Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

پس از كودتاي 28 مرداد 1332 و به محاق رفتن انديشه‌هاي ضد حكومتي، سينما از سوي دولت كودتا به حربه‌اي براي تهي‌سازي فرهنگي بدل شد. در واقع پس از اين تاريخ سينماي ايران ارزش‌هاي مبتذل را مطرح و فيلم‌هايي ساخته مي‌شوند كه هيچ هدفي جز تخدير مخاطب نداشتند. در واقع حكومت كودتا بقاي خويش را در سرازير شدن اراذل و اوباش به خيابان‌ها در طرفداري از مردم رضاشاه مي‌ديد و به همين دليل در فيلم‌هاي فارسي اين قشر مورد توجه قرارگرفتند. در 1337 كلاه مخملي‌ها با فيلم لات جوانمرد (مجيد محسني) پا به صحنة سينماي ايران گذاشت. لات جوانمرد، از يك قشر فاسد و طفيلي جامعه ـ داش‌ها، جاهل‌ها، لات‌ها و باجگيرها ـ تصويري ترسيم كرد كه نه تنها واقعيت نداشت، بلكه پس از مدتي از شدت تكرار در سينماي فارسي به صورت تيپ و الگوي رفتاري درآمد و شماري از تماشاگران را به تقليد از خود واداشت.1 شخصيت‌هاي جاهل فيلم‌ها داراي ويژگي‌هاي جسماني يا ظاهري، اخلاقي، اجتماعي و فرهنگي مشترك‌اند:

1. از نظر جسماني: تنومند، قوي بنيه و از ورزشكاران زورخانه‌كار؛ 2. از نظر اخلاقي: متعصب، مهربان، بي‌پروا، با احساساتي تند و شديد، ناموس‌پرست، نوچه پرور و با باورها و منطق خاص خويش؛ 3. از نظر ظاهري: داراي سبيل پر و افتاده‌اي بر پشت لب، داراي لباس و كلاه و دستمال و كفش خاص و چاقو و اشياي نمادين؛ 4. از نظر گفتاري و شغلي: داراي زبان و لهجة خاص تهراني و كاربرد اصطلاحات خاص و تكيه كلام و پرداختن به مشاغل ويژه چون طبق‌كشي، گردو فروشي، بستني فروشي و...؛ 5. از نظر اعتقادي: معتقد به مذهب و از بانيان راه‌اندازي مراسم مذهبي و دسته‌هاي عزاداري به خصوص در ايام سوگواري بودند.2 صرفنظر از ظواهر شخصيت‌ها و داستان‌هاي هر فيلم، مجموعة اين مناسبات در همة اين فيلم‌ها حضور دارد، اگر در فيلمي تيپ جاهل حضور نداشته باشد، اما روحيه و منش و مناسبات جاهلي همچنان حاضر است. دختر جوان و زن سالخورده همچنان همان خصوصيات را دارند و همان سهل‌انگاري در ساخت و واقعيت گريزي در مضمون به چشم مي‌خورد. البته در اوايل دهة پنجاه برخي فيلمسازان كوشيدند تا با تغيير در ظواهر، استفاده از بازيگراني در قالب نقش‌هاي سنتي كليشه نشده بودند، بهره بردن از شيوه‌‌هاي امروزي‌تر فيلمبرداري و تدوين، بهره‌گيري از موسيقي پاپ مدرن به جاي موسيقي شبه سنتي و با اندكي تغيير در فلسفة سياسي اعلام نشدة فيلمفارسي، از اين نوع فيلم فاصله بگيرد و به سينمايي به ظاهر جوان‌گرا و حتي معترض شباهت پيدا كند، اما اين فيلم‌ها نيز در دايرة شمول «فيلمفارسي» هستند. تأكيد بر بديهيات، بيان مكرر كلامي موضوع‌هايي كه در تصوير هم ديده مي‌شوند، شرح چندين بارة ماجراي فيلم در موضوع‌هايي كه در تصوير هم ديده مي‌شوند، شرح چندين بارة ماجراي فيلم در مقاطع مختلف از زبان‌ شخصيت‌هاي مختلف و در زمينة فني عدم توجيه منبع نور در صحنه‌هاي شب، تند كردن حركت تصاوير در فيلم به گمان اين كه تماشاگر از اين تمهيد غافل است و به طور كلي قايل بودن به جهل و غفلت تماشاگر نسبت به تروكاژ، انتخاب زواياي ناشيانه و نامناسب دوربين و در نتيجه شكستن حريم ميان عينيت و ذهنيت از جمله عوامل آشكار «سينماي جاهلي» است.3

در آغاز دهة هفتاد ميلادي ديگر لمپن فيلمفارسي نمي‌توانست به قضا و قدر متكي باشد، شرايط قهرمان ديگري طلب مي‌كرد. فيلم قيصر (مسعود كيميايي‌ـ 1348) در چنين شرايطي از مرگ دوراني حرف  زد كه ارزش‌هايش آخرين رشته‌اي بود كه جامعه را به  زندگي خاص و ناب ايراني مي‌پيوست.4

 

مآخذ:

  1. مهرابي، مسعود. تاريخ سينماي ايران از آغاز تا 1357. تهران: فيلم، چ‌پنجم، 1368، ص86- 89.
  2. بلوكباشي، علي. «پديده‌‌اي به نام لوطي و لوطيگري در تاريخ اجتماعي ايران»، فرهنگ مردم. س3، ش8-9، 1383، ص100، 104- 105.
  3. به كوشش معززي‌نيا، حسين. فيلمسازي چيست؟؛ توراني، بهروز. «سهل‌انگاري در ساخت، واقعيت‌گريزي در مضمون، تهران: ساقي، 1378، ص89- 96.
  4. بهارلو، عباس (غلام حيدري). تاريخ تحليلي صد سال سينماي ايران. تهران: دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي، 1379، ص123.
    بهارلو، عباس