Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

عُبَيدِ زاكاني (د 771 يا 772ق / 1369 يا 1370م)، شاعر، ‌نويسنده، طنزپرداز.

خواجه نظام‌الدين عبيدالله زاكاني متخلص به عبيد، در قزوين به دنيا آمد.1 سبب شهرت عبيد به زاكاني، ‌انتساب او به خاندان زاكانان يا زاكانيان است. اين خاندان در اصل شاخه‌اي از عرب بني خفاجه بودند كه پس از مهاجرت به ايران، به اطراف قزوين كوچيدند و در آن نواحي سكنا گزيدند.2 از اين خاندان دو گروه مشهور برخاسته‌اند. نخست آنان كه اهل علم و حديث و منقول و معقول بوده‌اند و ديگر ارباب صدور كه عبيدالله زاكاني به اين گروه تعلق داشته است.3 از آغاز زندگي او اطلاعي در دست نيست، اما به گفتة خود از اوان جواني به طور جدي مطالعة كتاب‌ها و سخنان علما و حكما را دنبال كرد و از آن پس نيز از مطالعة آثار حكماي قديم و متأخرين دست برنداشت.4 به تدريج دانش‌هاي رايج روزگار خود و زبان و ادب عرب را آموخت و با علم نجوم هم آشنا شد. پس از سي و پنج سالگي در بدو پادشاهي شاه شيخ ابواسحاق اينجو بر فارس (حك 742-758ق / 1341-1357م) به شيراز رفت.5 در آنجا چند سالي در خدمت پادشاه و وزيرش ركن‌الدين عميدالملك به سر برد و آنان را مدح گفت. سپس در 758ق / 1357م شاهد كشته شدن شيخ ابواسحاق به دست امير مبارزالدين مظفّري (حك 713-759ق / 1313-1358م) و ويران شدن كاخ او بود.6 برخي گفته‌اند كه عبيد پس از آن به قزوين بازگشت و بر مسند قضا نشست و به تربيت و تعليم بزرگ‌زادگان پرداخت.7 اما ظاهراً وي پس از زوال دولت ابواسحاق، چندي در بغداد به سر برد و در آن شهر با سلمان ساوجي*، شاعر دربار سلطان اويس جلايري (حك 757-776ق / 1356-1374م) ديدار كرد. هم در آنجا بود كه به خدمت اويس راه يافت و اشعاري در ستايش او سرود.8 بنا بر نوشتة تذكره‌نويسان عبيد پس از كور شدن امير مبارزالدين و روي كار آمدن پسرش، شاه شجاع مظفري (حك 759-786ق / 1358-1384م) نزد شاه محمود برادر شاه شجاع و حاكم حكمران رفت و او را مدح گفت. سپس به شيراز بازگشت و به خدمت شاه شجاع درآمد.9

عبيد بيشتر عمر خويش را با رفاه و عزت گذراند، اما در پايان حيات با تنگدستي و قرض دست به گريبان شد. مدفن او را گروهي اصفهان و بعضي بغداد نوشته‌اند.10 از ميان آثارش مي‌توان از كليات، شامل اشعار جدي شاعر (تهران، 1321ش)؛ منتخب اللطائف حاوي رسائل طنزآميز و انتقادي (به اهتمام ميرزا حبيب اصفهاني، استانبول، ‌1311ق)؛ نوادر الامثال، ‌به عربي و در ادب و اخلاق و فلسفه و امثال و حِكَم؛ رسائل انتقادي و هزل آميز ريش نامه، ‌صدپند، ده فصل مشهور به تعريفات و دلگشا؛ قصيدة مشهور موش و گربه و مثنوي عشاق نامه به شيوة نظامي، ‌ياد كرد. بي‌ترديد بهترين كتاب عبيد، اخلاق الاشراف نام دارد كه از عميق‌ترين رساله‌هاي فارسي است.11 هزليات، ‌حكايات، ‌تمثيلات، ‌سخنان بي پرده و كلمات زشت عبيد در واقع نحوة تلقي شاعر و ابزار مبارزه او در دوراني بوده كه بدترين رياكاري‌ها، ‌زهدفروشي‌ها و ستمگري‌ها رواج داشته است. در اين نوشته‌ها و سروده‌ها شاعر با زشتي به جنگ زشتي شتافته است.12 شايد بتوان او را برگزيده‌ترين هجوسرايان و تقليدنويساني دانست كه در ايران ظهور كرده‌اند.13 گذشت زمان نيز به نظم ونثر زاكاني خللي وارد نكرده و مناسبت و تازگي آن تا به امروز محفوظ مانده است. بي گمان مي‌توان علت اصلي بي اعتنايي منتقدان ادبي قديم و جديد نسبت به عبيد را در نظر اصولي وي مبني بر مخالفت با اشراف و بورژوازي شهري خلاصه كرد. اختصاص عبيد و حافظ به يك دربار در شيراز، احتمال وجود ارتباط ميان آن دو و حتي تأثير پذيري حافظ از لحن هزل‌آميز وي را به يقين تبديل مي‌كند.14 نكته يابي و انتقاد‌هاي ظريف اجتماعي در لباس طنز و لطيفه، ‌ابتكار و نوانديشي و لطف بيان و قدرت تعبير و اوج بلاغت و سرانجام ايجاز هنرمندانه از ويژگي‌هاي مهم آثار عبيد زاكاني است.15

 

مآخذ:

  1. حكيميان، ابوالفتح. فهرست مشاهير ايران. تهران: دانشگاه ملي ايران، 1357، ج 2، ص 224.
  2. صفا، ذبيح‌الله. تاريخ ادبيات در ايران. تهران: فردوس، 1373، ج 3، (2)، ص 964.
  3. مستوفي، ‌حمدالله. تاريخ گزيده. به كوشش عبدالحسين نوايي، ‌تهران: اميركبير، ‌1339، ص 805.
  4. عبيد زاكاني، ‌نظام‌الدين. لطائف عبيد زاكاني. به كوشش فرتر، استانبول: بي نا، ‌1303ق، ص 51.
  5. صفا. همان. ص 965 و 966 .
  6. بهزادي اندوهجردي، حسين. طنزپردازان ايران(از آغاز تا پايان دورة قاجار). تهران: دستان، 1383، ص 301.
  7. انصاري، قاسم. گلچيني از ديوان عبيد زاكاني قزويني. ‌تهران: طه، ‌1377، ص 14.
  8. اقبال آشتياني، عباس. مقدمه بر كليات عبيد زاكاني. ‌تهران: اقبال، 1332، ص 4 (مقدمه).
  9. بهزادي اندوهجردي. همانجا.
  10. انصاري. همان. ص 14 و 15.
  11. حلبي، ‌علي‌اصغر. عبيد زاكاني. تهران: طرح نو، 1377، ص 9.
  12. كاويان، ‌اسفنديار. نگرشي بر انديشه و اشعار حافظ و يادي از عبيد زاكاني طنزآور بزرگ. ‌تهران: گوتنبرگ، بي تا، ص 42.
  13. براون، ادوارد. از سعدي تا جامي. به كوشش علي‌اصغر حكمت، ‌تهران: ابن سينا، چ 3، 1351، ص 312.
  14. ريپكا، يان. تاريخ ادبيات ايران، ترجمه عيسي شهابي، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1354، ص 433-434.
  15. يوسفي، ‌غلامحسين. ديداري با اهل قلم. ‌تهران: علمي، چ 5، 1375، ص 288-289.

    نيز نك: آذربيگدلي، ‌لطفعلي بيگ. آتشكدة‌ آذر. به كوشش حسن سادات ناصري، تهران: اميركبير، ‌1339، ج 1، ب 3، ص 1195-1197؛ دولتشاه سمرقندي، تذكرةالشعرا. تهران: بي نا، ص 322؛ اته، ‌هرمان. تاريخ ادبيات فارسي. ‌ترجمة رضازاده شفق، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1337، ص 118-119؛ صفي، فخرالدين علي. لطائفالطوائف. به كوشش احمد گلچين معاني، تهران: اقبال، 1336، ص 227-228 و 329-‌332؛ نيكوبخت، ‌ناصر. هجو در شعر فارسي. تهران: دانشگاه تهران، چ 1، 1380، ص 353-356.
ابوالقاسم رادفر