Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

فردوسي، ابوالقاسم منصور (ح 329 يا 330-411 يا 416ق / 941 يا 942-1020 يا 1025م)، شاعر حماسه‌سرا.

استاد ابوالقاسم منصور ابن حسن، در قرية باژ از قراي طابرانِ طوس در خانواده‌اي از خاندان دهقانان زاده شد. دربارة نام او و پدرش اختلاف وجود دارد.1گويا پدرش باغبان چهارباغ به نام فردوس بود و به همين سبب، چون پسرش به شاعري روي آورد، تخلص فردوسي را برگزيد.2 او نيز در جواني مانند پدر خود مال و مكنت داشت و از اقران بي نياز بود. در آغاز ادب عربي و فارسي را آموخت. به داستان‌هاي كهن رغبت خاصي داشت و به ويژه به تاريخ گذشتة ايران عشق مي‌ورزيد و همين علاقه سرانجام او را به سرودن شاهنامه كشاند.3 در آن روزگار خاندان‌هاي دهقانان كوشش داشتند تا سنت‌ها و مآثر قومي و طبقاتي خود را در برابر ارزش‌هاي جديد كه اسلام به فضاي زندگي آنها آورده بود، حفظ كنند.4

فردوسي با بانويي با سواد، هنرمند و مهربان كه با نواختن چنگ و زبان پهلوي آشنا بود، ازدواج كرد و آن زن مددكار او در سرودن برخي از داستان‌هاي شاهنامه، مانند داستان بيژن و منيژه بود. حاصل اين ازدواج يك پسر و يك دختر بود كه پسرش در سي و هفت سالگي از دنيا رفت.5 فردوسي حدود 370ق / 980م به نظم شاهنامه پرداخت. پيش از او چند تن شاهنامه را به نظم و نثر آغاز كرده، اما آن را به انجام نرسانيده بودند. در اين راه، شماري از بزرگان و امراي طوس فردوسي را ياري دادند و او پس از 35 سال رنج، شاهنامه را به پايان رسانيد.6 دربارة چگونگي آشنايي شاعر با سلطان محمود غزنوي (حك 389-421ق / 999-1030م) و تقديم اين اثر به او تذكره‌نويسان روايات گوناگوني آورده‌اند. بنابر افسانه‌اي مشهور، ‌عنصري او را با سلطان محمود آشنا كرد.7 همچنين بنا بر روايتي فردوسي كه ثروت خود را صرف شاهنامه كرده و تهيدست شده بود، با معرفي ابوالعباس فضل بن احمد اسفرايني (د 404ق / 1303م)، وزير محمود، اثر خود را به آن سلطان تقديم كرد. اما چون پاداش سلطان را در خور خود نديد، او را هجو گفت و از غزنين رهسپار خراسان شد و شش ماه در خانة اسماعيل ورّاق پدر ازرقي (د 476ق / 1083م) شاعر به سر برد.8 پس از آن به طبرستان نزد سپهبد شهريار از آل باوند، رفت. بنا بر نقل چهار مقاله شهريار، ‌فردوسي را مورد لطف و محبت خود قرار داد و صد بيتي را كه او در هجو محمود سروده بود، به صد هزار درم خريد و با آب شست و جز شش بيت از آن باقي نماند.9 سپس فردوسي از مازندران به خراسان بازگشت و تا پايان حيات در زادگاه خود به سر برد.10 به روايتي بعدها، احمد بن حسن ميمندي، ملقب به شمس‌الكفاة (د 424ق / 1033م)، ‌دومين وزير سلطان محمود، در راه بازگشت از سفري كه با سلطان به هند رفته بود، ‌ناسپاسي محمود را به فردوسي به او يادآور شد و سلطان را به جبران آن برانگيخت.11 محمود غزنوي وقتي در پي دادن صله به فردوسي برآمد كه استاد طوس به پايان عمر خويش رسيده بود و در حالي كه در شهر طابران از يك در صِلة سلطان محمود مي‌رسيد، ‌از در ديگر جنازة فردوسي به بيرون مي‌رفت.12 پس از مرگ شاعر، اطرافيان او خواستند تا جسدش را در گورستان مسلمانان طابران به خاك بسپارند، اما به اتهام يكي از متعصّبان به رافضي بودن فردوسي مانع اين خاكسپاري شدند. لذا پيكرش را درون دروازة رزان، در باغي كه ملك خود شاعر بود، به خاك سپردند.13 از آثارش به جز شاهنامه مي‌توان به برخي ابيات و قطعات پراكنده در زمينة انواع شعر فارسي اشاره كرد. منظومة يوسف و زليخا را نيز به اشتباه به وي نسبت داده‌اند.14

 

مآخذ:

  1. صفا، ذبيح‌الله. تاريخ ادبيات در ايران. تهران: فردوسي، 1363، ج 1، ص 458-459؛ مصاحب، غلامحسين. دايرةالمعارف فارسي. 1381، ج 2، ص 1872.
  2. آذر بيگدلي، لطفعلي. آتشكدة‌آذر. به كوشش حسن سادات ناصري، ‌تهران: اميركبير، 1336، ‌ج 1، ب 2، ‌ص 476.
  3. زرين كوب، عبدالحسين. با كاروان حلّه. تهران: آريا، 1343، ‌ص 14.
  4. مصاحب. همانجا.
  5. رزمجو، حسين. قلمرو ادبيات حماسي ايران. تهران: پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، 1381، ‌ج 2، ص 11.
  6. بياني، مهدي. كارنامة بزرگان ايران. تهران: ادارة كل انتشارات و راديو، 1340، ‌ص 222-223.
  7. براون، ادوارد. از فردوسي تا سعدي. به كوشش فتح‌الله مجتبايي، تهران: مرواريد، چ 2، 1355، ص 182-184.
  8. خانلري (كيا)، زهرا. فرهنگ ادبيات فارسي. تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1348، ‌ص 371.
  9. نظامي عروضي سمرقندي، احمد بن عمر. چهارمقاله. ‌به كوشش محمد معين، تهران: ابن سينا، 1348، ص 83.
  10. صفا. همان. ‌ص 484.
  11. رزمجو. همان. ص 16 و 17.
  12. تميم‌داري، احمد. كتاب ايران، تاريخ ادب پارسي. تهران: انتشارات بين‌المللي الهدي، 1379، ص 149.
  13. نظامي عروضي سمرقندي. همانجا.
  14. حكيميان، ابوالفتح. فهرست مشاهير ايران. تهران:‌دانشگاه ملي ايران، 1357، ج 2، ص 318.

    نيز نك: افشار، ‌ايرج. كتابشناسي فردوسي. ‌تهران: انجمن آثار ملي، چ 2، 1355؛ برتلس، ‌يوگني ادواردويچ. تاريخ ادبيات فارسي. ترجمة سيروس ايزدي، تهران: هيرمند، چ 1، 1374، ج 1، ص 257، 362؛ بهار ملك الشعرا، محمدتقي. فردوسي نامه‌. ‌به كوشش محمد گلبن، ‌تهران: انتشارات مركز سپهر، ‌1345؛ الشاهنامه. ‌ترجمة البنداري، ‌مصر: 1932م؛‌ شفيعي (كيوان)، محمود. دانش و خرد فردوسي. تهران: 1351؛ صفا، ذبيح‌الله. حماسه سرايي در ايران. تهران: اميركبير، چ 3، 1352، ص 171 ـ 283؛ فروزانفر، بديع الزمان. سخن و سخنوران. تهران: چ 2، خوارزمي، 1350، ص 44ـ 112؛ نفيسي، ‌سعيد. تاريخ نظم و نثر در ايران و در زبان فارسي. تهران: فروغي، ‌1344، ج 1، ص 39ـ 41؛ نميرم ازين پس كه من زندهام. مجموعه مقالات كنگرة جهاني بزرگداشت فردوسي (هزارة تدوين شاهنامه)، به كوشش غلامرضا ستوده، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، چ 1، ‌1374؛ نلدكه، تئودور. حماسه ملي ايران. ترجمة بزرگ علوي، ‌با مقدمة سعيد نفيسي، تهران: سپهر، چ 3، 1357.
ابوالقاسم رادفر