Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

فارابي، ابونصر محمد، د. 339ق/ 1- 950م، فيلسوف مسلمان و بنيانگذار فلسفة اسلامي. اهل فاراب – شهري نزديك يا شهري ساخته شدة بر جاي شهر ويران شده اترار به دست مغول ـ  بود. مدتي در بغداد و حران زيست و نزد استادان زمان به آموختن منطق پرداخت و پس از آن به دمشق رفت و تا آخر عمر در آن‌جا ماند.1

فارابي با آموخته‌هاي خود از فلسفة يوناني –  اعم از افلاطون، ارسطو، و آميختن آن‌ها با آموزه‌هاي اسلامي، مكتبي را پايه‌گذاري كرد كه زيربناي فلسفة اسلامي گرديد. هر چند پيش از او، هم ترجمة آثار يوناني به عربي، هم رواج انديشة فلسفي به روش يوناني به طور پراكنده آغاز شده بود. فارابي نخست به منطق پرداخت و آن‌چه از اين علم يافت به عربي شرح و بسط داد و مشكلات آن را كه حتي كندي هم به آن نپرداخته بود گشود. سپس به آثار فلسفي ارسطو و افلاطون روي آورد و يك به يك به كشف اغراض آن‌ها پرداخت و نوشته‌هائي در اين دو زمينه باقي گذاشت. مرحلة بعدي در انديشة فارابي، تدوين نظام خاص فلسفي/ سياسي اوست كه براي نخستين بار در عالم اسلامي اتفاق مي‌افتاد و آن از در هم آميختن همة اين آموخته‌ها و انديشه‌ها به وجود آمد.2 آن‌چه فلسفة فارابي را ويژگي مي‌بخشد، گرايش او به وحدت انديشي است. به همين جهت تلفيقي از تفكر افلاطون و ارسطو و افلوطين و مفسران آن‌ها، كه گويا اين دو بخش اخير چندان براي او از آثار ارسطو تفكيك نشده بودند، در انديشة او به چشم مي‌آيد. سياست، كه بهتر است آن را فلسفة سياسي بخوانيم، يكي از دغدغه‌هاي جدي او به شمار مي‌رود. او در سياست نيز به دنبال يافتن همان وحدت فلسفي در پيكر جامعة انساني است. به طور كلي، نظام فكري فارابي و جهانشناسي او نظاميست كه افلوطين وار از واحد آغاز مي‌گردد و از بالا به پائين توسط عقول دهگانه به عالم زميني ما مي‌رسد. به همين جهت جامعه و حكومت نيز همواره از اين عامل وحدت بخش، يعني حضور عقل بهره‌مند است. در جاي جاي اين نظام، به مناسبت، فارابي عناصري از افلاطون و ارسطو را وارد ساخته است و آن را به مثابه كلي كه همه اجزاي آن با هم همخواني دارند عرضه مي‌نمايد. پس از فارابي، راه او هم در فلسفة اسلامي و هم در تفكر يهودي و هم با تأثيرهائي در فلسفة مدرسي اروپا دنبال شد. ابن‌سينا و ابن رشد هر يك جنبه‌اي از انديشة او را پرورش دادند.3

آثار فارابي به طور واضح نشان دهندة جاي پاي عقل در تمامي انديشة اويند، چه در روش و چه در محتوا. از همة كتاب‌ها و رساله‌هائي كه در تاريخ علم و تاريخ فلسفه‌هاي اسلامي به فارابي نسبت داده شده‌اند امروز اثري نيست، اما همان‌قدر هم كه باقي‌مانده قابل توجه است. بسياري از كارهاي او در منطق، جمع‌آوري شده و در مجموعه‌اي دو جلدي به نام المنطقيات للفارابي، قم، 1408ق، به چاپ رسيده‌اند. از كارهاي مهم او كتاب احصاء العلوم است كه براي نخستين بار در تاريخ علم اسلامي در آن به طبقه‌بندي علوم پرداخته شده است. دو كتاب مشهور او آراء اهل المدينه الفاضله و السياسات المدينه كه به گواهي نامشان در فسلفة سياسي نگاشته شده‌اند، در عين حال حاوي بخش‌هاي مهمي از نظرية او در باب عقل مي‌باشند. رسالة مهم او في معافي العقل يكسره دربارة عقل است. الجمع بين رائي الحكيمين نيز اثر مهم ديگر اوست كه در آن كوشيده است تا وحدت ميان تفكر افلاطون و ارسطو را اثبات نمايد. همة اين آثار به چاپ رسيده‌‌اند و برخي از آن‌ها به فارسي نيز ترجمه شده‌اند. اما همچنان جاي چاپي منقح و تحقيقي از كارهاي فارابي خالي است. اثر ديگري كه از او نام برده‌ شده اغراض مابعد الطبيعه ارسطو است و همان كتابي است كه ابن‌سينا را در فهم فلسفة ارسطو ياري كرد.

 

مآخذ:

  1. ابن‌خلكان، شمس‌الدين احمد. وفيات الاعيان. به كوشش احسان عباس، قم: 1364، 5/153- 157.
  2. قاضي صاعد اندلسي. التعريف بطبقات الامم. به كوشش غلامرضا جمشيدنژاد اول، تهران: 1379، 222- 223.
  3. مدكور، ابراهيم. «الفارابي». ترجمة علي‌محمد كاردان، در تاريخ فلسفه در اسلام، به كوشش م.م. شريف، تهران: 1362، 1/ 646- 648، 655.
منوچهر پزشک