Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

سمنان، مركز استان و شهرستاني به همين نام، واقع در نيمة شمالي ايران، در دامنه‌هاي جنوبي كوهستان البرز و در همسايگي دشت كوير، بزرگ‌ترين منطقة بياباني و خشك ايران.

شهرستان سمنان از شرق با شهرستان‌ دامغان، از غرب با شهرستان‌هاي فيروزكوه (در استان تهران) و گرمسار، از جنوب با شهرستان‌هاي اردستان و نائين (در استان اصفهان) و از شمال با شهرستان‌هاي ساري و پل سفيد (در استان مازندران)، همسايه است1 و برابر با آخرين تقسيمات كشوري، اين شهرستان داراي 3 بخش، 4 شهر و 5 دهستان است.2

شهرستان سمنان با مختصات جغرافيايي ً45 َ23 ْ53 طول شرقي و ً30 َ34 ْ35 عرض شمالي و با ارتفاع 1130 متر از سطح دريا با آب و هوايي معتدل و خشك و ميانگين حداكثر دما 24 درجه و ميانگين حداقل دما 12 درجه سانتيگراد و ميانگين بارندگي سالانه 141 ميلي‌متر،3 در فاصلة 215 كيلومتري از شهر تهران واقع شده است.4 شهر سمنان در مسير خط آهن تهران ـ مشهد قرار دارد و با جاده‌اي درجه يك، از طريق راه فيروزكوه به سواحل درياي خزر متصل مي‌شود. بخش جنوبي سمنان پس از اتصال به چند روستاي نزديك به شهر، مستقيماً و بدون واسطه به كوير مي‌پيوندد. با توجه به اين ويژگي جغرافيايي، سمنان داراي چهره‌اي دوگانه و متضاد در شمال و جنوب خود به لحاظ نوع اقليم و ديگر ويژگي‌هاي جغرافياي طبيعي است.5 سمنان به رغم واقع شدن در منطقة خشك و كم باران و نداشتن جريان آب‌هاي سطحي قابل توجه، اما به علت واقع شدن در مسير ارتباطي مهم شرق به غرب كشور از دامنة جنوبي سلسله جبال البرز و قرار گرفتن در جوار جادة ابريشم، در طول تاريخ، به لحاظ موقعيت جغرافيايي داراي اهميت و نيز صاحب مدنيّت و فرهنگ شهرنشيني بوده است. مطالبي كه در وجه تسمية شهر آورده شده، گرچه تماماً پذيرفتني نيست و برخي نظير بنياد شهر به دست فرزندان نوح، افسانه مي‌نمايد، اما اين خود حكايت از اهميت و سابقة تاريخي شهر دارد.6 در منابع تاريخي از سمنان با نام‌هايي چون سكسان، سكنان، سمنك، سمينا، سي‌مين، كومس، كومه‌شه، قومس، كومش، سِمن، كوه‌مس و ... ياد شده و مدتي هم لقب دارالوزاره را داشته است.7 مؤلف حدودالعالم در وصف سمنان آورده است: «سمنان شهركيست خرم و آبادان و از وي ميوه‌ها خيزد بهتر است از همه جاي»8 و از كومش به نام ناحيه‌اي ياد مي‌شود كه «... ميان ري و خراسان بر راه حجاج و اندر ميان كوه‌هاست و اين ناحيت آبادان و با نعمتست و مردماني جنگي و از وي جامه كنيس خيزد و ميوه‌هايي كه اندر همة جهان چنان نباشد و از آن به گرگان و طبرستان برند».9 در ديگر منابع نيز قومش يا كومس و ديگر نام‌هاي مشابه بر ناحيه و ايالتي (مشتمل بر سمنان، دامغان، بسطام، خوار، خرقان و حتي گرمسار) اطلاق مي‌گرديد كه كرسي آن دامغان بوده است و بر حسب عادت آن روزگار نه تنها به دامغان، بلكه به سمنان و حتي به بسطام نيز قومس گفته مي‌شده است.10 در نزهة‌القلوب نيز «در ذكر ديار قومس و طبرستان» از سمنان به همين نام ذكر شده است كه: «از اقليم چهارم است ... طهمورث ساخت، هوايش معتدل است. آبش از رود و از ميوه‌هاش انار و فستق [پسته] و انجير بغايت نيكو باشد».11 سمنان در طول تاريخ با مصائبي چون حملة تركان غز، يورش مغولان و زلزلة مهيبي روبرو بوده كه شهر را به ويراني كشانده است. در عجايب‌ المخلوقات و غرايب الموجودات به اين زلزله اشاره است: «در 42ق / 662م به زمين قومس زلزله برآمد بناهاء ولايت بيفكند و چندين هزار مرد در زير هدم بماند و چهل هزار و نود و شش آدمي از زير گل بدر آوردند...».12 شهر سمنان تا 1340ش به عنوان شهرستان، تابع استان مازندران بود و نخستين بار در همين سال با تشكيل فرمانداري كل سمنان، به مركزيت فرمانداري كل مذكور انتخاب شد و در 1355ش با تبديل فرمانداري كل به استان، شهر سمنان به عنوان مركز استان، وارد مرحلة جديدي از توسعة اجتماعي و اقتصادي خود گرديد.13 تأسيس مراكز متعدد صنعتي و توليدي و نيز مراكز آموزش عالي، سمنان را به يكي از مراكز جذب جمعيت در دامنة جنوبي البرز و در حاشية منطقة بزرگ كويري ايران درآورده است؛ به گونه‌اي كه جمعيت اين شهر از 29026 تن در 1335ش14 به 91045 تن در 1375ش و طبق پيش‌بيني‌هاي آماري در 1384ش به 125536 تن رسيده است.15 در قسمت شمالي سمنان، آب و هواي مساعد، موجب رونق كشاورزي و دامداري و نيز باغداري به ويژه در شهميرزاد و مهدي‌شهر شده است. منارة متعلق به دورة سلجوقي، خانقاه و مزار شيخ علاءالدوله سمناني، متعلق به دورة مغول، مسجد جمعه از آثار دورة تيموري، مسجد سلطاني و دروازة ارگ سمنان متعلق به دورة قاجار و بازار شهر از جمله آثار برجاي ماندة تاريخي در اين شهر است.16

 

مآخذ:

  1. دفتر تقسيمات كشوري. نقشه و جدول تقسيمات كشوري. تهران: وزارت كشور، 1383.
  2. دفتر تقسيمات كشوري. نشرية عناصر و واحدهاي تقسيمات كشوري. تهران: دفتر تقسيمات كشوري (وزارت كشور)، 1384.
  3. جعفري، عباس. گيتاشناسي ايران. ج 3، دايرة‌المعارف جغرافيايي ايران، چ 1، تهران: گيتاشناسي، 1379، ص 718.
  4. سازمان حمل و نقل و پايانه‌هاي كشور (وزارت راه و ترابري). اطلس جاده‌هاي ايران (ويرايش دوم). تهران: همشهري، 1380، ص133 و 134.
  5. سازمان پژوهش‌ و برنامه‌ريزي آموزشي. (وزارت آموزش و پرورش). جغرافياي استان سمنان. چ5، تهران: شركت چاپ و نشر كتا‌ب‌هاي درسي ايران، 1383، ص 3-7.
  6. افشار سيستاني، ايرج. پژوهش در نام‌ شهرهاي ايران. چ2، تهران: روزنه، 1382، ص405-407.
  7. چكنگي، عليرضا. فرهنگنامة تطبيقي نام‌هاي قديم و جديد مكان‌هاي جغرافيايي ايران و نواحي مجاور. چ 1، مشهد: بنياد پژوهش‌هاي اسلامي، 1378، ص 219.
  8. حدودالعالم من المشرق الي المغرب. به كوشش منوچهر ستوده. تهران: طهوري، 1362، ص 147.
  9. همان. ص146.
  10. لسترنج، گاي. جغرافياي تاريخي سرزمين‌هاي خلافت شرقي. ترجمة محمود عرفان. چ 6، تهران: شركت انتشارات علمي و فرهنگي، 1383، ص 389-390.

    Lestrange, G. The Lands of the Eastern Caliphate. Cambridge: University Press, 1905, P. 364-365.
  11. مستوفي، حمدالله. نزهةالقلوب. به كوشش گاي لسترنج، ليدن: بريل، 1333ق/1915م، ص 161.
  12. طوسي، محمد. عجايب‌المخلوقات و غرايب الموجودات. چ2، به كوشش منوچهر ستوده، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1345، ص 299.
  13. امير احمديان، بهرام. تقسيمات كشوري. چ1، تهران: دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي، 1383، ص 98-100.
  14. نورالهي، طه. توزيع و طبقه‌بندي جمعيت‌ شهرهاي ايران در سرشماري‌هاي 75-1335. تهران: مركز آمار ايران (سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور)، 1382، ص108.
  15. مركز آمار ايران. بازسازي و برآورد جمعيت شهرستان‌هاي كشور براساس محدودة 1380. تهران: مركز آمار ايران (سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور)، 1382، ص125- 126.
  16. بيات، عزيزالله. كليات جغرافياي طبيعي و تاريخي ايران. چ1، تهران: اميركبير، 1367، ص456.
    غلامحسین تکمیل‌همایون