمة حسن انوشه، تهران: اميركبير، 1372، ص 119-141.
حسن باستانی‌راد