Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

سعدالدين وَراويني، (سده‌هاي 6 و7 ق) اديب، ‌نويسنده.

سعدالدين از مردم آذربايجان بود و در عهد اتابكان آذربايجان مي‌زيست. ظاهراً به وَراوي ـ  آبادي كوچكي در كوه‌هاي آذربايجان ميان اردبيل و تبريز و در نزديكي اهر ـ نسبت داشت.1 او از ملازمان خواجه ابوالقاسم ربيب‌الدين هارون بن علي، وزير دانش دوست اتابك ازبك بن محمد بن ايلدگز (حك 607ـ 622ق/ ؟م) بود.2 در سراسر زندگي با كتاب سرو كار داشت و از جستجو در حكايات و افسانه‌هايي كه به نثر و نظم بر جاي مانده بود، ‌باز نمي‌ماند.3 در شاعري نيز دستي داشت و ابياتي مي‌سرود.4 ميان 607 تا 622ق / ؟م كتاب مرزبان‌نامه* اثر مرزبان بن رستم بن شروين را از زبان طبري به فارسي برگرداند و آن را به نام هارون بن علي مزيّن كرد.5 اثر او عاري از سادگي است و از آوردن تركيب‌هاي نامستعمل عربي و نيز امثال و شواهد ديگران پرهيز كرده است.6همچنين نثر وي در مرزبان‌نامه در بسياري از موارد با ايجاز همراه است.7 او را در شمار آن دسته از نويسندگان سدة 7م دانسته‌اند كه به شيوة اشعار پيچيدة سبك عراقي، معاني و اصطلاح‌هاي علمي، به ويژه در طب، نجوم، ‌صرف و نحو و اساطير را در قالب مضامين شعري به كار گرفته‌اند.8 مرزبان‌نامة وراويني با تصحيح و تحشية ميرزامحمدخان قزويني (ليدن، انتشارات اوقاف گيب ، 1909م) چاپ شده است.  چاپ منقحي از آن نيز توسط محمد روشن (تهران، 2535 / 1355) صورت گرفته است.9

 

مآخذ:

  1.  مصاحب، غلامحسين. دايرةالمعارف فارسي. تهران: جيبي ، چ3، 1381، ج1، ص1296 (ذيل سعدالدين وراويني).
  2.  صفا، ذبيح الله. تاريخ ادبيات در ايران. ‌تهران: ابن سينا، چ4، 1347، ج2، ص1005.
  3. روشن، محمد. مقدمه بر مرزباننامه، ‌سعدالدين وراويني، تهران: بنياد فرهنگ ايران، 2535 (1355ش)، ج1، ص‌17.
  4. بهار (ملك الشعرا)، محمدتقي. سبك شناسي. تهران: كتاب‌هاي پرستو، چ4، 2535 (1355ش)، ج3، ص15.
  5. حاكمي، اسماعيل. گزيدهاي از نثرهاي مصنوع و مزين. تهران: دانشگاه تهران، 1364، ص 84.
  6. وراويني، ‌سعدالدين. همان‌جا.
  7. حاكمي، ‌اسماعيل. همان‌جا.
  8. خطيبي، حسين. فنّ نثر در ادب پارسي. تهران: زوار ، چ1، 1366، ج1، ص537.
  9. طبري، محمدعلي. زبدةالآثار. ‌تهران: اميركبير، چ1، 1372، ص368.

    و نيز نگ: بياني، ‌مهدي. كارنامة بزرگان ايران. تهران: ادارة كل انتشارات راديو، 1340 (تاريخ مقدمه)، ص185.
ابوالقاسم رادفر