Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

سیزد به در، مراسم گشت و گذار و تفریح و شادی در در و دشت، در آخرین روز جشن‌های نوروزی و در سیزدة فروردین.

در این روز مردم بنا به یک سنّت دیرپای فرهنگی از خانه‌های خود بیرون و به دَر یعنی دشت و باغ می‌روند و آن روز را در کنار سبزه و آب روان چشمه‌ها و جویبارها و زیر درختان باع به بازی و شادی می‌گذرانند.1 از این رو سیزدة نوروز در روایات اساطیری و تاریخی و متون ادب کهن ایران و مراسم بیرون رفتن از خانه‌ها ذکری نیامده است. در این مَزْدیَسنا، روز سیزده هر ماه به تیر*، ایزد باران تعلق دارد و به نام او تیر خوانده می‌شود. ایرانیان باستان در روز 13 هر ماه، به ویژه روز 13 تیرماه، ایزد باران را نیایش می‌کردند تا باران آورد و زمین را با رویاندن سبزه و گیاه تازه و شاداب کند.2

در بارة خاستگاه سیزده به در نظرهایی گوناگون داده‌اند. در آن میان نخستین 13 نوروز را روز یک‌شنبه و شب بَدْر و (شبی که صورت ماه گرد و تمام دیده شود) و از جشن‌های قدیم آریایی3؛ تمثیلی از هزارة 13 عمر جهان و احتمالاً از اعتقادات هند و اروپایی4؛ «روز ویژة طلب باران برای کشتزارهای نو دمیده5؛ روزی نامقدس و معرّفِ آشوب اَزلی در پیش از آفرینش و نظم گرفتن امور زندگی6 و به سبب عدد 13، روزی نحس و ناخجسته7 انگاشته‌اند.

سیزدة نوروز را مردم دور از هر قید و تکلیف اجتماعی و با شادی و نوشکامی و پرداختن به بازی‌های مختلف، به ویژه تاب‌ بازی می‌گذرانند و سبزه‌های رویانده برای عید را از خانه بیرون می‌برند و به آب می‌افکنند و دختران جوان به نشانة پیوند زناشویی درسال نو دو «رشتة» سبز علف‌های صحرایی را با گره به هم پیوند می‌زنند8، و آنانی هم که به نحوست سیزدة نوروز باور دارند، این نحوست را از خود و خانواده و خانة خود دور می‌کنند.


مآخذ:

  1. بلوکباشی، علی. نوروز، جشن‌نوزایی آفرینش. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1380ش، 89.
  2. همان، 92.
  3. بهروز، ذبیح. «نوروز بهاری»، ماهنامة فرهنگ. اسفند 1340ش، س1، شمر/3.
  4. فره‌وشی، بهرام. جهان‌ فروری. تهران: کاویان، 1364ش، 69.
  5. همو، 110.
  6. بهار، مهرداد. از اسطوره تا تاریخ. به کوشش ابوالقاسم اسماعیل‌پور. تهران: نشر چشمه 1376ش.
  7. بلوکباشی، همانجا، 90- 91.
  8. همو، 98، 109.

علی بلوکباشی