Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

شفاعت، خواهش‌گري و پايمردي. در لغت از «شفع» كه به معناي ضميمه كردن چيزي به چيز ديگر و جفت و زوج مي‌باشد و در مقابل لغت «وتر» كه به معناي طاق و فرداست، قرار مي‌گيرد؛1 و در اصطلاح به اين معناست كه، شخصي كه وسيله و سبب ناقصي براي تقرب و نزديكي به بزرگي را دارد، بخواهد آن را به كمك امر ديگري كه واسطه است تكميل كند؛ يعني، در حقيقت آن واسطه را به وسيلة آن به منظور خود مي‌رسد، به طوري كه اگر آن واسطه نبود، به علت ضعف وسيلة خود نمي‌توانست به خواسته‌اش برسد.2 شفاعت داراي سه ركن است: اول، مستشفع و شفاعت خواه كه به آن «مشفوع‌له» (شفاعت شده به نفع او) نيز مي‌گويند. دوم، شفيع يا واسطه، سوم، «المشفوع عنده» يعني، آن كه وسيلة شفاعت خواه و ضميمة شفيع به نزد او برده مي‌شود و از او خواسته «شفاعت خواه» طلب مي‌‌شود.3 شفاعت در قرآن، اصل وجود شفاعت طبق آيات چندي از قرآن اثبات مي‌شود كه در اين جا به ذكر چند آيه مي‌پردازيم: 1- بقره/255: «مَن ذَ الَّذي يشفَعُ عِندَهُ اِلا باذِنه» (كيست كه نزد او (خداوند) به شفاعت برخيزد مگر به فرمان و اجازه او. اين آيه شفاعت بااذن الهي را ثابت مي‌كند. در آيه 87/ مريم: «لا يملكون الشفاعَةَ اِلّا مَن اتَخَذَ عِنْدَ الرَّحمن عَهداً» (در روز قيامت هيچ كس مالك شفاعت نباشد مگر كسي كه از خداوند رحمان عهدي (در اين زمينه) گرفته باشد. اين آيه اجمالاً وجود شفاعت براي آنان را كه عهد دارند ثابت مي‌داند. آيات ديگري مثل: طه/ 109 و انبياء/28 در قرآن براي اثبات شفاعت وجود دارد. شفاعت در روايات: روايات فراواني از اهل تسنن و تشيع دربارة اثبات شفاعت وارد شده است. در معجم‌هاي حديثي اهل سنت مانند «المعجم المفهرس لا لفاظ الحديث النبوي» روايات شفاعت از پيامبر اكرم(ص) نقل شده و در كتب صحاح اهل سنت نيز آمده است. يكي از علما نويسندگان حوزه علميه قم به عنوان نمونه تعداد چهل و پنج حديث دربارة اثبات شفاعت از صحاح اهل سنت جمع آوري و در كتاب خود ذكر كرده است. در بعضي از كتب روايي شيعه نيز احاديث فراواني دربارة شفاعت وارد شده است.4 به طور كلي مي‌توان احاديث وارده در باب شفاعت از سوي امامان شيعه را به سه دسته تقسيم كرد: 1- دستة اول، احاديثي هستند كه اصل وجود شفاعت را اثبات مي‌كنند.5 2- دستة دوم، رواياتي هستند كه شفيعان را معرفي و كيفيت شفاعت آنان را بيان مي‌كنند. اين شفيعان عبارتند از: وجود مبارك حضرت پيامبر اكرم(ص)، حضرت فاطمه زهرا(س)، ائمه معصومين، قرآن، انبياء، علما، شهدا، ملائكه، مؤمنان و شيعيان، كلمه اخلاص، ايمان اعمالي مانند، جهاد، روزه، عمل به حق، راستگويي، عمل به دستورهاي انبياء، صله رحم، رعايت امانت و توبه.7و6 3- دستة سوم، احاديثي هستند كه شرايط و موانع شفاعت را بيان مي‌كنند، مثلاً در حديثي پيامبر اكرم(ص) شفاعت حضرت فاطمه زهرا(س) را براي زناني ثابت مي‌داند كه اعمال واجب خود مانند: نماز، روزه، حج، زكات و اطاعت از شوهر را انجام داده باشند و از دوستداران حضرت علي(ع) به حساب آيند.8 امام صادق(ع) در آخرين لحظات عمر خود، مهم‌ترين سفارشي كه به اطرافيان خود كرد، اين بود: «كسي كه نماز را سبك شمارد، به شفاعت ما نايل نخواهد شد».9 از اشكالاتي كه بر مسأله شفاعت وارد شده است اين است كه شفيع با شفاعت خود از اجراي قانون كلي خداوند جلوگيري مي‌كند و بدين ترتيب، تبعيض در قانون خداوند راه مي‌يابد، علامه طباطبائي در مقام رفع اين اشكال مي‌فرمايد: «بايد دانست كه شفيع از خداوند در مقام شفاعت، سه چيز را نمي‌خواهد. 1- از او نمي‌خواهد كه مولويت خود و عبوديت عبد را ناديده بگيرد و باطل كند. 2- از او نمي‌خواهد كه از حكم خود صرف نظر كند. 3- از او نمي‌خواهد كه قانون كلي مجازات را باطل كند.10 استاد شهيد مطهري نيز در توجيه شفاعت، بيان ديگري دارد و مي‌گويد: شفاعت بر دو قسم است: 1- شفاعت رهبري يا عمل. 2- شفاعت مغفرت يا از بين بردن عذاب. شفاعت رهبري يا عمل، آن است كه شخص به واسطه پيروي از دستورهاي يك پيشوا و عمل به فرموده‌هاي او، همراه با او به بهشت وارد مي‌شود. بسياري از رواياتي كه شفاعت پيامبر اكرم(ص) و امامان معصوم و علما و مؤمنان را مطرح مي‌كند، ناظر به همين شفاعت است؛ يعني، در حقيقت اطاعت از راهنمايي‌هاي يك فرد در قيامت به صورت شفاعت راهنما از رهبر، تجسّم پيدا مي‌كند. عمده بحث در شفاعت، در مغفرت است كه باعث از بين بردن عذاب گناهكار مي‌شود. اگر آيات و روايات دلالت بر شفاعت نمي‌كرد از راه عقل مي‌توانستيم براي نفوس كليّه، اثبات شفاعت كنيم.11 به هر حال شفاعت نه تنها باعث تشويق به گناه نمي‌شود بلكه داراي آثار تربيتي مهمي است كه از گناه جلوگيري مي‌كند. اين آثار تربيتي مهم است كه از گناه جلوگيري مي‌كند. اين آثار عبارتند از: 1- ايجاد اميد و مبارزه با روح يأس. 2- ايجاد رابطه‌اي معنوي با اولياء الله. 3- تحصيل شرايط شفاعت. 4- توجه به سلسله شفيعان.12

 

مآخذ:

  1. راغب، اصفهاني. المفردات في غريب القرآن. تهران: المكتبة المرتضويه، تحقيق محمد سيد گيلاني، ص263.
  2. طباطبايي، سيدمحمد حسين. الميزان في تفسير القرآن. بيروت: مؤسسه الاعلمي للمطبوعات، 1393ق، چ3، ص1/157.
  3. همان.
  4. مجلسي، محمدباقر. بحار الانوار. بيروت: مؤسسة الوفاء، 1403ق، چ2، ص8/61- 34.
  5. همان، ص8/37- 40.
  6. محمدي ري‌شهري، محمد. ميزان الحكمه. قم: دفتر تبليغات اسلامي، 1371، چ4، ص5/122.
  7. همان، ص5/123.
  8. مجلسي. 8/59.
  9. محمدي ري‌شهري. 5/404.
  10. طباطبائي. 1/159.
  11. مطهري، مرتضي. عدل الهي. تهران: صدرا، ص247- 265.
  12. مكارم‌شيرازي،    ؛ با همكاري جمعي نويسندگان. پيام قرآن. قم: مدرسة امام اميرالمؤمنين، 1370، چ1، ص523- 6/531.
خدیجه بوترابی