Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

سعدي (ح 606ـ691 يا 694ق / ؟م) شاعر، نويسنده.

شيخ مشرف‌الدين مصلح بن عبدالله، مكني به ابومحمد، ملقب به شيخ اجل و افصح المتكلمين و متخلص به سعدي بي گمان يكي از پنج شاعر طراز اول ايران و بزرگ‌ترين شاعر جامع الاطراف زبان فارسي است.1 سعدي در شيراز در ميان خانداني كه از عالمان دين بودند، متولد شد. ظاهراً پدرش ملازم اتابك سعد بن زنگي بود. در دوران كودكي پدر خود را از دست داد و تحت تربيت نياي مادري خود قرار گرفت.2 در آغاز جواني به عبادت و تقوا گراييد و شب و روز را به بيداري گذراند. مقدمات علوم متداول عصر را در شيراز آموخت.3 در 623ق / 1226م به دليل اوضاع آشفتة فارس، شيراز را ترك گفت و براي تكميل تحصيلات به بغداد رفت و در مدرسة نظاميه به كسب دانش پرداخت.4 در بغداد از مجالس ذوق و سماع آن شهر بزرگ عباسيان بهره برد. صحبت شيخ شهاب‌الدين عمر سهروردي (د 632ق / ؟م) صوفي بزرگ آن عهد را دريافت و از ابوالفر ج بن جوزي (د 597ق / ؟م) فقيه و محتسب بغداد ارشاد گرفت. با كاروان حج مكرّر پياده حجّ گزارد. مدتي را نيز در بصره و كوفه به سر برد. چندي هم به حلب رفت و در آنجا گرفتار زن بدخوي عرب شد. در صنعا طفل خردسالش را از دست داد. او بجز بلاد عرب از شهرهاي شرق مانند بلخ، ‌باميان، كاشغر و سومنات در هند هم ديدار كرد.6 سرانجام در دورة فرمانروايي ابوبكر بن سعد زنگي از اتابكان سلغري فارس به شيراز بازگشت. در اين زمان، ‌او شاعري مشهور و مورد احترام مردم و حكومت بود. در شيراز به خانقاه ابوعبدالله بن خفيف (د 371ق / ؟م) صوفي مشهور، ‌فرود آمد.7 در 655ق / ؟م بوستان و يك‌سال بعد گلستان را نوشت. نزد اتابكان فارس، به ويژه سعد بن ابوبكر بن سعد زنگي (حك 632ـ668ق / ؟م) كه شيخ تخلص خود را از نام او برگزيده بود، شأن و اعتبار بسيار يافت.8 سعدي جز ابوبكر بن سعد و پسرش، بزرگان و دانشمنداني مانند شمس‌الدين صاحب ديوان و برادرش عطاملك جويني را مدح گفت. با شاعراني چون مجد همگر (د 686ق / ؟م) و خواجه همام تبريزي (د 714ق / ؟م) ارتباط داشت و مورد ستايش آنان قرار گرفت.9 سرانجام سعدي در زادگاهش درگذشت و در خانقاهي كه اكنون به تكية سعدي مشهور و زيارتگاه مردم جهان است، به خاك سپرده شد.10

آثار سعدي به اعتبار موضوع در عام‌ترين تقسيم شامل دو گروه است: 1ـ آثاري كه ماية آنها پند واندرز و آموزش‌هاي اخلاقي است، 2ـ آثار تغزّلي، ‌غنايي و عاشقانه.11 از آثار مهم او به جز منظومة بوستان و ديوان غزليات مي‌توان مجالس پنجگانه، رساله در پاسخ صاحب ديوان، رساله در عقل و عشق، رسالة نصيحةالملوك و گلستان را در نثر نام برد.12 گفتني است كه اقامت و تحصيل سعدي در ديار عرب سبب تبحّر او در زبان عربي و ادب عرب گرديد، چنان كه قصايد عربي و ملمعات او گواه اين تبحّر است. طرز بيان او بر انسجام لفظ و رقت معني استوار است و به ويژه سهل ممتنع در سخن او جلوه‌اي بارز دارد.13 بدون شبهه، ‌سعدي يكي از گويندگاني است كه مستند معيار فارسي امروزي به شمار مي‌رود. او منتهي اليه سير تحول زبان فارسي قرار گرفت و ضابطة زباني شد كه بدان تكلّم مي‌كنيم.14 به گفتة هانري ماسه[1] خاورشناس فرانسوي، ‌در سده‌هاي 18و 19م، نويسندگان و شاعران اروپايي مانند ديده رو[2]، ولتر[3]، گوته[4]، ويكتور هوگو[5] و جز آنان از سعدي و مقام ارجمند وي بسيار سخن گفته‌اند. رالف امرسون[6] شاعر و فيلسوف امريكايي مي‌نويسد: بشريت به سعدي علاقه‌مند است. سعدي شاعر دوستي، عشق، ايثار، بخشش، ‌صفا و عنايت الهي است.16 اهميت سعدي در سرودن غزل عاشقانه در آن است كه زبان غزل را كمال بخشيد و چون به سبك انوري (د 585ق / ؟م) توجه داشت، زبان غزل را هموار و زود فهم كرد.17 آثار سعدي، به ويژه بوستان و گلستان به زبان‌هاي گوناگون دنيا ترجمه و شرح شده است. همچنين كتاب‌هاي مختلفي دربارة سعدي و يا به تقليد از آثار او به زبان‌هاي گوناگون نوشته‌اند.

 

مآخذ:

  1. خالقي‌راد، حسين. قطعه و قطعه سرايي. تهران: شركت انتشارات علمي و فرهنگي، چ 1، 1375، ص 337.
  2. تميم‌داري، احمد. كتاب ايران؛ تاريخ ادب پارسي. تهران: انتشارات بين‌المللي الهدي، چ 1، 1379، ص 216.
  3. محلاتي شيرازي، صدرالدين. مكتب عرفان سعدي. شيراز: دانشگاه پهلوي (شيراز)، چ 2، 1346، ج 1، ص 42 (مقدمه).
  4. براون، ‌ادوارد. از سنايي تا سعدي. ترجمه غلامحسين صدري افشار، تهران: مرواريد، چ 1، 1351، ص 211ـ 212.
  5. زرين‌كوب، عبدالحسين. با كاروان حلّه. تهران: آريا، ‌1343، ص 230.
  6. موحد، ضياء. سعدي. تهران: طرح نو، چ 2، 1374، ص 58ـ 59 (به اختصار).
  7. سعدي، كليات سعدي. با تصحيح و مقدمة محمدعلي فروغي، تهران: جاويدان، بي تا، ص چهار (مقدمه).
  8. خانلري (كيا)، زهرا. فرهنگ ادبيات فارسي دري. تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1348، ص 269.
  9. محلاتي شيرازي، صدرالدين. همان.
  10. موحد، ضياء. همان. ص 67.
  11. رستگار فسايي، منصور. انواع نثر فارسي. تهران: سمت، 1380، ص 482ـ 483 ـ 484 (به اختصار).
  12. مصاحب، غلامحسين. دايرةالمعارف فارسي. تهران: جيبي، چ 3، 1381، ج 1، ص 1296 ـ 1297 (ذيل سعدي).
  13. دشتي، ‌علي. قلمرو سعدي. تهران: اميركبير، چ 3، 1344، ص 91.
  14. پزشك‌زاد، ايرج. طنز فاخر فارسي. تهران: نشر شهاب، چ 1، 1381، ص 15 (درآمد).
  15. Ralf waldo Emerson. Journals. vol. IX, Boston, 1912, p.562.
  16. تميم‌داري، ‌احمد. همان. ‌ص 218.

    و نيز نگ: حسن لي، كاووس. فرهنگ سعدي پژوهي. شيراز: بنياد فارس شناسي با همكاري مركز سعدي شناسي، چ 1، 1380؛ ذكر جميل سعدي. ‌كميسيون ملي يونسكو و وزارت ارشاد اسلامي، 1364، 3ج؛ رستگار فسايي، منصور. مقالاتي دربارة زندگي و شعر سعدي. شيراز: دانشگاه پهلوي (شيراز)، چ 1، 1352.



[1]. Henry Massé.

[2]. Diderot.

[3]. Voltarie.

[4]. Goethe.

[5]. V. Hugo.

ابوالقاسم رادفر