Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

عبا، تن‌پوشی بلند و جلوباز و بی‌دگمه و بی آستین اما با حلقه آستین‌های بزرگی، که آن را پوشیده و یا اغلب بر دوش می‌اندازند. این لباس روپوش مانند که بیشتر به عنوان لباسی عربی شناخته شده است، تا پایین بدن را می‌پوشاند. در بیشتر موارد دو بندینک کوتاه در طرفین و روی سینه دارد تا در صورت لزوم آن‌ها را به هم بنندند. استفاده از عبا در صدر اسلام رواج بیشتری داشت، اما به نظر می‌رسد برای سالیانی دراز در ایران  مورد استفاده قرار نگرفت، و از دوران صفویه و بعد از آن به ویژه توسط روحانیون بود که مورد استفاده مجدد قرار گرفت.1

خلیفه اول عبایی فدکی می‌پوشید.2  به نوعی از عبا "مِطرف" می‌گفتند که در حقیقت ردایی ابریشمین، منقش، مخطط، حاشیه‌دار و در اغلب موارد سیاه رنگ بود.3  کسا نوع دیگری از عبا بود.4  گاه زمینه عبا سیاه با خطوط سرخ بود، که به نوع پشمی آن "حُله برجد" می‌گفتند، مانند عبای عمروعاص،5  یا عبایی خاکستری رنگ و از جنس خز بر تن می‌کردند،6  اما در بیشتر موارد عباها از پشم شتر و به همان رنگ قهوه‌ای تهیه می‌شد.7  از آنجا که رنگ سیاه نشانه خلفای عباسی بود، آنان اغلب و به ویژه در مراسم رسمی عبایی مشکی بر دوش می‌انداختند.8  عبای هارون الرشید ازاری رشیدی (سندی) بود، از جنس ابریشم، با خطوط پهن قرمز9 این خلفا برای سالیانی دراز عبای پیامبر را هنگام مراسم رسمی و یا مذهبی بر دوش خود می‌انداختند.10  در فرهنگ شیعی، آل عبا یا آل کسا که به پنج تن نیز معروفند شامل پیامبر اسلام، دخترشان و سه امام اول شیعه هستند که گفته می‌شود در زیر کسای پیامبر دور هم گرد آمده بودند.11 در سده اخیر شهرهای قم، نایین، شوشتر، بوشهر، گناباد، و فلاحیه بهبهان در کار تهیه عبا بوده‌اند.12  دهخدا برخی از امثال و ضرب المثل‌هایی را  که در مورد عبا در زبان فارسی وجود دارد، آورده است.13    

 

مآخذ:

1.        یادداشت مؤلف.

2.        ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج3، ص314.

3.    اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین. کتاب الاغانی، اعداد، مکتب تحقیق. بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1414- 1415ق/ 1994م، الطبعة الاولی، ج8، ص447؛ جاحظ، ابوعثمان عمرو بن بحر. التاج فی اخلاق الملوک. تحقیق احمد زکی پاشا، قاهره: مطبعة الامیریه، 1332ق/ 1914م، ص۱۵۴.

Dozy,R.P.R; Dictionnaire détaillé noms des vêtements chez les Arabes, Amsterdam, 1845, Pp.404-405

4.        اصفهانی، ج6، ص481.

5.        طبری، ابی جعفر محمد بن جریر. تاریخ الرسل و الملوک. قاهره: 1939- 1957م، ج3، ص 238- 239، 329.

6.    نرشخی، ابوبکر محمد بن جعفر. تاریخ بخارا. ترجمة ابونصر قباوی، تلخیص محمد بن زفر، تصحیح مدرس رضوی، تهران: توس،1363، ص55،60.

7.        اصفهانی، ج6، ص307- 308.

8.        حسن ابراهیم، حسن. تاریخ السیاسی و الدینی و الثقافی و الاجتماعی. قاهره: الطبعة الثالثه، 1953م، ج2، ص361- 362.

9.        اصفهانی، ج5، ص145- 149.

10.   مسعودی، ابی الحسن علی. مروج الذهب و معادن الجوهر فی التاریخ. بتحقیق محمد محیی‌الدین عبدالحمید، الطبعة الثالث، قاهره: 1377ق/ 1958م، ج4، ص303.

11.     طباطبایی، محمدحسین. المیزان فی تفسیرالقرآن. بیروت: 1973، ج16، ص310.

12.  Algar,H.abā.in Encyclopaedia Iranica,ed, E. Yarshater

13.     دهخدا، علی‌اکبر. امثال و حکم. امیرکبیر،1363، ج2، ص1089.

محمدرضا چیت‌ساز