Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

 «فرهنگ عامه»، يكي از برابر نهاد‌هاي اصطلاح Folklore انگليسي است1 ديگر برابر نهاد‌هاي اين اصطلاح در فارسي عبارتند از: «دانش عوام»،2 «توده‌شناسي»،3 «فرهنگ توده»4 و «فرهنگ مردم». همچنين «فرهنگ عاميانه»، «فرهنگ عوامانه»، «فرهنگ عوام» و يا عبارت‌هايي مانند «عقايد و رسوم و آئين‌ها و باورها»، يا حتي همين اصطلاح انگليسي به خط فارسي و با املاهاي «فلكلر»، «فولك‌‌لر»، «فولك‌لور»، «فلك‌لر»، «فلكلور» و «فلك لور» در متون فارسي از 1310ش به بعد ديده مي شوند.6 «فرهنگ عامه» مجموعة معارف و دانسته‌هاي گروهي خاص از مردم است و مي‌تواند به اعتبار ويژگي‌هاي اقتصادي، جغرافيايي، قومي و ... گروه‌هاي اجتماعي تقسيم شود.7 قلمرو اين دانش در پژوهش‌هاي ايراني در هر دو مفهوم «هنر شفاهي يا زباني» (Verbal art) و «زندگي عامه» (Folklife) مورد توجه قرار گرفته است. در اين‌جا نيز «زندگي عامه» مورد نظر است. «فرهنگ عامه» را به دو بخش مادي و معنوي تقسيم كرده‌اند. بخش مادي به محيط زندگي، خانه، خوراك، پوشاك، وسايل زندگي و حمل و نقل، پيشه‌ها، تفريح و آسايش، املاك و دارايي‌ها و ... و آئين‌ها و باورهاي مربوط به آن‌ها مي‌پردازد و بخش معنوي موضوعاتي چون دانش عوام، حكمت عاميانه، هنر عاميانه، زندگي اسرارآميز، مذهب عاميانه، آئين‌ها، باورها، جشن‌ها، قصه‌ها، ترانه‌ها، نمايش،  ضرب‌المثل‌ها و ... را در برمي‌گيرد.8 پژوهش‌هاي فرهنگ عامه در ادبيات نوين پس از انقلاب مشروطه و در نتيجة تأثيرپذيري از ايران‌‌شناسان غربي آغاز شد. با اين همه در سنت ادبي ايرانيان به گونه‌اي نا‌آگاهانه آثار ارزشمندي پديد آمده كه امروزه در چهارچوب علمي اين دانش پذيرفتني هستند. نمونه‌هايي از اين آثار كه به طور پراكنده در ميان نوشته‌هاي پيش از اسلام تا روزگار قاجار در قالب‌هاي گوناگون علمي و ادبي ديده مي‌شوند، عبارتند از: رسالة «خسرو قبادان و ريدك»، اندرزنامه‌هاي پهلوي، التاج، غُرَرُ اخبارِ الفُرس و سيرهم»، الاغاني، الابنيه عن الحقايق الادويه، متون جغرافيايي و تاريخ‌هاي محلي، شاهنامه، كليله و دمنه، سمك عيار، ديوان البسه، كنز الاشتها، عقايد النساء يا «كلثوم ننه»، مجمع الامثال، جامع التمثيل، ترجمة هزار و يك شب، امير ارسلان رومي، مصطلحات ميرزا حبيب لشگرنويس يا «مراة البلها»، مصطلحات ميرزا رضا حكيم‌خراساني، رسالة ملا جعفري خروس‌باز جانمازدار، و ... .9 رويدادن انقلاب مشروطه و اهميت يافتن مفاهيمي چون «توده»، «مردم» و «ملت» در گفتمان سياسي عصر مشروطيت سبب شد تا ادبيات نوين ايران از فرهنگ عامه بهرة بيشتري بگيرد. نوشته‌ها و رمان‌هاي روشنگرانه، نمايش و روزنامه‌نگاري سه قالب مهم ادبيات نوين هستند كه فراوان از ادبيات عامه استفاده كردند.10 ميرزا علي‌اكبر دهخدا* و حسن مقدم* دو تن از روزنامه‌نگاران و نمايش‌نامه نويسان روزگار مشروطه هستند كه آگاهانه به گردآوري و پژوهش‌ در فرهنگ عامه پرداختند.11 جهانگردان اروپايي سدة 19م در نوشته‌هاي خود به فرهنگ عامة ايران توجه كردند ولي ايران شناسان سدة بيستم هم به مطالعة ادبيات شفاهي ايران و هم به ترغيب پژوهشگران ايراني براي گردآوري فرهنگ عامه پرداختند: آلكساندر چودزكو (Aleksander chodźko)، والنتين ژوكوفسكي، بريكتو، لوريمر، راماسكوويچ، زاروبين، گالونو، كريستين سن، هانري ماسه، دونالدسون، ويلهلم ايلرس، الول ساتن، آدرين بول‌ون، اريكا فريدن و.... پژوهشگراني هستند كه در سراسر سدة بيستم به پژوهش‌ در فرهنگ عامة ايران از جمله گويش‌ها، قصه‌ها و باورهاي عاميانة ايرانيان پرداختند.12 همكاري مراكز پژوهشي خارجي با مراكز ايراني دهه‌هاي 40 و 50، نمونه‌اي ديگر از تأثير و تلاش غير ايرانيان براي پژوهش در فرهنگ عامة ايران است.13 همچنين بايد از تلاش اولريش مارزلف در دايرة‌المعارف قصه وابسته به دانشگاه گوتينگن ياد كرد كه فعاليت گسترده‌اي براي مطالعه و طبقه‌بندي قصه‌هاي ايراني انجام داده است.14 اديبان و نويسندگان ايراني با تأثير پذيرفتن از ايران‌شناسان اروپايي به تدريج در سال‌هاي 1300- 1310 به اهميت فرهنگ عامه پي بردند: ملك‌الشعرا بهار* در كنار پژوهش‌هاي ادبي و تاريخي به مطالعه «بازي‌هاي ايراني» پرداخت.15 همچنين، حسين كوهي‌كرماني* را به اهميت فرهنگ عامه و گردآوري آن آشنا ساخت. كوهي‌كرماني زير نظر بهار نخستين آثارش را منتشر كرد16 و در روزگار پهلوي اول از سوي وزارت فرهنگ مأمور گردآوري و پژوهش‌ فرهنگ عامة ايران شد.17 نويسندگان نوگراي ايران بيش از هر كس از ادبيات عامه تأثير پذيرفتند و در گردآوري فرهنگ عامه كوشيدند: محمد علي جمالزاده* «ساده‌نويسي» و «انشاي حكايتي» را رواج داد و «لغات عاميانه»* را تدوين كرد.18 صادق هدايت* نخستين ايراني است كه آرشيوي از ادبيات عامة ايران را تشكيل داد و در فاصلة‌ 1310- 1324 كوشيد تا مباني دانش فولكلور را در ايران رواج بخشد. اوج كار او انتشار مقالاتي با نام «فلكلر يا فرهنگ توده» در مجلة سخن (1323- 1324) بود كه به طبقه‌بندي فرهنگ مردم دست زد.19 جلال آل‌احمد*، صمد بهرنگي*، غلامحسين ساعدي* و از جمله نويسندگاني هستند كه در گردآوري و مطالعة فرهنگ عامه نقش ارزنده‌اي داشتند.20 دولت ايران زير تأثير تلاش‌هاي پژوهشگران، اديبان و نويسندگان نوگرا، از جمله هدايت،21 به فرهنگ عامه توجه كرد و گردآوري آن را در بند 7 مادة دوم اساسنامة فرهنگستان اول گنجاند.22 در 1314- 1315 اقداماتي براي گردآوري فرهنگ عامه توسط معلمان و دانش‌آموزان سراسر كشور صورت گرفت.23 در 1316 اساسنامة «مؤسسه مردم‌شناسي» تصويب شد كه يك شعبة آن به «توده‌‌شناسي» (فولك‌لر) اختصاص داشت.24 اين موسسه در 1317 به «بنگاه مردم‌‌شناسي» تغيير نام داد.25 غلامرضا رشيدياسمي، پروفسور هاز آلماني و محمدعلي فروغي چهره‌هاي علمي فعال در بنگاه مردم‌‌شناسي بودند.26 بنگاه مردم‌شناسي در دهة 20 در قالب موزة مردم‌شناسي* به فعاليت خود ادامه داد. در 1329 «ادارة موزه‌ها و فرهنگ عامه» در ادارة كل هنرهاي زيبا پديد آمد.27 1343 كه وزارت فرهنگ و هنر تشكيل شد، «ادارة فرهنگ عامه» در آن وزارتخانه به وجود آمد و تا 1352 به فعاليت ادامه داد.28 صادق‌كيا در دهة 40 گردانندة اصلي «فرهنگ عامه» بود. او به ياري پژوهشگران جوان به گردآوري و پژوهش فرهنگ عامه در لابه‌لاي متون كهن پرداخت.29 در 1352 «مركز ملي پژوهش‌هاي مردم‌شناسي و فرهنگ عامه» در وزارت فرهنگ و هنر ايجاد شد كه در 1354 به «مركز مردم‌‌شناسي ايران»* تغيير نام داد.30 اين مركز تا پيروزي انقلاب اسلامي فعال بود و افزون بر حفظ ميراث «ادارة فرهنگ عامه»، با همكاري پژوهشگران خارجي به پژوهش‌هاي ميداني روي آورد. نتايج پژوهش‌ها در قالب آثار مستقل و يا مجلة «مردم‌شناسي و فرهنگ عامه»* منتشر شد.31 «پژوهشكدة مردم‌شناسي»* سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ادامة كار مركز مردم‌شناسي است.32 همچنين آرشيو‌هاي آن امروز در مركز اسناد و مدارك اين سازمان نگهداري مي‌شود. در كنار فعاليت‌هاي منظم دولت در وزارتخانه‌هاي فرهنگ و فرهنگ و هنر، برخي از سازمان‌ها و مؤسسات دولتي به پژوهش‌هاي مردم‌شناسي و فرهنگ عامه پرداختند: فضل‌الله مهتدي مشهور به صبحي* در دهة 20 به قصه‌گويي در راديو ايران پرداخت و آثاري منتشر كرد.33 سيدابوالقاسم انجوي شيرازي* در فروردين 1340 نخستين برنامة راديويي فرهنگ مردم را اجرا كرد و در 1351 «مركز فرهنگ مردم»* را در راديو تلويزيون ملي ايران تأسيس كرد و تا 1358 به فعاليت ادامه داد.34 هم‌پاي فعاليت‌هاي بخش دولتي پژوهشگران مستقل چه به صورت گروهي و چه فردي نقش چشمگيري در مطالعه و پژوهش فرهنگ عامه داشته‌اند. آن‌ها در مطبوعات و يا تك‌نگاري‌هاي قومي و محلي به گردآوري فرهنگ عامه همت گماشتند: 1319- 1321 مطالب خوانندگان مجلة راهنماي زندگي در زمينة ادبيات عامه زير عنوان «يادگارهاي توده» منتشر مي‌شد.35 احمد شاملو و علي بلوكباشي در 1340- 1341 كوشش‌هاي براي گردآوري فرهنگ عامه در مجلة «كتاب هفته» صورت دادند.36 علي قلي اميني*، پرتوي آملي، احمد پناهي سمناني و ده‌ها پژوهشگر كه از دهة 40 به اين سو به گردآوري فرهنگ عامه پرداخته‌اند،37 نمونه‌اي از تلاش‌هاي غير دولتيان براي حفظ و گردآوري فرهنگ مردم است. پس از انقلاب اسلامي در برخي مراكز دولتي مانند صدا و سيما، مركز دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، سازمان ميراث فرهنگي ... به پژوهش‌هاي فرهنگ عامه توجه شده است. با اين حال پژوهشگران آزاد فعاليت گسترده‌تري در زمينة گردآوري و پژوهش در فرهنگ عامة ايران داشته‌اند.  

 

مآخذ:

  1. رشيدياسمي، غلامرضا. «در باب فولكلور». مجلة تعليم و تربيت، سال 6، ش1 (فروردين 1315)، ص87.
  2. هدايت، صادق. «ديباچة نيرنگستان». فرهنگ عاميانة مردم ايران. گردآورنده جهانگير هدايت، تهران: نشر چشمه، 1379، ص33.
  3. «اساسنامة مؤسسة مردم‌شناسي». مجلة تعليم و تربيت. سال 7، ش9 و 10، (آذر و دي 1316)، ص583.
  4. هدايت، صادق. «فلكلر يا فرهنگ توده»، فرهنگ عاميانة مردم ايران. ص233.
  5. انجوي‌شيرازي، سيدابوالقاسم. «مقدمه [بر فرهنگ مردم سروستان]، فرهنگ مردم سروستان. گردآوري و تأليف صادق همايوني، تهران: دفتر مركزي فرهنگ مردم، 1348، ص3- 4.
  6. محجوب، محمدجعفر. «فرهنگ عوام»، ادبيات عاميانة ايران (مجموعه مقالات). به كوشش حسن ذوالفقاري، تهران: نشر چشمه، 1382، ج1، ص35.
  7. بلوك‌باشي، علي. «فولكلور و ضرورت توجه به نقش آن». آوا ، ص22.
  8. رشيدياسمي، غلامرضا. «در باب فولكلور». ص92- 93؛ هدايت، صادق. «طرح كلي براي كاوش فلكلر يك منطقه»، فرهنگ عاميانة مردم ايران. ص242- 257.
  9. محجوب، محمدجعفر. «فرهنگ عوام». ص47- 52؛ خليقي، محمود. «مقدمه [مردم‌شناسي و فرهنگ عامه]»، مردم‌شناسي و فرهنگ عامه. ش1، (تابستان 1354)، ص7- 12؛ براي آگاهي از فهرست داستان‌هاي فارسي نكـ. منزوي، احمد. فهرستوارة كتاب‌هاي فارسي. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگي، 1374، ج1، ص265- 502؛ خوانساري، آقاجمال. عقايد النساء و مرآت البلها. دو رسالة انتقادي در فرهنگ توده. به كوشش محمود كتيرايي، تهران: كتابفروشي طهوري، 1349، سراسر كتاب؛ هبله‌رودي، محمدعلي. مجمع‌الامثال. ويراستة صادق‌كيا، تهران: انتشارات ادارة فرهنگ عامه، 1344، سراسر كتاب؛ همو، كليات جامع التمثيل شامل احاديث نبوي، حكايات و اندرزهاي دنيوي و اخروي. تهران: مطبوعاتي حسيني، 1363، سراسر كتاب؛ دالوند، حميدرضا. «تاريخ پژوهش‌هاي فرهنگ مردم، تلاش‌هاي نا‌آگاهانه». فصلنامة فرهنگ مردم. سال 4، ش 14 و 15، ص5- 14.
  10.  دالوند، حميدرضا. تاريخ پژوهش‌هاي فرهنگ مردم، تلاش‌هاي نا‌آگاهانه. ص14- 25.
  11. دهخدا، علي‌اكبر و ميرزا جهانگيرخان صوراسرافيل، تهران: انتشارات رودكي، ص1361، «ستون چرند و پرند»، همة شماره‌ها؛ همچنين نك. دهخدا، «امثال و حكم». تهران: اميركبير، 1361، 4ج، سراسر كتاب؛ نويسنده ميراث ملي، [مقالات] ويژة يكصدمين سال تولد حسن مقدم»، صحنه (فصلنامة تخصصي تئاتر، ش4 (بهار 1378)، ص51- 75؛
    - Moghadam, Hassan; Proverbes Persans recueillis et treduits", (in: Massages d' Orient, Avril 1926), PP. 87-92.
  12. Marzolph, U., "Folklore Studies" IRANICA, vol. 10, P.71.

    هدايت، صادق. «فلكلر يا فرهنگ توده». ص239-240؛ مارزلف، اولريش. طبقه‌بندي قصه‌هاي ايراني. ترجمة كيكاووس جهانداري، تهران: سروش، 1371، ص17-22.
  13. خليقي، محمود. «مقدمه»، ص20؛ بول ون، آدرين، «اسلوب علمي تنظيم مواد و قصه‌هاي عاميانه». سخن دورة 21، ش12 (تير 1351)، ص1159، 1166- 1170.
  14. نك. مارزلف. طبقه‌بندي قصه‌هاي ايراني. سراسر كتاب.
  15. بهار، محمدتقي. «بازي‌هاي ايراني». تعليم و تربيت، سال 4، ش11 (بهمن 1313)، ص641- 647؛ ش12 (اسفند 1313)، ص710-718.
  16. كوهي‌كرماني، حسين. پانزده افسانه از افسانه‌هاي روستايي ايران. تهران: كتابفروشي ابن‌‌سينا، 1348، ص5-7.
  17. همان؛ همو، هفتصد ترانه از ترانه‌هاي روستايي. تهران: كتابفروشي ابن‌‌سينا، 1345، سراسر كتاب.
  18. هستة اولية «فرهنگ لغات عاميانه» نخست به پيوست «يكي بود يكي نبود» منتشر شد سپس در 1341 با مقدمه‌اي يكصد صفحه‌اي به قلم نويسنده و به كوشش محمدجعفر محجوب به چاپ رسيد: جمالزاده، محمدعلي. فرهنگ لغات عاميانه. به كوشش محمدجعفر محجوب، تهران: انجمن فرهنگ ايران باستان، 1341.
  19. شهشهاني، سهيلا. «صادق هدايت پايه‌گذار انسان‌شناسي در ايران»، هفتاد مقاله. گردآوري يحيي مهدوي و ايرج افشار، تهران: اساطير، 1369، ج1، ص371-375؛ هدايت، اوسانه. تهران: مجموعه آريان‌كوده، 1310؛ همو، نيرنگستان، تهران: اميركبير، 1342، سراسر كتاب؛ همو، «ترانه‌هاي عاميانه» و «متل‌هاي فارسي». فرهنگ عاميانة مردم ايران، ص200- 232؛ همو، «فلكلر يا فرهنگ توده». ص233- 241؛ «طرح كلي براي كاوش فلكلر يك منطقه». ص242- 273.
  20.  نك. آل‌احمد، جلال. تات‌نشين‌هاي بلوك زهرا. تهران: اميركبير، 1356، سراسر كتاب؛ ساعدي، غلامحسين. خيا و يا مشكين‌شهر، كعبه ييلاقات شاهسون. تهران: اميركبير، 1354؛ بهرنگي، صمد. افسانه‌هاي آذربايجان. تهران: دنيا، 1358؛ همو (با همكاري بهروز دهقاني)، متل‌ها و چيستان‌ها. تهران: [بي‌نا]‌1357.
  21. هدايت، صادق.  «فلكلر يا فرهنگ توده». ص237.
  22. «اساسنامة فرهنگستان ايران». تعليم و تربيت. سال 5، ش3 (خرداد 1314)، ص167.
  23. تعليم و تربيت. سال 6، ش1 (فروردين 1315)، ص1-3، 6-8، 10-13، 26-28 و 41؛ رشيدياسمي، «در باب فولكلور»، ص86-93؛ هاز، «وظايف موزة مردم‌شناسي. تعليم و تربيت. سال 6، ش1‌ (فروردين 1315)، ص94- 96؛ تعليم و تربيت، سال 6، ش 3 (خرداد 1315)، ص241- 245.
  24. «اساسنامة مؤسسة مردم‌شناسي». ص583- 586.
  25. تعليم و تربيت. سال 8،  ش 3 و 4 (خرداد و تير 1317)، ص110؛ آموزش و پرورش. سال 8، ش 10 (دي 1317)، ص76.
  26. آموزش و پرورش. سال 8، ش 9 (آذر 1317)، [ويژة مردم‌شناسي]، سراسر مجله.
  27. دفتر مطالعات و برنامه‌ريزي فرهنگي وزارت فرهنگ و هنر، تاريخچة وزارت فرهنگ و هنر. تهران: معاونت طرح و بررسي‌هاي وزارت فرهنگ و هنر، 1357، ج1، ص22؛ ايران در عصر پهلوي (پيشرفت‌هاي فرهنگي و هنري)، تهران: واحد طرح و بررسي‌هاي سازمان نمايشگاه‌هاي بين‌المللي ايران، 1355، ج3، ص856.
  28. دفتر مطالعات و برنامه‌ريزي فرهنگي وزارت فرهنگ و هنر، تاريخچة وزارت فرهنگ و هنر. ج1، ص23-31 و 118.
  29. كيا، صادق. «بررسي در نوشته‌هاي فارسي از نظر مردم‌شناسي، بخشي از كارهاي ادارة كل موزه‌ها و فرهنگ عامه»، هنر و مردم. ش9 (تير 1342)، ص20-21؛ ايران در عصر پهلوي (پيشرفت‌هاي فرهنگي و هنري)، ج3، ص885.
  30. دفتر مطالعات و برنامه‌ريزي فرهنگي وزارت فرهنگ و هنر، تاريخچة وزارت فرهنگ و هنر. ج1، ص118؛ خليقي، «مقدمه [مردم‌شناسي و فرهنگ عامه]»، ص15-21.
  31. «گزارش فعاليت‌هاي مركز مردم‌شناسي ايران»، مردم‌شناسي و فرهنگ عامه. ش2، پائيز 1354)، ص114-118؛ ايران در عصر پهلوي (پيشرفت‌هاي فرهنگي و هنري)، ج3، ص887- 889.
  32. شهشهاني، سهيلا. سرمقاله [انسان‌شناسي]، انسان‌شناسي. سال اول، ش 1‌ (بهار و تابستان 1380)، ص4؛
    - Marzolph, U., Folklore Studies, P.72.
  33. مارزلف. طبقه‌بندي قصه‌هاي ايراني. ص18-19.
  34. انجوي شيرازي، سيدابوالقاسم. «مقدمه [بر فرهنگ مردم سروستان]». ص14-20؛ وكيليان، سيداحمد. «بزرگداشت دهمين سالگرد خاموشي زنده‌ياد انجوي شيرازي، فصلنامة فرهنگ مردم. سال 1، ش 3 و 4 (پائيز و زمستان 1381)، ص103-108؛
    - Marzolph, U., Folklore Studies, PP.71-2.
  35. انجوي‌شيرازي، سيدابوالقاسم. مقدمه [بر فرهنگ مردم سروستان]. ص11.
  36. بلوكباشي، علي. «فولكلور و ضرورت توجه به نقش آن». ص21.
  37. انجوي‌شيرازي، سيدابوالقاسم. «فرهنگ مردم». ص124- 126.            

حمیدرضا دالوند