Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

شعر فارسي

شعر يكي از اقسام دوگانة كلام و در مقابل نثر قرار دارد. شعر را كلامي انديشيده همراه با وزن و گاه قافيه نيز تأليفي از كلمات دانسته‌اند1 كه نوعي وزن در آن به كار رفته باشد.2

اقسام شعر فارسي: شعر فارسي داراي اقسام و اغراض گوناگوني است. 3

شعر سنتي فارسي به لحاظ ساختار و ابزارهاي نظم آفريني موجود در آن به: 1ـ مثنوي، 2ـ قصيده، 3ـ غزل، ‌4ـ قطعه، 5ـ تركيب‌بند، 6ـ ترجيع‌بند، 7ـ مستزاد، ‌8ـ رباعي، 9ـ مسمط و 10ـ دوبيتي، از آن جمله‌اند و از لحاظ اغراض به انواع مختلف مانند مدح، ‌هجا، فخر، حماسه، رثاء، ‌تشبيب، تسبيب و جز آنها تقسيم مي‌شود.4 تقسيمات ديگري در ادب فارسي براي شعر قائل شده‌اند كه ترانه، تصنيف، سرود، چامه، چكامه، نيوشه، مثل و قول از آن جمله‌اند.5

آغاز شعر فارسي: پيشگامان شعر فارسي به معناي خاص آن، يعني كلام موزون و مقفّي، افرادي مانند بهرام گور ساساني، ابوحفص سغدي*، محمد بن وصيف سگزي* و چند تن ديگر بوده‌اند. اما چون در صحت انتساب برخي اشعار به اين گويندگان جاي ترديد است و هم اينكه اين سروده‌ها به جاي جنبة ادبي بيشتر جنبة تاريخي دارند، مي‌توان شاعران دورة ساماني را به عنوان آغازگران واقعي شعر فارسي قلمداد كرد.6

ادوار شعر فارسي: صرف نظر از دورة صفاريان (247 ـ 298 ق / ؟م) و شاعراني چون محمد بن وصيف، حنظلة بادغيسي، ابوحفص سغدي و ابوسليك گرگاني*، دوره‌هاي تاريخي شعر فارسي را مي‌توان به چنددسته تقسيم كرد.7

الف ـ دورة‌سامانيان (361 ـ 389 ق / ؟م): با آغاز حكومت ساماني و ظهور شاعران نامداري چون ابوشكور بلخي*، شهيد بلخي*، ‌رودكي سمرقندي*، دقيق طوسي*  و جز آنان، شعر فارسي به سوي رشد و گسترش خود گام‌هاي اساسي برداشت.8 در اين دوره از 35 شاعر شناخته شده نام برده‌اند كه قريب دو هزار بيت شعر از آن‌ها بر جاي مانده است.9 شاعر معروف ديگري كه بخش بزرگي از زندگي او در اين دوره سپري شد، استاد ابوالقاسم فردوسي* است. فصاحت، سادگي، مضامين ساده و بكر، تشبيهات طبيعي، ‌مضامين تازه و بديع و متنوع، كوتاهي اوزان و بحور شعر، از جمله ويژگي‌هاي شعر اين دوره به شمار مي‌رود.10 ب ـ دورة غزنويان (366 ـ 583 ق / ؟م): پس از سامانيان، دربارهاي سلطان محمود (حك 389 ـ421 ق/ ؟م) و سلطان مسعود غزنوي (حك 421 ـ 432 ق / ؟م) مأمن شاعران گرديد و سرايندگان بزرگي چون عنصري* فرخي سيستاني* و عسجدي* در دربار سامانيان به ادامه و تكامل سبك ادبي پرداختند.11 افزون بر اين، با تصرف نواحي غرب هند توسط غزنويان، ‌ادب پارسي وارد حوزة جديدي به نام «حوزة هند و شبه قاره» شد كه شاعراني نظير مسعود سعدسلمان* در آن مي‌زيسته‌اند. از ديگر شاعران معروف اين دوره مي‌توان ‌اسدي طوسي*، منوچهري دامغاني* و ابوالفرج روني* را نام برد.12 به طور كلي شاعران اين دوره بر خلاف دورة پيشين به قواعد، دقت و صحت شعر پايبند بودند. و به سبك شعر رودكي و شهيد بلخي توجه داشتند.13 استفاده از قالب‌هاي گوناگون شعري نظير قصيده و مسمط؛ تنوع مضمون مانند مدح، هزل و هجو و نيز خلق منظومه‌هاي داستاني و حماسي مانند شاهنامه فردوسي از ويژگي‌هاي شعر اين عهد است. مجموع ويژگي‌هاي شعر دورة غزنوي به سبك خراساني شهرت دارد.14 ج ـ دورة‌ سلجوقيان (429 ـ 700 ق/ ؟م) و خوارزمشاهيان (521 ـ 628 ق/ ؟م): در 429 ق با خروج طغرل سلجوقي (حك 429 ـ 455 ق/ ؟م) بر سلطان مسعود غزنوي، حكومت سلاجقه در خراسان آغاز شد. از آن سال تا 498 ق طغرل و جانشينان وي شاعران بسياري را به دربار خود جذب كردند كه از ميان مشهورترين آنان مي‌توان ‌فخرالدين اسعد گرگاني*، ‌ازرقي هروي* (و ح 465 ق)، عمر خيام*، ابوسعيد ابوالخير* و ناصر خسرو* را ذكر كرد. در دوران سنجر سلجوقي (حك 511 ـ 552 ق/ ؟م) و جانشينان وي و همچنين در عهد اتابكان كه شعبه‌اي از سلجوقيان بزرگ بودند، نيز سخنوران بزرگي ظهور كردند كه انوري ابيوردي*، سنايي غزنوي* و ‌رشيدالدين وطواط* از آن جمله‌اند.15 يكي از قالب‌هاي شعري رايج در اين دوره، غزل بود كه بخش بزرگي از ديوان شاعران را به خود اختصاص داد.16 در اين دوره چند حماسه نيز به تقليد از شاهنامة فردوسي سروده شد كه مهم‌ترين آنها گرشاسب نامه* اثر اسدي طوسي* است. هم در اين دوره دو حوزة مهم ادبي در شعر فارسي پديد آمد: 1ـ حوزة عراق عجم ـ نواحي مركزي ايران ـ كه جمال‌الدين عبدالرزاق اصفهاني*، ‌ظهير فاريابي* و اثيرالدين اخسيكتي* از جمله نمايندگان آن بودند. 2ـ حوزة‌شمال غربي ايران ـ آذربايجان ـ كه خاقاني شرواني*، ‌نظامي گنجوي* و فلكي شرواني* از بهترين سخنوران آن به شمار مي‌رفتند. مجموعة‌ ويژگي‌هاي اين دو حوزه سبك عراقي را پديد آورد.17 د ـ دورة مغول (615 ـ 750 ق / ؟م): شعر فارسي در دورة مغول با دو شاعر بزرگ ايران، سعدي* و مولوي* آغاز گرديد. دو عارف و شاعر بزرگ ديگر، فريدالدين عطار نيشابوري* و كمال‌الدين اسماعيل اصفهاني* در آغاز اين دوره، در گير و دار حملة مغولان به قتل رسيدند.18 از ديگر شاعران مشهور اين عهد مي‌توان به فخرالدين عراقي*، اوحدالدين كرماني*، اميرخسرو دهلوي*، خواجوي كرماني*، عبيد زاكاني* و سلمان ساوجي* (د 779ق / ؟م) اشاره كرد. آخرين شاعر نامدار اين عهد، شمس‌الدين محمد حافظ شيرازي* است كه اواخر حيات او مصادف با اوايل دورة تيموري بود.19 در مجموع سبك شعري اين دوره، دنبالة سبك عراقي در دورة پيشين است، اگرچه سروده‌هاي شاعراني چون مجدالدين همگر، ‌ابن يمين، و به ويژه مولوي در غزل‌ها و قصايدش با شيوة خراساني نزديكي دارد.20 س ـ دورة‌ تيموري (782 ـ 907 ق/ ؟م): در اين دوره زبان شعر فارسي به دلايلي از جمله غلبة‌ تركان و ترك زبانان قراقويونلو و آق قويونلو در برخي از نواحي ايران به ضعف و سستي گراييد.21 اين دوره دورة ركود و تقليد شعر به شمار مي‌رود. بزرگ‌ترين شاعر اين دوره، ‌عبدالرحمان جامي* است كه تقريباً در سرايش همة‌ قالب‌هاي شعري خود از اميرخسرو دهلوي پيروي مي‌كرد.22 از ديگر شاعران برجستة اين دوره مي‌توان شيخ آذري طوسي (د 865 ق)، ابن حسام (د 874 ق)، ‌اميرشاهي سبزواري (د 857 ق)، ‌شاه نعمت‌الله ولي (د 834 ق) و لطف‌الله نيشابوري (د 812 ق) را نام برد.23 در اين دوره معما گويي هم رواج بسيار يافت. شاعراني هم مانند بسحق اطعمه (د 830 ق) و نظام‌الدين محمود قاري براي نخستين بار اصطلاح‌هاي خوراكي و پوشاكي را در شعر خود به كار گرفتند.24 ك ـ دورة صفويه (905 ـ 1135 ق/ ؟م): شعر فارسي در عصر صفويه به جز مواردي چند از لحاظ الفاظ و كلمات چندان درخور توجه نبود. در اين دوره ‌مرثيه سرايي و مدح ائمه دين بسيار رواج يافت.25 از مرثيه‌هاي مهم اين دوره تركيب‌بند محتشم كاشاني* (د 996 / 1000 ق / ؟م) است. همچنين شعر فارسي در اين دوره پناهگاه‌هايي در خارج از مركز ايران كنوني نظير عثماني و هند و پادشاهان گوركاني به دست آورد و سخنوراني چون نظيري نيشابوري*، ‌كليم كاشاني / همداني* و صائب تبريزي* به هند كوچيدند و بعضي مانند صائب پس از چندي به كشور بازگشتند. در شبه قارة هند و پاكستان شاعراني نظير فيضي دكني و بيدل دهلوي نيز در ترويج شعر فارسي نقش مهمي ايفا كردند.26 به جز مرثيه‌ها و مدايح ائمه و معصومين (ع)، افكار غنايي و غزلي و نيز حماسه‌سرايي، افسانه‌سرايي و داستان‌سرايي، به ويژه به سبك نظامي گنجوي هم در ميان شاعران اين عهد رواج داشت. از ميان شاعران آغاز اين دوره مي‌توان به بابا فغاني* (و 925 ق)، ‌اهلي شيرازي و وحشي بافقي* اشاره كرد.27 ل ـ دوره‌هاي افشاري، ‌زند و قاجار (ميانه سدة 12 ـ اواسط سدة 14/ ؟م): افول سلسلة صفوي، ‌ظهور و سپس سقوط نادرشاه و همچنين روي كار آمدن زنديه بر ادبيات فارسي از جمله شعر تأثير بسزايي گذاشت. در اين دوران شعر فارسي تا حدي از درخشش بازايستاد، ‌اما در دورة قاجار با توجه به حمايت پادشاهان آن سلسله از شعر مدحي، بازار شعر به تدريج رونق گرفت. در اين دوره شاعران سبك دورة صفوي را كنار گذاشتند و به شيوة شاعران سده‌هاي 5 و 6 ق (در قصيده) و نيز سبك سروده‌هاي 7 و 8 ق (در غزل) بازگشتند. اين جنبش ادبي به مكتب بازگشت معروف شد.28 از شعراي معروف دورة‌ قاجار مي‌توان از صباي كاشاني (د 1238 ق)، ‌نشاط اصفهاني*، ‌وصال شيرازي* (د 1262ق)، ‌قاآني*، ‌سروش اصفهاني*، مجمر اصفهاني (د 1225 ق) و فروغي بسطامي* ياد كرد.29 ن ـ دورة‌ مشروطه: با آغاز دورة مشروطيت و با هدف خدمت به آن شعر فارسي خصوصيات سنتي خود را از دست داد و هم از لحاظ محتوا و هم از لحاظ شكل ويژگي‌هاي جديدي به خود گرفت كه به شعر مشروطيت مشهور شد.30 محمد تقي بهار*، ‌ابوالقاسم لاهوتي*، عارف قزويني*، ايرج ميرزا*، ميرزادة عشقي*، ‌فرخي يزدي*، پروين اعتصامي* ، ‌سيد اشرف‌الدين گيلاني* و نيما يوشيج* از شاخص‌ترين شاعران مشروطه بودند.31 پس از انقلاب مشروطه و دوران اول سلطنت پهلوي هم بخش مهمي از شعر به روش‌هاي سنتي گذشته بازگشت، ‌اما در آثار برخي از شاعران از جمله لفطعلي صورتگر* و غلامرضا رشيد ياسمي (و 1330 ش) نشانه‌هايي از نوجويي در شعر ديده مي‌شود. وـ دورة معاصر: در اوايل اين سده نيما يوشيج* طرحي ديگر در شعر فارسي افكند كه به «شعر نو»* شهرت گرفت. بعدها تلاش‌هاي او توسط شاعران جواني كه پس از شهريور 1320 ش به شاعري روي آوردند، ‌دنبال شد.32 شاعراني چون هوشنگ ابتهاج* (سايه)، ‌فريدون توللي* و نادرپور* با احتياط به شعر نيمايي نزديك شدند. گروهي چون اخوان ثالث* ضمن حفظ همة‌قواعد نيمايي در راه كمال اين نوع شعر تلاش كردند و گروهي ديگر مانند احمد شاملو* در قالب شكني از نيما نيز فراتر رفتند و شكلي ديگر از شعر به نام «شعر سپيد» پديد آوردند.33 از ديگر شاعران سرشناس شعر نو، سياوش كسرايي*، فروغ فرخزاد*، ‌پرويز ناتل خانلري*، سهراب سپهري*، فريدون مشيري*، يدالله رويايي، ‌رضا براهني، اسماعيل خويي، م، آزرم و محمود كيانوش هستند.34 به جز شعر نو، ‌گونه‌هاي ديگري از شعر در اين دوره رواج داشته است. از آن جمله‌اند: شعر «موج نو»* با آغازگري احمد رضا احمدي در 1341ش و شاعراني چون بيژن الهي، ‌بهرام اردبيلي و شهرام شاهرختاش؛ شعر «حجم گرا» توسط بيشتر شاعر موج نوي و كساني نظير پرويز اسلام‌پور، يدالله رويايي و محمدرضا اصلاني و شعر «مقاومت» شامل اشعار سياسي، انقلابي و عقيدتي كه در اين دوره نخستين بار توسط شاعراني چون اسماعيل شاهرودي، اسماعيل خويي، شفيعي كدكني، نعمت ميرزا زاده و سياوش كسرايي سروده شد.35 ي ـ دورة انقلاب اسلامي (1357 تا كنون): با پيروزي انقلاب اسلامي ايران در بهمن 1357 ش شعر فارسي نيز وارد مرحلة تازه‌اي شد. از ويژگي‌هاي شعر اين دوره پرداختن به ابعاد تازه‌اي از مذهب، جنگ، شهادت و نظاير آنهاست. مهم‌ترين وجه تمايز شعر اين دوره با دورة پيشين استفاده از قالب‌هاي كهن فارسي است، اگرچه برخي از شاعران جوان انقلاب بهترين اشعار خود را در قالب شعر نو سروده‌اند. از ميان چهره‌هاي مشهور شعر اين دوره مي‌توان: علي معلم، احمد عزيزي و قيصر امين پور را نام برد.36

 

مآخذ:

1ـ ميرصادقي (ذوالقدر)، ‌ميمنت. واژه نامة هنر شاعري، ‌تهران: كتاب مهناز، ‌چ 2، 1376 ش، ص 144.

2ـ خانلري، ‌پرويز. وزن شعر فارسي، تهران: بنياد فرهنگ ايران، ‌چ 3، 1354 ش، ص 19.

3ـ مؤتمن، ‌زين‌العابدين. شعر و ادب فارسي، ‌تهران: بنگاه مطبوعاتي افشاري، ‌1346 ش، ص 9، 10.

4ـ صفوي. دانشنامة ادب فارسي (2)، فرهنگنامة ادبي فارسي، به سرپرستي حسن انوشه، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چ 1، 1376 ش، ص 883.

5ـ نشاط، ‌محمود. زيب سخن، تهران: چ 1، 1342 ش، ج 1، ص 159.

6ـ كاظمي، ‌محمد كاظم. شعر پارسي، مشهد: مؤسسة فرهنگي، هنري و انتشاراتي ضريح آفتاب، چ 1، 1379 ش، ص 19.

7ـ ميرصادقي. همان، ص 157.

8ـ مؤتمن، ‌زين‌العابدين. تحول شعر فارسي، تهران:‌ابن سينا، بي تا، ص 132.

9ـ شميسا، ‌سيروس. سبك شناسي شعر، تهران: نشر ميترا، ‌ويرايش دوم، ‌چ 1، 1383 ش، ص 25.

10ـ صفا، ‌ذبيح‌الله. مختصري در تاريخ تحول نظم و نثر پارسي، تهران: ققنوس، ‌چ 15، ص 19، 20.

11ـ صفا. همان، ص 34.

12ـ تميم داري، احمد. كتاب ايران، ‌تاريخ ادب پارسي، تهران: انتشارات بين‌المللي الهدي، چ 1، 1379 ش، ص 55.

13ـ زرين كوب، ‌عبدالحسين. سيري در شعر فارسي، تهران: نوين، چ 1، 1363 ش، ص 17.

14ـ ميرصادقي. همان، ص 158.

15ـ تميم داري. همان، ص 56، 58.

16ـ ميرصادقي. همان، ص 159.

17ـ همان جا.

18ـ صفا. همان، ص 54 ـ 57 (به اختصار).

19ـ همان. ص 58، 59.

20ـ همان. ص 54.

21ـ ميرصادقي. همان، ص 161.

22ـ كاظمي. همان، ص 61، 62.

23ـ شفيعي كدكني، ‌محمدرضا. ادبيات فارسي از عصر جامي تا روزگار ما، ‌ترجمة حجت‌الله اصيل، تهران: نشر ني، چ 1، 1378 ش، ص 13، 15.

24ـ ميرصادقي. همان جا.

25ـ صفا. همان، ص 77، 78.

26ـ كاظمي. همان، ص 69، 70، 71.

27ـ صفا. همان، ص 83، 84.

28ـ شفيعي كدكني. همان، ص 55، 56.

29 ـ صفا. همان، ص 98، 99.

30ـ ميرصادقي. همان، ص 163.

31ـ شفيعي كدكني. همان، ص 79 – 81 (به اختصار).

32ـ ميرصادقي. همان جا.

33ـ كاظمي. همان، ص 97.

34ـ شفيعي كدكني. همان، ص 103.

35ـ حسين پور چافي، علي. جريانهاي شعري معاصر فارسي، تهران: اميركبير، چ 1، 1384 ش، ص 292، 300، 301، 337، 341.

36ـ كاظمي. همان، ص 111، 112، 114، 115.

ابوالقاسم رادفر