Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

عربي/ æræbi/، از زبان‌هاي سامي خانوادة حامي ـ سامي يا آفريقايي ـ آسيايي.  

عده‌اي آن را عضوي از شاخة شمال غربي و گروهي ديگر آن را عضوي از شاخة جنوب شرقي1 و برخي آن را به شاخة سامي مركزي ـ جنوبي مرتبط مي‌دانند.2 عربي با زبان‌هاي گه‌ئز، عبري، آرامي و اكدي رابطة خواهري دارد.3 زبان عربي داراي دو گويش اصلي است: 1- گويش شرقي در عربستان سعودي، يمن، كويت، عمان، امارات متحدة عربي، عراق، سوريه، لبنان، فلسطين، اردن، مصر، سودان، چاد، نيجريه و نيز در ميان عده‌اي در افغانستان و ازبكستان؛ 2- گويش غربي در ليبي، تونس، الجزاير، مراكش و موريتاني.4

قديمي‌ترين متني كه از [قوم] عرب در آن ياد شده است، يك كتيبة آشوري است از زمان شلمنصر[1] III، پادشاه آشور در قرن نهم ق.م.5

برخي، قوم عرب را به سه طبقه تقسيم كرده‌اند: عرب بائده (bā'ede) [= از ميان رفته]، عرب عاربه (arebe) [= خالص]، و عرب مستعربه (mosta'rebe) [= عرب شده].6

قديمي‌ترين كلمات عربي ثبت شده نزديك به 40 اسم خاص است كه در كتيبه‌هاي آشوري مربوط به جنگ‌هاي آشوري‌ها با عرب‌ها در سال‌هاي 853-626 ق.م آمده است.7 اولين متني كه به عربي نوشته شده سنگ قبري است كه در 328م در نَمرا در صحراي سوريه كشف شده است.8

عربي زبان رسمي 21 كشور در آسياي مركزي و آفريقا9 از جمله: الجزيره، مصر، عراق، مراكش، عربستان، سوريه و... است.10

تعداد گويندگان گونة استاندارد عربي حدود 202 ميليون نفر و تعداد گويندگان گونة شمالي زبان عربي محاوره‌اي (گونه رايج در ايران) 600000 نفر11 و طبق سرشماري سال 1365 (1986) تعداد گويندگان عربي زبان در ايران حدود 620000 نفر گزارش شده است.12 عربي به عنوان زبان دوم در بعضي كشورهاي اسلامي به كار مي‌رود. عربي كلاسيك (ادبي) زبان قرآن و اسلام13 و زبان نيايش حدود يك ميليارد نفر مسلمان در بيش از 60 كشور است.14 عربي گفتاري معيار بر مبناي عربي كلاسيك، كه در قرن 3-6م شكل گرفت،15 استوار است و در نوشتار رسمي و به عنوان زبان ميانجي بين گويش‌هايي كه فهم متقابل ندارند، به كار مي‌رود.16

پيش از ورود اسلام به ايران تيره‌هايي از قبيلة بني تميم در خوزستان مي‌زيستند.17 اما پس از اسلام تيره‌هايي از قبايل عرب در مناطق مختلف ايران (مانند آذربايجان، كردستان، لرستان و...) ساكن شدند. آنان به تدريج زبان مادري خود را از ياد بردند و اكنون به گونه‌اي از زبان‌هاي تركي، فارسي يا كردي سخن مي‌گويند.18 اكثر عرب زبانان ايران اكنون در استان خوزستان و حاشية سواحل جنوبي ايران سكونت دارند.19 عربي خوزستاني را بايد گونه‌اي از گويش شرقي زبان عربي به شمار آورد.20

تعداد واژه‌هايي كه از زبان فارسي در زمان هخامنشي و اوائل اشكاني به ادبيات تلمودي و در نتيجه به ديگر زبان‌هاي سامي راه يافته، بسيار فراوان‌تر از كلمات قرضي در دوره‌هاي ديگر است.21 براي مثال واژه‌هاي ابزار22 (ابزار در عربي)، فرسنگ23 (فرسخ در عربي)، گنج24 (كنز در عربي) از فارسي به زبان عربي راه يافته‌اند. از آن‌جا كه عربي زبان ديني مسلمانان است،25 هزاران واژه از اين زبان به زبان‌هاي ايراني (مانند فارسي، كردي، پشتو)، تركي و... راه يافته است.26 واژه‌هايي مانند جامع (jamiг)، مدرسه (madrasa)، قاعده (qāгida) در زبان‌هاي مختلف مسلمانان وجود دارد.27 وام واژه‌هاي عربي مانند الجبرا (algebra)، الكل (alcohol) (همراه با حرف تعريف /zal/) به زبان‌هاي اروپايي نيز راه يافته است.28 نمونه‌اي از تأثير زبان فارسي در عربي خوزستان وجود آواي /Č/ (چ) در آن است (مثلاً عساچره به جاي عساكره، عچرش به جاي عجرش).29

مهم‌ترين ويژگي‌هاي مشترك زبان‌هاي سامي، از جمله عربي عبارتند از: 1- وجود ريشه‌هاي صامتي كه معمولاً ثلاثيند، 2- تغيير معاني ريشه با بردن آن به باب‌هاي مختلف و 3- وجود دو جنس مذكر و مؤنث و...30

همخوان‌هاي عربي عبارتند از: / ŧ, đ, s, z, y, j, k, χ, γ, q, ħ, ſ('), h, ?('), b, f, m, w, t, d, n, θ, ð, s, ∫, z, l, r / واكه‌هاي كوتاه و بلند عبارتند از: / i, a, u /.31 تكية اصلي بر هجاي ما قبل آخر قرار مي‌گيرد و در صورتي كه دو هجاي آخر كوتاه باشد، تكيه بر هجاي پيش از ما قبل آخر قرار مي‌گيرد.32 عربي دو جنس مذكر و مؤنث و سه شمار (مفرد، مثني، جمع)33 و سه حالت فاعلي (كه با -u نشان داده مي‌شود)، مفعولي (-a) و اضافي (-i) دارد. حرف تعريف معرفه در عربي پيشوند (-al) است، مثلاً al-maliku (شاه) معرفه و malikun (شاهي) نكره. صفت قبل از موصوف مي‌آيد مانند: رجالٌ طوالٌ rijālun tiwālun (مردان قد بلند). صفت از نظر شخص، شمار و معرفه و نكره بودن با موصوف خود مطابقه دارد.34 فعل مي‌تواند از ريشة ثلاثي مجرد مَرَّ (Marra) (عبور كردن) و ثلاثي مزيد زخرفَ (ZaxRaFa) (تزيين كردن) باشد.35 در عربي توالي بي‌نشان كلمات فعل، فاعل، مفعول (VSO) است.36 عربي به خاطر پديدة دو زبان گونگي و صداهايي كه در ناحية حلق توليد مي‌شود از ساير زبان‌ها قابل تشخيص است.37

خط عربي بازماندة گونة نبطي خط آرامي است كه تا زمان انقراض سلسلة نبطيان به دست روميان (106م) در شهر پترا (در اردن كنوني) رواج داشت.38 بعد از پيروزي اسلام، خط عربي با اندكي تغيير جهت نگارش فارسي، تركي، كردي، اردو، پشتو و... به كار رفت.39

ادبيات زبان عرب شامل شعر و نثر است؛ قديمي‌ترين شكل نثر ادبي در «سجعِ» كاهنان ديده مي‌شود. قديمي‌ترين اوزان شعر عربي را رجز دانسته‌اند. از لحاظ شكل معروف‌ترين شكل شعر عرب قصيده است.40 از لحاظ زبان، كلمات و معاني نيز شعر قديم عرب با زندگي عربي قديم ـ يعني چادرنشيني و بيابان‌گردي، مهمان‌نوازي، آزادمنشي و... مناسبت تمام داشت.41 اشعار پيش از اسلام و صدر اسلام، قرآن و مكاتبات پيامبر اسلام (ص) از مهم‌ترين منابع عربي كلاسيك است.42

 

مآخذ:

  1. رضايي باغ بيدي، حسن. «زبان‌هاي غير ايراني»، دايرة المعارف بزرگ اسلامي، زير نظر كاظم موسوي بجنوردي، تهران: مركز دايرة المعارف بزرگ اسلامي، 1380، ج 10، ص 554، به نقل از:
    Faber, A. "Genetic Subgrouping of the Semitic Languages", The Semitic Languages, ed. R. Hetzron, London: 1997, PP.12-13.
  2. همان‌جا. به نقل از:
    Lyovin, A.V. An Introduction to the Languages of the world. New York, 1997, P. 186; cf Campbell, George. Concise Compendium of the world's Languages. London: 1995, P. 24; cf Rabin, C. "The Position of Arabic Among Semitic Languages", Encyclopedia of Islam. Leiden: E. J. Brill, 1960, Vol. 1, PP. 36-37; cf Holes, C. "Arabic", The Encyclopedia of Language and Linguistics. (ed.) R. E. Asher, Oxford: Pergamon press, 1994, vol. 1, P. 191.
     
  3. آرلاتو، آنتوني. درآمدي بر زبان‌شناسي تاريخي. ترجمة يحيي مدرسي، تهران: پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، 1373، ص 74؛ و نيز نك: مصاحب، غلامحسين. دايرةالمعارف فارسي. تهران: اميركبير، 1381، ج 1، ص 1166.
  4. رضايي‌باغ‌بيدي. همان. ص 554؛ به نقل از:
    Kay. A. S. and J. Rosenhouse. "Arabic Dialects and Maltese", The Semitic Languages. (ed.) R. Hetzron, London: 1997, P. 265; cf Fleisch, H. "The Eastern Dialects", Encyclopedia of Islam. Leiden: E. J. Brill, 1960, Vol. 1, PP. 574-578; cf Marçais, Ph. "The Western Dialects", Encyclopedia of Islam. Leiden: E. J. Brill, 1960, Vol. 1, PP. 578-583.

    و نيز نك: مصاحب. همان. ج2، ص 1712.
  5. مصاحب. همان. ج2، ص 1702.
  6. همان.
  7. همان. ص 1726؛ و نيز نك:
    Rabin. Ib. P. 562.
  8. مصاحب. همان. ج 2، ص 1712.
  9. Holes. Ibid. P. 191; cf Fischer, W. "Arabic", International Encyclopedia of Linguistics. (ed.), William Bright, Oxford: Oxford University Press, 1992, Vol. 1, P. 191; cf Campbell. Ibid;

    و نيز نك: مصاحب. همان. ج 2، ص 1726.
  10. Crystal, David. "Arabic", An Encyclopedia of Language and Languages. Oxford: Black well Publishers, 1992, P. 25; cf Ibid. P. 348; cf Fischer. Id. PP. 91-92.
  11. Grimes, Barbara. (ed.) Ethnologue: Languages of the world. Texas: Summer Institiue of Linguistics, 1992, PP. 643 & 733; cf Holes, Id. P. 191; cf Crystal. Id. P. 25; cf Campbell. Id. P. 24.
  12. Mosely, Christopher & Asher, R.E. Atlas of the World's Languages. New York: Rout ledge, 1994, P. 205.
  13. Crystal. Id. P. 25; cf Ibid. P. 348; cf Fischer. Id. PP. 91-92; cf Holes. Id. P. 191; cf Campbell. Id. P. 24.
  14. Holes. Id. P. 191; cf Crystal. Id. P. 25.
  15. مصاحب. همان. ج 2، ص 1727؛ و نيز نك:
    Rabin. Id. P. 562.
  16. Crystal. Id. P. 25.
  17. رضايي باغ‌بيدي. همان. ص 554، به نقل از: عزيزي بني‌طرف، يوسف. قبايل و عشاير عرب خوزستان. تهران: 1372، ص 10.
  18. همان‌جا، به نقل از: ايرانيكا. ج 2، ص 216-220.
  19. همان‌جا، به نقل از: ايرانيكا. ج 2، ص 217.
  20. همان‌جا، به نقل از:
    Kay. Id. P. 266.
  21. آذرنوش، آذرتاش. راه‌هاي نفوذ فارسي در فرهنگ زبان عرب جاهلي (همراه با واژه‌هاي فارسي در شعر جاهلي). ويرايش دوم، تهران: توس، 1374، ص 94.
  22. همان. ص 96.
  23. همان. ص 102.
  24. همان. ص 103.
  25. رضايي باغ‌بيدي. همان. ص 554؛ ونيز نك:
    Holes. Id. P. 192.
  26. همان‌جا، به نقل از:
    Kay. Id. P. 667; cf Campbell, George. Compendium of the world's Languages. London: 1991, Vol. 1, P. 76.
  27. Holes. Id. P. 91.
  28. Ibid; cf Harvey, L. P. "Arabic and Spanish: Linguistic Contacts", The Encyclopedia of Language & Linguistics. Leiden: Brill, Vol. 1, PP. 204-205.
  29. رضايي باغ‌بيدي. همان. ص 554، به نقل از: عزيزي بني‌طرف. همان. ص 25، 34، 71.
  30. رضايي باغ‌بيدي. همان. ص 554، به نقل از:
    Hetzron, R. "Semitic Languages", International Encyclopedia of Linguistics. (ed.) W. Bright. New York: 1992, Vol. III, PP. 412-416.
  31. Campbell. Id. P. 25.
  32. Ibid.
  33. Ibid. P. 26.
  34. Ibid. P. 27.
  35. Ibid. P. 28-29.
  36. Ibid. P. 31; cf Fischer. Id. PP. 92-97.
  37. Crystal. Id. P. 26.
  38. رضايي باغ‌بيدي. «زبان‌هاي ايراني»، دايرةالمعارف بزرگ اسلامي. زير نظر كاظم موسوي بجنوردي، تهران: مركز دايرةالمعارف اسلامي، 1380، ج 10، ص 553.
  39. Mattock, J. N. "Arabic Script: Adaptation for Other Languages", The Encyclopedia of Languages and Linguistics. (ed.) R. E. Asher, Vol. 1, PP. 203-204.
  40. مصاحب. همان. ج 2، ص 1722.
  41. همان. ج 1، ص 63-64.
  42. همان، ج 2، ص 1727؛ و نيز نك:
    Rabin. Id. P. 562.

[1].  

احمد رمضانی واسوکلایی