Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

سوزني سمرقندي ( ـ 562 / 569 ق) شاعر، قصيده سرا و هجاگو.

محمد بن علي سوزني سمرقندي ملقب به تاج‌الشعرا در قرية كاش سمرقند به دنيا آمد، اما بيشتر زندگاني خود را در سمرقند، نَخشَب (نَسَف) و بخارا به سر برد. نسبش را به سلمان فارسي، صحابي مشهور مي‌رسانيد.1 در ابتداي جواني رهسپار بخارا شد و مدتي در يك مدرسه به كسب دانش پرداخت، اما ظاهراً از علوم ديني، تنها اخبار، تفسير و حديث آموخت. زبان عربي و گويا تركي را نيز فرا گرفت. پس از آن به شاعري روي آورد. عوفي دليل تمايل سوزني را به شاعري، تعلق خاطر وي به جواني سوزن گر دانسته است. اما آن گونه كه از ديوانش برمي‌آيد، پدرش از خواجگان ماوراءالنهر و مردي شاعر بود و سوزني شاعري را از وي به ارث برده بود.2 سوزني با شاعران بسيار از جمله عمعق، انوري، ‌معزي، و رشيدي سمرقندي معاصر بود و با برخي از آنها مهاجاتي داشت.3 با شاعري به نام خمخانه (جلالي) نيز كه ظاهراً خود يا اجدادش مسيحي بوده است، معارضاتي طولاني داشت، چنان كه تقريباً يك سوم ديوان سوزني در هجو اوست.4 سلاطين، امرا و بزرگان متعددي مانند ارسلان خان محمد (حك 495ـ 524 ق) از آل افراسياب و پسرش محمود بن محمد، طغماج خان مسعود بن حسن، سنجر بن ملكشاه (حك 511ـ 552 ق) و آتسز بن محمد خوارزمشاه (حك 524ـ 551ق) با سوزني معاصر بودند كه شاعر بعضي از آنان را در اشعارش ستوده است.5 در اواخر عمر دست از هزل و هجا برداشت و طلب بخشش كرد.6 سرانجام در حالي كه عمر درازي را پشت سر گذارده بود، ‌در سمرقند درگذشت و همان جا به خاك سپرده شد. او مشهورترين و ماهرترين شاعر هزّال زبان فارسي به شمار مي‌رود. نيز نخستين شاعري است كه الفاظي تركي را در شعر فارسي آورده است. جز تركي كلمات بسيار از زبان‌هاي ماوراءالنهر در اشعار او ديده مي‌شود.7 اشعار سوزني را به دو دسته مي‌توان تقسيم كرد: 1ـ هزليات كه در آن مفاهيم ركيك را با شيوه اي استادانه به نظم كشيده و اشعارش صرف نظر از مضمون از لحاظ سبك شاعري نيز در خور توجه است. 2ـ اشعار جدّي او كه شامل دو بخش است: الف) قصايد جدّي كه آنها را در مدح بزرگان، سلاطين و صدور سروده و بيشتر آنها مستحكم، روان و شيوا هستند. ب) قصايدي كه در اندرز و نصيحت و يا توبه و ندامت سروده و از ملاحت، رواني و سوز خاصي برخوردارند.8 سوزني سبكي ساده و شيرين دارد. روح مذهب در بيشتر اشعارش جلوه گر و معاني حديث و تفسير پيداست. شيوة بيان وي همان شيوة فرخي است و مانند او حلاوت، ‌سهولت و خيال ساده را نشان مي‌دهد، با اين تفاوت كه سوزني جد را به هزل تبديل كرده و از جمل و مفردات عربي كه در شعر فرخي بندرت يافت مي‌شود، ‌بهرة بسيار برده است. اگرچه به عنصري نيز اعتقاد داشته و او را استاد مي‌خواند، اما كاملاً به شيوة او نمي‌پردازد. در هزل به شكلي كه در ظاهر اشعارش پيداست از طيان معروف به ژاژخاي پيروي مي‌كند.9 سوزني در غزلسرايي مهارت زيادي ندارد و مسمطات جدي و رباعيات خالي از هزل او نيز چندان بديع و دلنشين نيست.10 در نسخه‌هاي ديوان سوزني كه نزديك 1000 بيت دارد، اشتباهات زيادي ديده مي‌شود.11

 

مآخذ:

  1. نفيسي، ‌سعيد. تاريخ نظم و نثر در ايران. تهران: فروغي، 1344، ج 1، ص 98.
  2. شاه حسيني، ناصرالدين. حكيم سوزني سمرقندي. تهران: اميركبير، بي تا، ص بيست وپنج و بيست و هشت (مقدمه).
  3. سادات ناصري، حسن. سرآمدان فرهنگ و تاريخ ايران در دورة اسلامي. تهران: شوراي عالي فرهنگ وهنر، 1353، ص 490.
  4. فروزانفر، بديع‌الزمان. سخن و سخنوران. ‌تهران: خوارزمي، چ 2، 1350، ص 318.
  5. صفا، ذبيح الله. تاريخ ادبيات در ايران. تهران: ابن سينا، چ 4، 1347، ج 2، ص 622.
  6. خانلري (كيا)، ‌زهرا. فرهنگ ادبيات فارسي دري. تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1348، ص 280.
  7. نفيسي، ‌سعيد. تاريخ نظم و نثر در ايران. تهران: فروغي، 1344، ج 1، ص99.
  8. شاه حسيني، ناصرالدين. حكيم سوزني سمرقندي. تهران: اميركبير، بي تا، ص بيست و هشت و بيست و نه (مقدمه).
  9. فروزانفر، بديع الزمان. سخن و سخنوران. ‌تهران: خوارزمي، چ 2، 1350، ص316.
  10. شاه حسيني، ناصرالدين. حكيم سوزني سمرقندي. تهران: اميركبير، بي تا، ص سي (مقدمه).
  11. نفيسي، ‌سعيد. تاريخ نظم ونثردر ايران. تهران: فروغي، 1344، ج 1، ص99.
ابوالقاسم رادفر