Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

عروض.

در لغت به معني چوب خيمه و در اصطلاح عروضي به آخرين ركن مصراع اول بيت گفته مي‌شود. به تعريف ديگر، ‌عروض فن بررسي اوزان نظم و سنجش وزن ابيات با افاعيل عروضي است. دربارة معني عروض اختلاف است. برخي معتقدند كه اين فن در مكّه كه نام ديگر شهر عروض است به خليل بن احمد الهام شد و به همين دليل اين فن را عروض ناميدند؛ برخي ديگر بر آنند از آن جا كه براي سنجش وزن شعر و تعيين درست از نادرست بر اين فن «عرض» مي‌كنند، فن مذكور را عروض ناميده‌اند. برخي از عروضيان جديد خاستگاه عروض را ايراني مي‌دانند. اين احتمال را اگرچه نمي‌توان ناديده گرفت، ‌عدم تطبيق دقيق قواعد عروض به ويژه با در نظر گرفتن امتداد زماني هجاهاي فارسي، بيشتر نشانگر آن است كه قواعد عروضي نخست براي نظم فارسي به وجود نيامده است. دربارة‌سابقة عروض و موازين سنجش اوزان نظم در ايران پيش از اسلام سابقه‌اي در دست نيست. در دورة‌اسلامي ابداع اين فن به خليل بن احمد نسبت داده مي‌شود. در فن عروض سنتي تساوي اركان عروضي در هر مصراع از قيود مسلم به شمار مي‌رفت كه بعدها در شعر عربي به ويژه در ادب اندلسي تجديد نظر شد و با سرودن موشحات، قيد مذكور كنار گذارده شد. در شعر فارسي در قرن اخير نيما يوشيج و پيروان او اين قيد را كنار گذارده‌اند. آنان اشعاري را در يك بحر عروضي سرودند، اما قيد تساوي شمارة اركان را در هر مصراع حفظ نكردند.

تاريخچة عروض: چنين مي‌نمايد كه فن عروض را اول بار خليل بن احمد وضع كرده باشد. معروف است كه وي عروض را از علم موسيقي استخراج كرده و آن را در پنج دايره شامل پانزده بحر تدوين كرده است. ابوريحان بيروني در تحقيق ماللهند امكان استفادة خليل بن احمد را از عروض هندي مطرح ساخته و شباهت‌هايي را در اين ميان ياد كرده است. پس از خليل بن احمد، ابوالحسن سعيد بلخي (د 215 ق) ملقب به اخفش اوسط، ‌بحر متدارك را بر پانزده بحر نخستين افزوده و گفته‌اند كه شاعران ايراني سه بحر قريب، جديد و مشاكل را به آن اضافه كرده‌اند تا شمار بحرها به نوزده رسيده است. تأليف اين فن به فارسي از قرن چهارم هجري آغاز شد. از مؤلفان قديم اين فن در فارسي مي‌توان ابوالحسن علي بهرامي سرخسي (اوايل سدة 5 ق) و كتاب غاية العروضيين او، برزجمهر قايني و منشوري سمرقندي را ياد كرد كه بحور و دواير تازه‌اي به دست دادند و رفته رفته عروض فارسي به صورتي درآمد كه از عروض عربي متمايز شد. در سدة 6 ق امام حسن قطان دو شجرة اخرب و اخرم را وضع كرد و در نهايت كل اين مجموعة پژوهش‌ها در المعجم في معايير اشعارالعجم تأليف شمس قيس رازي به دست داده شد. كتاب همسنگ المعجم را تنها مي‌توان معيارالاشعار خواجه نصير طوسي دانست كه همزمان با تأليف المعجم نوشته شده است. عروضيان جديد روشي را كه در اين دو كتاب به دست داده شده است و نمونه‌هاي كلاسيك عروض ابداعي خليل بن احمد به شمار مي‌روند، ‌به نام «عروض سنتي» ياد مي‌كنند. پرويز ناتل ـ خانلري در كتاب وزن شعر فارسي، شيوه‌اي نو در بررسي و طبقه بندي اوزان شعر فارسي به دست داده است. وي اصل تشكيل دواير (دايره)و تقسيم به بحر و وزن را پذيرفته، اما براي پرهيز از اشكالات عروض سنتي از بحرهايي كه در شعر فارسي به كار نرفته‌اند، چشم پوشيده و تعداد دواير را از هفت به پانزده رسانده است. او همچنين وزن‌هاي متفاوت را در دواير مطرح كرده و اختلاف در وزن‌هاي متشابه را در مبحثي به نام «اختيارات شاعري» پيش كشيده است. اين مبحث را بعدها ابوالحسن دقيقي به شيوه‌اي منظم تر به دست داده است. خانلري از اين طريق 142 نمونة وزن از كل وزن‌هاي شعر فارسي را كه نزديك به 300 گونه است، معرفي كرده است. پس از خانلري، مسعود فرزاد به عروض فارسي پرداخته و روشي جديد براي طبقه بندي اوزان نظم فارسي به دست داده است. وي به اين نكته توجه داشته كه هر وزني از واحدها يا پايه‌ها برآمده و 23 پايه (ركن) به دست آورده است: 4 پاية سه هجايي، 8 پاية چهار هجايي، 10 پاية پنج هجايي و يك پاية شش هجايي، ‌سپس تركيبات ممكن اين پايه‌ها را به دست داده است. در آخر اين تركيب‌ها را بر نظم فارسي منطبق ساخته و اوزان حاصل را در جدولي طبقه بندي كرده است. الول ساتن [1]انگليسي، يكي ديگر از پژوهندگاني است كه در زمينة عروض جديد و طبقه بندي اوزان نظم فارسي تحقيق كرده است. افزون بر اين كسان، ابوالحسن نجفي، ‌سيروس شميسا و تقي وحيديان كاميار پژوهش‌هاي ارزنده‌اي در زمينة‌ عروض جديد انجام داده‌اند. حذف اصطلاحاتي چون سبب، وتد و فاصله، به كارگيري روش تقطيع هجايي، ‌توجه به ماهيت آوايي وزن، تشخيص بسامد وقوع اوزان، توجه به روش علمي براي طبقه بندي اوزان، كنار گذاردن اوزان مختلف الاركان و تقسيم بندي اوزان در دو گروه متفق الاركان و متناوب الاركان، ‌در نظر گرفتن اختيارات شاعري و توجه به وزن دوري از جمله ويژگي‌هايي است كه عروض جديد را از عروض سنتي متمايز مي‌سازد.

تلخيص از: «عروض»، صفوي، ‌فرهنگنامة ادبي فارسي، ‌به سرپرستي حسن انوشه، ‌تهران: چ 1، 1376، ص 976 ـ 978.

 



[1]. Elwell Sutton , Lawrence Paul

تلخیص‌کننده: ابوالقاسم رادفر