Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

صفاريان، سلسله‌اي از حكمرانان ايران (حك 247-304ق / 861-1003ق) منتسب به صفار (رويگر = مسگر) خاستگاه صفاريان روستاي قرنين سيستان بود و آنان نسب خود را به شاهان ايران باستان مي‌رساندند. يعقوب پسر ليث صفار از طبقة متوسط جامعه به كمك برادرانش علي و عمرو توانست نخستين حكومت مستقل ايران پس از اسلام را بنياد گذارد. توانايي نظامي و رفتار جوانمردانة اين عيارپيشه1 او را در جدال‌هاي فرقه‌اي و نبرد با خوارج پيروز ساخت و بخش‌هاي بزرگي از ايران مانند سيستان،2 كرمان، فارس و خراسان را فتح كرده و بر ربتيل شاه محلي كابل پيروز شد.3 او بدون رضايت خليفة عباسي طاهريان را برانداخت (259ق / 873م) و حضوري ناموفق نيز در طبرستان براي جنگ با علويان داشت.4 عدم تأييد او از سوي معتمد خليفة عباسي باعث شد كه به سوي بغداد حمله كند. اما در ديرالعاقول (گندي شاپور باستاني) از سپاهيان خليفه به فرماندهي الموفق شكست خورد و پيش از جبران شكست در همان جا درگذشت و از همان زمان ضعف صفاريان آغاز شد.5 برادر و جانشين او، عمرو، با خليفه كه درگير فرو نشاندن قيام زنگيان بود رسم مدارا در پيش گرفت و حكمراني فارس، كرمان و سيستان را به دست آورد و در جنگ با محمد بن طاهر خراسان را دوباره متصرف شد. اما در جنگ با امير اسماعيل ساماني بر سر خوارزم شكست خورده، اسير و به دربار خليفة عباسي فرستاده شد (287ق) و در آن‌جا فوت كرد يا كشته شد.6 سيستان به قلمرو سامانيان ضميمه شد. هر چند خلف بن احمد، طاهر، ليث بن علي، محمد و ديگري امراي صفاري در آن‌جا حكومت داشتند.7 امارت صفاريان «آفرينش نظامي»8 بود كه حكومت را به «عياري» و شيرمردي به دست آوردند. از اين رو ديوان عَرض (امور لشكري) اهميت بسيار داشت و دسته‌هاي نظامي غلامان، عياران، خوارج و... حضور گسترده‌اي در سپاه صفاري داشتند.

صفاريان در امارت متكي به مردم و مظهر ميهن‌دوستي9 در برابر جور دستگاه خلفاي عباسي بودند. زبان فارسي به روزگار آنان احياء شد، شعر فارسي جايگزين شعر عربي گرديد و محمد وصيف سگزي، حنظله بادغيسي، فيروز مشرقي، ابوسليك گرگاني و ... از شعراي زمان صفاريان بودند.10 خلف بن احمد اميرصفاري از مشوقان ادب و هنر بود و بناهايي مانند مسجد عتيق شيراز، از آثار ارزشمند اين دوره مي‌باشند. صفاريان اگرچه سني مذهب بودند اما باورهاي تحميلي خليفة عباسي را به ويژه در زمان يعقوب نپذيرفتند. 

 

مآخذ:

  1. باسورث، كليفورد ادموند. تاريخ سيستان، از آمدن تازيان تا برآمدن صفاريان. ترجمة حسن انوشه، تهران: اميركبير، 1370، ص 305.
  2. تاريخ سيستان. تصحيح ملك‌الشعراي بهار، تهران: خاور، 1314، ص 203.
  3. باستاني‌پاريزي، محمدابراهيم. يعقوب ليث. تهران: چكامه، 1365، ص 70-100.
  4. سيستاني، ملك شاه حسين بن شاه مسعود. احياءالملوك. تصحيح منوچهر ستوده، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب. 1344، ص 59.
  5. اشپولر، برتولد. ايران در قرون نخستين اسلامي. ترجمة جواد فلاطوري، تهران: علمي و فرهنگي، 1369، ج 1، ص 126.
  6. نرشخي، ابوبكر محمد بن جعفر. تاريخ بخارا. تصحيح محمدتقي مدرس رضوي، تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1351، ص 124.
  7. زرين‌كوب، عبدالحسين. تاريخ ايران بعد از اسلام. تهران: اميركبير، 1362، ص 550-555.
  8. فراي، ريچارد. ن. (گردآورنده). تاريخ ايران. پژوهش دانشگاه كمبريج، ترجمة حسن انوشه، تهران: اميركبير، 1363، ج 4، ص 110.
  9. فراي، ريچارد. ن. عصر زرين فرهنگ ايران. ترجمة مسعود رجب‌نيا، تهران: سروش، 1375، ص 211.
  10. حاكمي، اسماعيل. آئين فتوت و جوانمردي. تهران: اساطير، 1382، ص 94-96. 
کوروش صالحی